دانلود آهنگ جدید

آذر ۱۳۹۵ -

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
یکشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۷

تجلیل از حسین علیزاده در شب نشان ملی نیما

دسته بندی : اخبار موسیقی تاریخ : یکشنبه ۲۸ آذر ۱۳۹۵

تجلیل از حسین علیزاده در شب نشان ملی نیما
هفتمین «شب نشان ملی نیما» هم‌زمان با سال‌روز درگذشت این شاعر در نوشهر در حالی برگزار می‌شود که قرار است استاد «حسین علیزاده» آهنگساز و نوازنده برجسته تار در این مراسم تجلیل شود. محمود دولت آبادی، خسرو سینایی، شمس لنگرودی و هادی مرزبان از دیگر کسانی هستند که مورد تجلیل قرار می‌‌گیرند.

در هفتمین شب نشان ملی نیما، هنرمندان تئاتر، موسیقی، شعر، فیلمسازی و هنرهای تجسمی حضور می‌یابند و آثار ممتاز هنرمندان در حوزه‌های مختلف ارائه و از بزرگان و مفاخر بزرگ کشور در رشته‌های موسیقی، هنر، سینما و تئاتر تجلیل می‌شود.

هفتمین آئین ملی شب نشان نیما عصر روز پنج‌شنبه ۱۶ دی‌ماه هم‌زمان با سال‌روز وفات این شاعر پرآوازه و نوگرا در محل سالن اجتماعات اداره کل بنادر و دریانوردی استان مازندران واقع در نوشهر برگزار می‌شود. «شب نشان ملی نیما» بزرگ‌ترین رویداد فرهنگی مازندران و نوشهر است که از سوی مؤسسه مردم‌نهاد برگزار می‌شود و شهرداری و شورای شهر نوشهر و سایر دستگاه‌های اداری شهرستان نوشهر نیز در این رویداد حضور دارند.

سال گذشته، «شهرام ناظری» به عنوان یکی از میهمانان ویژه در ششمین همایش ملی شب نشان نیما حضور یافته بود و مورد تجلیل قرار گرفت. در این همایش ملی دو اثر موسیقیایی از شهرام ناظری پخش شد که با استقبال بسیار گرم و پرشور حاضران روبه‌رو شد و در نهایت این اسطوره آواز برای تجلیل به روی صحنه رفت. او در این خصوص می‌گوید: «برنامه‌های مختلفی برای نیما یوشیج در جاهای مختلف از جمله زادگاه نیما، روستای یوش برگزار کردیم و اکنون که این همایش ملی با نام «شب نشان نیما» که در نوشهر برگزار می‌شود، جای تحسین و خوشحالی دارد. فضای همایش ملی شب نشان نیما من را بر آن داشت تا یک کنسرت با اشعار نیمایی در نوشهر برگزار کنم و قول برگزاری کنسرت را از همین فضای شب نشان نیما به مردم نوشهر می‌دهم.»

۰۰

قطعه مرز ما عشق است با شعر مورد تحسین رهبر معظم انقلاب منتشر شد
به مناسبت خبر مسرت‌بخش آزادسازی شهر حلب، قطعه موسیقی «مرز ما عشق است»، در دفتر موسیقی موسسه «شهرستان ادب» تولید شد. «مرز ما عشق است» سروده سیدمحمدمهدی شفیعی و تنظیم آرمان مهربان، ساختاری پاپ ارکسترال دارد و آهنگساز و خواننده‌ آن امیرحسین سمیعی است. شعر این قطعه پیش از این در دیدار سال ۱۳۹۵ شاعران با رهبر فرزانه انقلاب قرائت شده بود و رهبری در تحسین این سروده به نو بودن «لفظ، معنا و مناسبت» اشاره کردند. پس از آن، این شعر در فضای مجازی و بخصوص شبکه‌های اجتماعی با استقبال فراوان مردمی، بارها بازپخش شد.

