دانلود آهنگ جدید

خرداد ۱۳۹۵ -

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
پنج شنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۷

گزارش از وقایع و حال و هوای منزل «حبیب محبیان» پس از درگذشت وی

 

پس از اعلام خبر درگذشت خواننده محبوب موسیقی پاپ زنده‌یاد «حبیب محبیان» از صبح روز بیست و یک خرداد، عکس‌های گوناگونی در فضای مجازی دست به دست شد. اما به تازگی عکس‌ها و گزارش‌هایی در اختیار ما قرار گرفته که روایتگر حال و هوای منزل حبیب در روستای «نیاسته کتالم» از ظهر دیروز است. به نقل از شاهدان عینی، از ظهر دیروز و پس از اعلام رسمی خبر درگذشت مرحوم حبیب اهالی روستای «نیاسته کتالم» و روستاهای اطراف عازم منزل این خواننده شدند. گفته شده که مردم با حضور در حیاط منزل مرحوم حبیب و قرائت فاتحه با خانواده ایشان ابراز همدردی می‌کردند.

 

برخی از اهالی جوان‌تر منطقه هم عکس‌هایی از مرحوم محبیان را در دست داشتند و دقایقی پس از حضور مردم به درخواست آنها و با موافقت خانواده محبیان، بلندگوی کوچکی برای پخش آثار آن خواننده فقید در حیاط قرار می‌گیرد. همسر حبیب و سایر اعضای خانواده هم هر چند دقیقه یکبار به حیاط می‌آمدند و به ابراز احساسات مردم پاسخ می‌دادند. همچنین یکی از اتفاقات جالب حضور دوستداران حبیب در منزل او شعری بود که یکی از اهالی روستای مجاور برای حبیب می‌سراید و در حضور همسر او می‌خواند.

«محسن مصطفی‌لو»، از اهالی روستای مجاور نیاسته کتالم، که شعری در وصف حبیب سروده و در حضور همسرش خوانده بود درباره اتفاقات امروز و حضور مردم در جلوی منزل آن مرحومگفتگویی داشت که در ادامه می‌خوانید:

 

*چه زمانی متوجه خبر درگذشت حبیب محبیان شدید و پس از آن چه اتفاقاتی رخ داد؟
به مجرد اینکه متوجه شدیم همه اهالی روستای «نیاسته» و روستاهای اطراف عازم منزل مرحوم حبیب شدند. ازدحام زیاد شده بود و به دلیل عدم قطعیت مراسم تشییع پیکر ایشان فقط مردم گروه گروه به منزل مرحوم حبیب می‌رفتند و فاتحه‌ای قرائت می‌کردند. به خانم ایشان تسلیت گفتیم و من هم اعلام کردم که همه ما در غمشان شریک هستیم و بنده هم شعری که سروده بودم را خواندم. این اتفاق تا نزدیک غروب ادامه داشت و کم کم اغلب مردم رفتند و خواستند که به دلیل خستگی و ناراحتی خانواده مرحوم حبیب، آنها راحت باشند.

 

*آقای حبیب در منزل فوت کردند؟
بله ایشان در منزل فوت کردند. با اورژانس ۱۱۵ تماس گرفته می‌شود و پس از حضور نیروهای امداد مشخص می‌شود که مرحوم حبیب علائم حیاتی ندارند و سپس پیکر را به سردخانه منتقل کردند.

 

*در مدت زمانی که شما جلوی منزل ایشان حضور داشتید آیا مدیر یا مسئول استانی به دیدار خانواده آن مرحوم آمدند؟
به قدری ازدحام بود که چیزی مشخص نمی‌شد. بزرگان و ریش‌سفیدان محلی نظم را برقرار می‌کردند و همه مردم با انسجام و نظم از خانواده مرحوم حبیب حمایت می‌کردند. در حال حاضر هم تا جایی که اطلاع دارم چند تن از همسایگان و برخی از بستگان مرحوم از راه دور آمده‌اند و در منزل هستند. اکثر مردم تا فردا متفرق شده‌اند.