شاعر با اشاره به حوادث اخیر در «شام و عراق»، «عشق» را «بدون مرز» می‌داند و بنابراین معتقد است: «سامرا، غزه، حلب، تهران چه فرقی می‌کند؟» اکنون با شکست حصرِ حلب، و مشابهت‌سازی آن در فضای رسانه‌ای با آزادی خرمشهر و آبادان، محتوای این سروده بُعدی پیشگویانه نیز یافته است، از جمله بیتی که به صورت مستقیم به این وقایع اشاره می‌کند: «قفل باید بشکند باید قفس را بشکنیم / حصر الزهرا و آبادان چه فرقی می‌کند؟» به همین مناسبت، دفتر موسیقی شهرستان ادب با انتخاب این شعرِ موفق برای آهنگ‌سازی، «مرز ما عشق است» را به شهدای مدافع حرم تقدیم کرده است که پیام این قطعه در حقیقت، زبان حال آنان است.

موسسه فرهنگی هنری شهرستان ادب پیش از این سه قطعه موسیقی «چگونه رهایت کنم»، سروده و دکلمه محمدحسین نعمتی، برای شهدای انفجار هواپیمای ایرباس با موشک آمریکایی، «هنوز در دل ما» سروده و دکلمه علی داودی، به مناسبت ایام سوگواری محرم و «خلاصه همه بغض‌های تاریخم»، سروده و دکلمه علی‌محمد مودب، در پاسداشت شهید حاج رجب محمدزاده، هر سه با آهنگسازی محمدحسین سمیعی تولید و منتشر کرده بود که در این میان، «خلاصه همه بغض‌ها…» با استقبال فراوان مخاطبان در فضای مجازی رو به رو شد.

گفتنی است برای معرفی این قطعه، که چهارمین اثر موسیقایی تولید شده در دفتر موسیقی «شهرستان ادب» به شمار می‌رود، به زودی نشست خبری و آیین رونمایی برگزار خواهد شد

۰۰

رکورد ۱۸۰۰۰ نفری اشوان در آخرین کنسرت پاییزی

دسته بندی : اخبار موسیقی تاریخ : یکشنبه ۲۸ آذر ۱۳۹۵

رکورد ۱۸۰۰۰ نفری اشوان در آخرین کنسرت پاییزی
اشوان آخرین کنسرت پاییزی خود را با حضور پر شور مخاطبانش در سالن میلاد نمایشگاه بین المللی برگزار کرد.

خواننده قطعه «تنها شدم» با برگزاری ۴ سانس کنسرت طی روزهای ۲۷ و ۲۸ آذر به رکوردی جالب در عرصه موسیقی پاپ دست یافت. او با فروش بیش از ۱۷ هزار بلیت طی ۹ سانس در شهر تهران، تنها خواننده‌ای است که طی سال‌های اخیر توانسته بدون انتشار آلبوم مخاطبان خود را پای اجرای زنده خود بکشاند.

اشوان در این کنسرت قطعات «بهت مریضم»، «تنها شدم»، «بعد من»، «چرا گریه کردم» و … را همراه دو قطعه جدید اجرا کرد. او همچنین بخشی از قطعه «وای قلبم» را که در کنداکتور برنامه نیز نبود را با نوازندگی کیبورد سعید شمس اجرا کرد.

از نکات جالب این اجرا می‌توان به استقبال چشمگیر از قطعه تازه منتشر شده «شمع ها را روشن کن» اشاره کرد، به گونه‌ای که حاضرین در سالن تمام قطعه را با اشوان همخوانی کردند.

طناز طباطبایی، صابر ابر، اشکان آبرون و مهدی طارمی از جمله میهمانان ویژه این کنسرت بودند که اجرای آن بر عهده موسسه فرهنگی هنری «آوای دوران» به مدیریت خانم کاویانی و تهیه کنندگی رسول ترابی بود.

شایان ذکر است این آخرین کنسرت اشوان پیش از انتشار اولین آلبوم رسمی وی است که در زمستان سال جاری منتشر خواهد شد.

همچنین به زودی رسانه «نوا» گزارش انحصاری ویدئویی از این کنسرت را به همراه گفتگو با اشوان و رسول ترابی را منتشر می‌کند.

۰۰

آیین بزرگداشت زنده یاد ایرج بسطامی برگزار می‌شود
آیین بزرگداشت زنده یاد «ایرج بسطامی» هنرمند فقید آواز ایرانی، از سوی مؤسسه فرهنگی و هنری «ایرج بسطامی»، طی دو روز ۴ و ۵ دی ماه ۱۳۹۵ در دو شهر کرمان و بم برگزار می‌گردد.

به گزارش سایت خبری و تحلیلی «موزیک تراک»، پنجم دی ماه سالروز تلخ زلزله ویرانگر شهر بم و درگذشت «ایرج بسطامی» خوانندهٔ بنام موسیقی ایران است، او که با صدای رسا و ماندگارش، اثرهای ارزشمندی را برای مردم ایران زمین خلق کرد و اینگونه نام خویش را در تاریخ هنر این دیار کهن، جاودان و مانا ساخت.

شایان ذکر است که بسطامی که در ۴۶ سالگی بدرود حیات گفت، در سال ۱۳۳۶ در شهرستان بم متولد شد و از سن بسیار کم جوانی به آواز خواندن علاقه نشان داد. او سال‌ها ردیف‌های آوازی را در مکتب تهران و سبک استاد عبدالله‌خان دوامی را نیز نزد عمویش یدالله بسطامی فرا گرفت و در ۲۲ سالگی به جرگهٔ شاگردان محمدرضا شجریان پیوست. بسطامی مدت‌ها بعد در خانهٔ شجریان با زنده‌یاد پرویز مشکاتیان (آهنگساز و نوازندهٔ سنتور) آشنا و این آشنایی به شروع همکاری بسطامی با گروه «عارف» منجر شد. روحش شاد و یاد و خاطره‌اش گرامی باد.

آیین بزرگداشت زنده یاد «ایرج بسطامی» هنرمند فقید آواز ایرانی، از سوی مؤسسه فرهنگی و هنری «ایرج بسطامی»، طی دو روز ۴ و ۵ دی ماه ۱۳۹۵ در دو شهر کرمان و بم برگزار می‌گردد.

۰۰

الکساندر مارکوف با رهبر سابق ارکستر سمفونیک تهران همکاری می‌کند
«علی رهبری» در یک همکاری تازه با «الکساندر مارکوف»، نوازندهٔ سر‌شناس بین المللی، به اجرای یک برنامه زنده خواهد پرداخت.

به گزارش سایت خبری و تحلیلی «موزیک تراک»، مدیر سابق ارکس‌تر سمفونیک تهران، از اجرایی زنده با همکاری «الکساندر مارکوف» و همراهی «ارکستر سمفونیک دولتی آنتالیا» خبر داد که بر اساس گفته‌های وی، این اجرا به دعوت «بنیاد فرهنگی و هنری آنتالیا»، قرار است۱۳ ژانویه (۲۴ دی ماه ۱۳۹۵)، در سالن «اسپندوس آنتالیا» به روی صحنه برود. در کنسرت پیش روی رهبری و مارکوف، قرار است ضمن اجرای کنسرتو شماره ی۱ پاگانینی، سمفونی ۵ شوستاکوویچ با رهبری «علی رهبری» به اجرا در بیاید.

شایان ذکر است که «الکساندر مارکوف» نوازندهٔ آمریکایی که اغلب از او به عنوان یک نابغه در نوازندگی ویولون یاد می‌شود برندهٔ مدال طلای مسابقه مشهور «پاگانینی» است که تاکنون با اغلب ارکسترهای بزرگ جهان برنامه داشته است. وی که اکنون مشغول برگزاری تور بزرگ کنسرت هاییش در کشور چین است، پیش از استعفای «علی رهبری» از ارکس‌تر سمفونیک تهران، دعوت به ایران را پذیرفته بود تا طبق برنامه ریزی‌های مشخص شده، با این ارکس‌تر طی روزهای ۱۵ و ۱۶ اردیبهشت، کنسرتو چایکوفسکی را در «تالار وحدت» اجرا کند که با رفتن رهبری، این موضوع منتفی شد. رهبری و مارکوف پیش از این همکاری‌های متعددی با یکدیگر داشته‌اند و این بار نیز در اجرایی تازه با هم بروی صحنه خواهند رفت.