 

*از زبان همسر یا اطرافیان ایشان نکته خاصی در مورد جزئیات مراسم تشییع و تدفین نشنیده‌اید؟
هنوز ما به یقین نرسیده‌ایم. گفته بودند که بیست و چهار ساعت بعد مراسم تشییع آنجا خواهند داشت و می‌گفتند که باید پسرش هم بیاید. احتمال وجود دارد که مراسم‌ها اینجا باشد ولی ما هنوز به یقین و قطعیت نرسیده‌ایم.

 

*پس تا «محمد» پسر حبیب به رامسر نیاید مراسم برگزار نمی‌شود؟
همه می‌گویند باید «محمد» بیاید ولی هنوز نکته قطعی در مورد مراسم‌های ایشان وجود ندارد.

 

*در روستای محل سکونت حبیب مزاری برای تشییع و تدفین وجود دارد؟
شهری به نام «سادات‌ شهر» در نزدیک این روستا است که در آن مقبره یک عارف وجود دارد. این مکانی که عرض کردم تقریباً حدود ده دقیقه با ماشین تا اینجا فاصله دارد. روایتی وجود دارد که می‌گویند احتمالاً همسر اول ایشان آنجا دفن است و شاید پیکر حبیب را به آنجا منتقل کنند. من مطمئن نیستم و صحبت دقیقی مطرح نشده است. شاید محل تدفین در بهشت زینبیه رامسر باشد یا امکان دارد به تهران انتقال دهند.

 

*شمع‌هایی به یاد مرد تنهای شب
اما اولین دقایق غروب آفتاب دوستداران خواننده قطعه «مادر» با شمع‌هایی که در دست داشتند جلوی منزل او سوگواری کردند. شنیده‌ها حکایت از آن دارد که بنرهای متعدد تسلیت هم برای ابراز همدردی در روستای «نیاسته کتالم» نصب شده است.

خانم «نیاستی»، یکی از اهالی روستای «نیاسته» کتالم، که به گفته خودش امروز تمام مدت در منزل حبیب و کنار خانواده او بوده هم روایت‌هایی از وقایع پس اعلام خبر فوت زنده‌یاد حبیب داشت:

در حال حاضر نامه‌ای با امضای همسر آقای حبیب برای وزارت ارشاد نوشته‌اند و اعلام کرده‌اند که می‌خواهند پیکر ایشان در قطعه هنرمندان دفن شود. تا فردا ظهر یا عصر فرصت داده‌اند که تایید تدفین ایشان در قطعه هنرمندان صادر شود. ظاهراً به دلیل برخی مسائل هم آنها در تهران دست نگه داشته‌اند. قرار است در صورتی که قبول کردند یک مراسم تشییع در همین‌جا برگزار کنند و مستقیماً عازم قطعه هنرمندان شوند و گویا قرار نیست در ملاءعام این اتفاق انجام شود. اگر اجازه صادر نشود فردا عصر یا پس فردا در همین منطقه مراسم تدفین انجام شود. چون «حبیب» اینجا را خیلی دوست داشت و حتی جای دفن او را علامت‌گذاری و مشخص کرده‌اند. خانواده حبیب همه چیز را به تصمیم ارشاد موکول کرده‌اند و در صورت تایید فردا عصر همگی عازم تهران می‌شوند.

او در پاسخ به این سوال که خانواده حبیب تمایل دارند پیکر او در کجا به خاک سپرده شود گفت:«خود خانواده حبیب دوست دارند تدفین او در رامسر انجام شود. چون خود آقای حبیب هم واقعاً شمال را دوست داشت. مردم اینجا هم خیلی دوست دارند که این اتفاق در همین‌جا باشد. اما حبیب برای مردم ایران بوده است. البته شاید در بهشت زهرا سال به دوازده ماه کسی حتی برای قرائت فاتحه بر مزار او نرود ولی به هرحال آنجا قطعه هنرمندان است.»