۰۰

محسن چاوشی برای فصل جدید خندوانه خواند

دسته بندی : اخبار موسیقی تاریخ : یکشنبه ۲۸ آذر ۱۳۹۵

محسن چاوشی برای فصل جدید خندوانه خواند
ویژه برنامه ی تلویزیونی «خندوانه» همزمان با شب یلدا، وارد فصل چهارم فعالیت خود می‌شود که یکی از اتفاقات تازه ی این برنامه، پخش قطعه‌ای با صدای «محسن چاوشی» خواهد بود.

به گزارش سایت خبری و تحلیلی «موزیک تراک»، قطعه ای با عنوان «زندان» از «محسن چاوشی»، در برنامه ی «خندوانه» رونمایی می شود. چاوشی که پیش از این از ساخت قطعه ای جدبد با نام «زندان» خبر داده بود و دمویی کوتاه از بخش‌های بی‌کلام این اثر را نیز در صفحه ی شخصی خود منتشر کرده بود، این بار اثر تازه ی خود را در «خندوانه» تقدیم مخاطبان و هواداران خود خواهد کرد.

قطعه ی «زندان»، بر اساس یکی از غزلیات «مولانا» خوانده شده است. این غزل درون‌مایه‌ ی عشق، جنون و مرگ دارد اما چاوشی آن را با ریتمی تند و نسبتاً شاد برای «خندوانه» تنظیم کرده است که به گفته ی «رامبد جوان»، این اثر مناسب حال و هوای این برنامه می باشد. «محسن چاوشی» علاوه بر تنظیم این اثر، آهنگسازی، میکس و مسترینگ آن را هم انجام داده و «عادل روح‌نواز» نوازنده ی گیتار الکتریک آن بوده است.

«رامبد جوان» پس از پایان فصل سوم «خندوانه» اعلام کرده بود که چاوشی جزو ۴، ۵ مهمان بزرگی است که دوست دارد به این برنامه بیاید. این مجری تلویزیونی روز جمعه به همراه یکی از همکارانش به استودیو شخصی «محسن چاوشی» رفته و با وی گفت‌وگویی داشته که امکان دارد از دل همین گفت‌وگوها یک سورپرایز تقدیم مخاطبان کند.

شایان ذکر است که «محسن چاوشی» تاکنون تیتراژ ویژه‌برنامه ی تحویل سال و تیتراژ برنامه ی پشت صحنه ی «احسان علیخانی» در سال ۹۱ و تیتراژ ابتدایی برنامه ی «مهربانو» در سال ۹۴ را اجرا کرده و از این حیث «خندوانه» می‌تواند چهارمین فعالیت رسمی چاوشی در تلویزیون باشد. اوعلیرغم موفقیت ویژه در سینما و عرصه ی خانگی، تاکنون هیچ قطعه‌ای برای سریال‌های تلویزیونی نخوانده است.

۰۰

محمدرضا مقدم تیتراژ برنامه با صبح شبکه دوم سیما را می‌خواند
«محمدرضا مقدم» تیتراژ یک برنامه صبحگاهی تلویزیون را می‌خواند. به گزارش سایت «موزیک تراک» این خواننده جوان از اواخر این هفته با تیتراژ برنامه «با صبح» مهمان منازل مخاطبان کرسانه ملی می‌شود. این برنامه هر روز از شنبه تا چهارشنبه از ساعت ۶:۳۰ تا ۸ صبح روی آنتن شبکه دوم سیما می‌رود. قطعه‌ای که محمدرضا مقدم برای برنامه «با صبح» آماده کرده فضایی شاد و اکتیو دارد و تولید آن هم به پایان رسیده و پخش آن از همین هفته آغاز می‌شود. ترانه این اثر توسط «عبدالله روا» که سابقه اجرا در شبکه‌های مختلف سیما را دارد سروده شده است. «علیرضا افشار» هم ملودی محمدرضا مقدم را تنظیم کرده و در این بخش از تکنوازی ساز نی‌انبان هم بهره برده است. میکس و مستر اثر را هم «محمد فلاحی» انجام داده و این قطعه به تهیه‌کنندگی «افشین کریمی» و به سفارش «سهیل سلیمانی» (تهیه‌کننده برنامه با صبح) تولید شده است.

«با صبح» سومین تیتراژ محمدرضا مقدم در سال جاری برای تلویزیون خواهد بود. او در ماه مبارک رمضان امسال دو قطعه برای تیتراژ برنامه «شیدایی» خواند که هر شب پس از افطار پخش می‌شد و خودش یک مرتبه در همین برنامه اجرای زنده داشت. تیتراژ سریال «بوی تاک» هم تجربه دیگر این خواننده در تلویزیون بود که چندی پیش از شبکه تهران پخش شد. البته محمدرضا مقدم تیتراژ سریال «آسپرین» به کارگردانی «فرهاد نجفی» را هم در سال جاری خوانده بود که از طریق شبکه نمایش خانگی در اختیار مخاطبان قرار می‌گرفت.

تیتراژ برنامه «با صبح» با صدای محمدرضا مقدم را همین هفته و پس از پخش در تلویزیون، از طریق سایت «موزیک تراک» دانلود کنید.

۰۰

گفت‌و‌گو با پژمان حدادی درباره ساز‌ دوایر کوکی
ندی قبل «پژمان حدادی» – آهنگساز و نوازندهٔ برجستهٔ سازهای کوبه‌ای – «فریم درام»‌ها یا «دوایر کوکی» را رونمایی کرد. دوایر کوکی (پژواک) که درگذشته با نام «پنداریک» شناخته شده بود در حال حاضر توسط شرکت هاپا تولید و آماده عرضه شده است. ساخت این ساز‌ها توسط شرکت پادوک انجام می‌گیرد و از لحاظ کیفی دقت و تلاش زیادی در ساخت آن‌ها بکار رفته است.

پوست این دوایر ساخت شرکت Remo است که مواد اولیه آن از الیاف مصنوعی مایلار ساخته می‌شود. از خصوصیات این پوستهای مصنوعی (Fiber Skin) کیفیت صدا دهی گرم، پرحجم و مطلوب است که صرفا به منظور استفاده در سازهای کوبه‌ای ساخته می‌شوند و قبل از ارائهٔ نهایی از آزمایشات زیادی عبور می‌کنند. مقاومت بسیار بالا از دیگر خصوصیات این پوست است و در شرایط متفاوت آب و هوایی هیچگونه تغییری نمی‌کند که نتیجه آن صدایی ثابت و یکسان است. قابلیت کوک شدن ساز کوبه‌ای صرفاً برای شل و سفت کردن پوست نیست. با بالا و پایین بردن کوک می‌توان نت‌های متعددی را به دست آورد. در نتیجه چیدن چند دایره در کنار هم امکان اجرای ملودیک/ریتمیک را فراهم می‌کند. این امکان سبب می‌شود که ذهن نوازنده امکان ساختار یا کمپوزیسیون پیدا کند و از خلاقیت بیشتری بهره‌مند شود. ضمن این‌که در همراهی با یک ارکستر ملودیک، هنگامی که ساز کوبه‌ای با ارکستر کوک شود، می‌تواند فواصل صوتی یا هارمونیک مطلوبی بوجود بیاورد که نتیجه آن همگونی و نداشتن صدای اضافی و غیر موسیقایی است. به همین بهانه با این نوازنده به گفت‌وگو نشسته‌ایم:

به نظر می‌رسد در سال‌های اخیر، ریتم و سازهای کوبه‌ای در ایران با تحولات بسیاری مواجه شده‌اند و رنگ‌آمیزی صوتیِ بیشتر و ریتم‌های متفاوت‌تری شنیده می‌شود، شما نیز در عین تلاش‌هایی که در این سال‌‌ها انجام داده‌اید، به تازگی فریم درام‌ها دوایر کوکی را رونمایی کرده‌اید. انتظار دارید این ساز چه نقشی در فضای ارکسترال موسیقی ایران ایفا کند؟ حضور آن در آثار خودتان به چه شکل خواهد بود؟