این ساکن روستا درباره حال و هوای کنونی منزل حبیب هم اعلام کرد:«در حال حاضر مدیر برنامه‌های آقای حبیب و چند تن از دوستان و اقوام همسرشان حضور دارند. برخی از مردم هم هنوز اینجا هستند و شمع روشن کرده‌اند و از استان‌های تهران و گیلان و حتی مشهد خودشان را به اینجا رسانده‌اند. با همت یکی از اهالی محل هم خرما و نان و پنیر به عنوان افطار به مردم داده شد. خانم حبیب هم از ظهر مرتب به میان مردم می‌آمدند و از حضورشان تشکر می‌کردند. مردم روستا حلوا و خرما خیرات می‌کنند و برخی هم با هزینه خودشان صندلی و چراغ و بنر تهیه کردند. همچنین نمایندگانی از سوی فرمانداری، استانداری و ارشاد مازندران برای دیدار با خانواده آن مرحوم به اینجا آمدند.»

او درباره «محمد» پسر حبیب هم گفت:«پسر حبیب امروز تماس گرفت و مادرش را دلداری می‌داد و با روحیه خوبی با او صحبت کرد و گفت که به زودی به ایران می‌آید.»

صحبت‌های اهالی روستای محل سکونت حبیب به صورت قطعی مورد تایید این رسانه نیست.

۰۰

متن آهنگ هر چی تو بخوای از محسن یگانه

 

تب تو از لحظه های من نگیر این همون داغیه که میپرستمت
وقتی که دستاتو میگیرم ببین اختیار کل دنیا دستمه
من که یه عمره پر از بغضم ببین واسه ی لبخند تو چه میکنم
زندگی دلیل بغض من نبود تو نمیخندی، تو نمیخندی که گریه میکنم
دیگه بعد از این سمت من بیای هرچی تو بگی هرچی تو بخوای
دیگه بعد از این سمت من بیای هرچی تو بگی هرچی تو بخوای
خودتو پایین میاری پای من که تورو پیدا کنم فقط همین
چیزی جز افتادن از چشمای تو منو از بالا نمیزنه زمین
از خودم خیلی خجالت میکشم وقتی حتی از منم دلت پره
وقتی حالتو عوض نمیکنم بودن من به چه دردی میخوره
♫♫♫♫♫♫♫♫
آهنگ جدید محسن یگانه بنام هرچی تو بخوای
♫♫♫♫♫♫♫♫
خودتو پایین میاری پای من که تورو پیدا کنم فقط همین
چیزی جز افتادن از چشمای تو منو از بالا نمیزنه زمین
از خودم خیلی خجالت میکشم وقتی حتی از منم دلت پره
وقتی حالتو عوض نمیکنم بودن من به چه دردی میخوره
تب تو از لحظه های من نگیر دیگه بعد از این سمت من بیای
هرچی تو بگی هرچی تو بخوای دیگه بعد از این سمت من بیای
هرچی تو بگی هرچی تو بخوای تب تو از لحظه های من نگیر
این همون داغیه که میپرستمت وقتی که دستاتو میگیرم ببین
اختیار کل دنیا دستمه من که یه عمره پر از بغضم ببین
واسه ی لبخند تو چه میکنم زندگی دلیل بغض من نبود
تو نمیخندی، تو نمیخندی که گریه میکنم
دیگه بعد از این سمت من بیای هرچی تو بگی هرچی تو بخوای
دیگه بعد از این سمت من بیای هرچی تو بگی هرچی تو بخوای

۰۰

حبیب محبیان درگذشت

دسته بندی : اخبار موسیقی تاریخ : جمعه ۲۱ خرداد ۱۳۹۵

حبیب محبیان درگذشت

 

«جمشیدپور» مدیر برنامه های حبیب دقایقی پیش ضمن تائید خبر درگذشت حبیب محبیان به گفت: «خبر متاسفانه صحت دارد و در دقایق آینده جزئیات بیشتری از آن منتشر خواهد شد.

بنا به اخبار منتشر شده، او بر اثر سکته قلبی جان خود را از دست داده است».

حجت جمشیدپور نیز از تلاش‌هایی برای دفن این خواننده در قطعه هنرمندان خبر داد و اینکه در ساعات گذشته با علی مرادخانی وارد جلسه شده اند تا محل تشییع پیکر حبیب و خاکسپاری این خواننده مشخص شود. جمشیدپور افزود: «محمد (پسر حبیب) در ترکیه است و در ساعات گذشته به او اطلاع داده شده که به ایران بیاید. به محض ورود به ایران و تصمیم گیری خانواده مبنی بر برنامه ریزی مراسم، اطلاع رسانی خواهد شد» «نیما باقری» از دوستان و همراهان حبیب که در ساعات گذشته لحظه به لحظه در کنار حبیب و خانواده او بوده دقایقی پیش درباره جزئیات این خبر گفت: «ناهید» همسر آقای حبیب در ساعات ابتدایی صبح متوجه این موضوع شده اند. ایشان طبق عادت همیشگی صبح زود برای ورزش صبحگاهی به محوطه باز ویلا رفته اند و هشت صبح همسر ایشان در حالتی سیاه و کبود حبیب را در محوطه ویلا روی زمین مشاهده کرده اند.» او با ذکر این جزئیات تکان دهنده افزود: «تماس با اورژانس و رسیدن آمبولانس مراحل بعدی اتفاق بود که به مرور رخ دادند ولی حبیب قبل از رسیدن به بیمارستان فوت کرده بود و پس از بررسی های اولیه مشخص شد او به دلیل ایست قلبی فوت کرده است.» این همراه و دوست خانوادگی حبیب در انتهای صحبت هایش گفت: «در حال رایزنی برای انتقال پیکر حبیب به تهران هستیم و در ساعات آینده جزئیات بیشتری از این اتفاق برای انتشار در اختیار سایت ها قرار خواهد گرفت.»

 

حبیب سال گذشته برای نخستین بار در سومین جشن سالانه «موسیقی ما» در تالار وحدت روی صحنه رفت و پس از اعطای جوایزی در بخش پاپ رو به حاضرین گفت: «اول از همه بگویم که من بدون گیتارم فلج هستم و تا جایی که یادم می‌آید تابه‌حال بدون گیتار روی هیچ صحنه‌ای نرفته بودم.بسیار خوشحالم که از تریبون نام من را صدا زدند و در کنار سایر هنرمندان می‌توانم دقایقی را همراه شما باشم.من خوشحالم که هستم، گرچه لیاقت ندارم در صف جلو صندلی‌ها بنشینم، اما همین که برای اولین‌بار بعد از شش سال سکوت، می‌توانم با شما صحبت کنم خوشحالم. فقط می‌گویم الهی موفق باشید و هیچ وقت خدا را فراموش نکنید.

این جمله‌ها بخشی از صحبت‌های حبیب محبیان خواننده مطرح ایرانی، پس از شش سال سکوت و حضورش در ایران و مقابل چشمان همکاران و اهالی رسانه بود.از محبیان خواسته شد در سومین جشن سالانه «موسیقی ما» جایزه یک عمر فعالیت هنری ناصر فرهودی را اهدا کند. پس از آن محبیان جایزه احسان خواجه‌امیری برای آلبوم «پاییز تنهایی» را که از سوی مردم انتخاب شده بود اهدا کرد.
حبیب محبیان درباره احسان خواجه‌امیری هم چند کلمه‌ای صحبت کرد و افزود: «سال‌ها پیش نوجوانی را در کنار پدر هنرمندش می‌دیدم که با چه اشتیاقی مشغول فراگیری موسیقی بود و حالا بسیار خوشحالم این پسر می‌تواند حق پدرش را بگیرد».