من از سال‌های پیش از دوایر کوکی استفاده می‌کردم. این طرح دایره‌هایی است که قابلیت کوک شدن داشته باشند و به دلیل اندازه‌های مختلفی که از لحاظ قطر دارند، نت‌های مشخصی از این ساز‌ها می‌توان استخراج کرد و به دست آورد، برای مثال ساز بم‌دایره‌ای که قابلیت کوک شدن دارد و قطر دایره به ۲۰ اینچ می‌رسد روی نت‌ها ی دو تا می‌جواب می‌دهد و خوش‌صدا است و قابلیت کوک شدن دارد. بعد از آن نت‌های بعدی به دایره‌های دیگری که از لحاظ قطر دایره کوچک‌تر هستند. بنابراین شما با در اختیار داشتن سه دایره به راحتی می‌توانید یک اکتاو کامل را داشته باشد و بنا بر نت شاهد و فواصل مختلف هارمونیکی که می‌توانید مابین این دایره‌ها داشته باشید با یک آنسامبل هم‌نوازی کنید. آن اوایل که از این طرح استفاده کردم بیشتر به منظور رنگ‌آمیزی‌ای بود که در خدمت ساز تنبک بود. کماکان این حالت وجود دارد، اما از لحاظ حجم و صدادهی می‌تواند رنگ خاصی به یک آنسامبل استفاده کند و به شکل مستقل به عنوان یک کم‍پوزیسیون سازهای کوبه‌ای هم می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد و فضای کوبه‌ای ملودیک ایجاد کند. از لحاظ کم‍پوزیسیونِ یک قطعهٔ کوبه‌ای هم می‌تواند امکانات بیشتری را با یک فضای ذهنی دیگری (به دلیل صرفن کوبه‌ای – ملودیک بودنش) در اختیار یک نوازنده قرار دهد و اصولا رنگ‌آمیزی و ترکیب این ساز فضای خاصی را ایجاد می‌کند.

یعنی این ساز می‌تواند به عنوان یک ساز ریتمیک در تمامی ارکستر‌ها استفاده شود؟

خیر، این معنا نیست که همیشه و در تمام آنسامبل‌ها استفاده شود. من خودم نیز همیشه از این ترکیب استفاده نمی‌کنم و گاهی اوقات تنها با تنبک به فراخور قطعه‌ای که وجود دارد و کارهای ساختاری‌ای که احتیاج به سازهای کوبه‌ای دارند اگر فضا و نیازش وجود داشته باشد از این‌ها بهره می‌گیرم. به خصوص اینکه اگر به شکل دایم بخواهد مورد استفاده قرار گیرد، یک‌نواخت می‌شود.

شما در گفت‌و‌گویی این مساله را بیان کرده‌اید که ساز تمبک در گروه‌های ایرانی چندان جدی شمرده نمی‌شد؛ اما رفته رفته اتفاقاتی رخ داد که دیدگاه هنرمندان به مقوله ریتم تغییر کرد؛ آیا این به معنای رضایت شما از آن چیزی است که هم اکنون در ریتم موسیقی ایران رخ می‌دهد؟