۰۰

متن آهنگ مهراب و سراج به نام قایق

دسته بندی : اخبار موسیقی تاریخ : پنج شنبه ۲۰ خرداد ۱۳۹۵

متن آهنگ مهراب و سراج به نام قایق

***

دارم میرم خدافظی نکردیا این سری این دلو میزنم به دریا
چشمای من خون دریای تو اونه آهنگه منو واست چه با عشق می خونه
تلخه ولی واجبه گفتنه حقایق رسم مرده گل گلایله نه گله شقایق
بچه بودی یادمه آب بازی دوست داشتی اومدم آب بازی کنم با خودمو قایق
قبل رفتن به خدا سپردمت اون خودش میدونه چقدر نذر کردم سرت
چیکه چیکه خونو تویه دلم ریختم تو چی کار کردی با من که اینجوری بهم ریختم
بالای دست من زیاده دست ولی حتی نمیبینم توو دستت جا شه
من بانیه اشکاتم اشکامو ببین مرد ندیدم قد خودم دل شکسته باشه
مرگ امشب قراره لبامو ببوسه تنم قراره زیر خاک بپوسه
مردت مبارک غیرتی هم میشه تکیه کردی به این به اینی که ملوسه
بزن که امشب هوسه کتک دارم بعد از این به دعاهای بابامم شک دارم
عشقتما با همه بی سر و سامونی تو رو میخواستما سلام عشق خیابونی
خدا کنه پا بده پای تو من وایستم به کسی چه بگو اصا خودم خواستم
خیلیا عاشقن اما عاشقه یه هفته ن سلامتی همه اونایی که رفتن که رفتن
از تمومه خاطرات کودکیهام درد موند یه نیم وجب احساس یه بچه ی ولگرد موند
با احساست تویه هر بیت نری ها داستان نهنگ جواب نداد میپرم تو دریا
فیلتر سیگارام کل این شهرو ورداشته رو دستم ندیدم ریه داغون ترم باشه
هوای این شهر خیلی وقته آلودگی داره باعثو بانیش منما از دوده سیگاره
این شهر قشنگیش به خنده های تو بود قشنگیه این شهر به دروغای تو بود
میخندیدی دستاشو سفت میگرفتی مژه هام آرزوهام بود تو ازم گرفتی
چشم بادمیه من چشم آهوی من من رفتم زیر خاک گریه نکن بخند
هق هق کنی ناموسا جهنمو بستم قسم به خاکه نم دارم به کفن خسته ام
گرگ صفته بابا بی ناموسه عشقت حداقل سر خاک دلبری نکن زشته
لعنت به مردم این شهر به چشمای حسود از قدیم گفتن داغونتر نبود
حوای قلبم غریقه نجاتم امروز خورشید و فلک همرنگه چشاتن
ساحلو میبینی چه دلگیره دریا آتیشو میبینی عکسات دارن میسوزن
خاطرات حلقه ات عکس به این خوبی دو پاروی شکسته یه قایقه چوبی
دل میزنم دریا دریا دلش خون امروز هیچ پرنده ی عاشقی آواز نمیخونه
بیقرارم واسه روزایی که رفتی غرورم که خورد شده چرا قایقو شکستی
من بیقرارم واسه ریه ی پره آب هیچ جایی حتی واسه ی نفس نیست
تشنگی عذابه وقتی واسم سرابی من خوابم نمیبره تو چند ساله که خوابی
تا حالا شده لا به لای بغضهات بخوابی جمعمونم جمعه منو نیلوفر آبی
آب اومده بالا لب به لب قایق رسم مرده گل گلایله نه گل شقایق
موج موج موج میزنه بالا خون تو ریه هام جاشو به آب داده حالا
من برنمیگردما حتی همپای من شی تو دختر من بودی حالا با کی میخوای زن شی
من بیقرارم دختر قرارمون چی بود قرار آخرت با اون زیر پل هوایی نبود
همون پلی که ما باهاش خاطره ها داشتیم واسه تک تکه پله هاش دو تایی اسم گذاشتیم
قراره آخر نیومدی دیر شد خدایی این پله های پل هوایی پرسید کجایی
هوا گرگو میشو ساعته رفتن بود دیر اومدی دختر روزی که هفت ام بود
نگرانمه واسه همه احتیاجه دل سوختنشم پای مهراب و سراجه

۰۰

متن آهنگ مهراب به نام خونابه

دسته بندی : اخبار موسیقی تاریخ : پنج شنبه ۲۰ خرداد ۱۳۹۵

متن آهنگ مهراب به نام خونابه

****

مارو که شکستی واسه این جدیده
حداقل لایی نکش مشتی
خوب کشیدی کنار ولی دیر نیست میبینم
اون روزی که سر خاکم با گریه برگشتی
خونآبه های کف این خونه رو میبینی
وصیت کردم رنگ جنازمم نبینی
قرمز شده خونه خونآبه بازی کن
من زنونه میبازم تو مردونه بازی کن
تنتو میسازه من قبرمو میسازم کجایی؟
میخوام نگات کنم بازم
لحظه ی مرگمه میخوام صدات کنم بازم
من باید بمیرم اگه عشقمو نشناسم
دنیا سرم آوار پرده ها رو دوختم
چشمام میسوزه مارلبرو ها سوختن
نخند جلو چشمام مسموم هواتو
بخیه بچه بازی شده من جر میدم لباتو
امشب عروسیته تو خونآبه دست و پا میزنم
جلو عکسای دونفرمون رگامو میزنم
تو لبخند نزن عشقم نخند جلو چشمام
ده لبخند نزن تخم سگ موهاتو میکنم
تو تاوان گریه های مادرمو میدی نپرس رگامو میزنم
من روانیم دیدی انقدر وجودشو داشتم که خونآبه پرشده
خونه قرمز شده هااا نبین که ترسیدی
هنوز جذاب میخندی قرمز میپوشی لاس میزنه باهات
تو هم اشک پشت گوشی هنوز دوستم داری یا نه
عزیزم واسه تو هنوز تا سلام میکنن در میاری لباستو
هنوز همه رو میبوسی میزاری کنار
هنوز کادوهای قدیمیتم میمونه یادگار
هنوز دلخوشی به عکسام
یه نگاهی میندازی واسه بار آخر
مهراب و خونآبه بازی تیغ خون درد
این خونآبه ها بعد تو جای تو رو پرکرد
نیستی خون از رگام فواره میزنه
مامانم رو این سینه پاره میزنه
امشب عشقم با داداش من دست داد
یه مادر پسرشو تو گریه از دست داد
خون از تنم قطره قطره بیرون میاد میره
امشب راه رگام بازه واسه پشیمونی دیره
شرمندم واسه خودکشی آخرم
من شرمندم شرمنده اشکای مادرم
من شرمندم واسه جاسیگاریایه پر
من شرمندم جلوت تمومه قرصای تب بر
روم سیاهه مامان اگه کثیفه خونه
مامان روم سیاهه اگه هیکل من خونه
روم سیاهه اگه جون نداره پاهام
مامان خون از تنم رفته دیگه درنمیاد صدام
این روزگار خیلی زخما گذاشت بعدت
خیلی بیراهه میرفتی گندش دراومد
ناخونامو خوردم رسیدم به گوشتم
دیگه نمیکشم من صبرم سر اومد
یادته همیشه گفتم مامان بابا که پر
اینجارو جا انداختم عشقم شده پر پر
بهش مینازیدی باهاش کلاس میزاشتی
ولی به ما که رسیدا ندید کله خر تر
دوباره شب شد و خاطرات تو اومد یادم
دوباره جلو اتاق خالیتو وایسادم
خدایا به اسمت قسم یه امشبرو صبح کن
یا منو دعوت کن پیش خودت یا حالمو درست کن
حس ندیدنت داره منو سرباز میکنه
دوباره زخمای رفتنت داره سر باز میکنه
آخه شنیدم نه با اون سر سازگاری داره
عشقم من حتی باهاش سر روی بالش نمیزاره

۰۱