قطعا حضور سازهای کوبه‌ای در موسیقی ایرانی نسبت به گذشته بیشتر شده است و در این مساله تردیدی وجود ندارد. البته موسیقی ایرانی موسیقی ملودی محوری است و شعر و ملودی در آن نقش ‍پررنگ‌تری دارند و شاید در این میان به قضیه ریتم کمتر توجه شده است. با اینکه ما در گذشته ریتم‌هایمان به صورت ادواری بوده است و به آن توجه می‌شده است و به همین خاطر است که در فرمت موسیقی دستگاهی ما ریتم به اندازهٔ ملودی و شعر نقش ‍پررنگی ندارد، اما با گذشت زمان، امروز احساس نیاز به این ساز‌ها بیشتر شده است و سازهای کوبه‌ای مورد استفاده قرار می‌گیرند. البته احساس می‌کنم شنیدن موسیقی‌های دیگر نیز در این میان بی‌تاثیر نبوده است. به نظر می‌رسد نوازنده‌های دیگر با شنیدن موسیقی‌های دیگر از طریق اینترنت دربارهٔ موسیقی‌های دیگر کنجکاو بوده‌اند و حتما این کنجکاوی و علاقه‌مندی به سازهای کوبه‌ای بیشتر شده است و ساز کوبه‌ای توانسته‌اند نقش بیشتری در آنسامبل‌ها داشته باشد. اصولا ساز کوبه‌ای به دلیل داشتن ریتم و هیجانی که می‌تواند ایجاد کند این نیاز را در زمان خودش به وجود آورده و سبب شده است تا بیشتر از ریتم و سازهای کوبه‌ای استفاده کنیم. البته نکته‌ای که خیلی مهم است این است که حتمن باید تجربه‌های بیشتری در این زمینه کسب کنیم، به خصوص از لحاظ فرم و ارکستراسیون و چیدمان سازهای کوبه‌ای، چون به‌‌ همان دلیلی که گفتم سازهای کوبه‌ای بسیاری ممکن است در یک آنسامبل چیده شوند و تنها تنبک نیست. دراین سال‌ها دف اضافه شد و رفته‌رفته سازهای دیگری چون دمام و… در آنسامبل‌ها استفاده می‌شود و از لحاظ چیدمان ما حتمن نیاز داریم تا بتوانیم با سلیقهٔ بهتر و دانش بیشتری به ارکستراسیون سازهای کوبه‌ای توجه کنیم و نوع استفاده از آن‌ها مناسب با موسیقی‌ای باشد که اجرا می‌شود.

چقدر از خلایی که در ریتم وجود دارد و خوشبختانه در حال حاضر همان‌طور که شما اشاره کردید در حال برطرف شدن است به فعالان این عرصه باز می‌گردد؟

موسیقی ایرانی موسیقی‌ای است که ملودی و شعر در آن نقش مهمی دارد، ضمن اینکه نوازندهٔ ساز تنبک به شکل جدی وجود نداشته است – در این میان چند استثنا وجود دارد- اما به ظور کلی نوازندهٔ مستقل ساز تنبک وجود نداشته و اکثر کسانی که ساز تنبک را در گروه یا ترکیبی می‌نواختند، آوازخوانان و ضربی‌خوانانی بودند که برای حفظ ریتم و ضرباهنگ یک قطعه از تنبک استفاده می‌کردند تا ضرب صحیح نگاه داشته شود. وقتی آثار ضبط شده‌ی قدیمی که در اختیار داریم را می‌شنویم، متوجه می‌شویم که بیشترشان از لحاظ تکنیکی حرفی برای گفتن ندارند و به صورت بسیار بدوی و ساده نواخته می‌شد و به ظرایفی که امروز در تنبک شکل گرفته است توجهی نداشته‌اند. تکنیک‌های تنبک هم‌اکنون بسیار جوان است و نقطهٔ عطف آن به زمان زنده‌یاد استاد «حسین تهرانی» باز می‌گردد. ایشان تنبک را متحول کردند و از زمانی که تنبک به صورت یک ساز جداگانه در آن تک‌نوازی صورت گرفت و قطعاتی به صورت گروه‌نوازی تنبک در زمان زنده‌یاد تهرانی اتفاق افتاد از آنجا این ساز مورد توجه قرار گرفت و اندک‌اندک موسیقی‌دانان و شنونده‌ها متوجه شدند که تا چه اندازه این رنگ‌آمیزی می‌تواند موثر باشد. این روند ادامه ‍پیدا کرد و می‌شود گفت تکنیک به رشد بالایی رسید و امروز از لحاظ تکنیکی قابل مقایسه با گذشته نیست.

به نظرتان رشد تکنیکی این ساز‌ها هم‌اکنون به اندازهٔ کافی با رشد همراه بوده است؟

نظر شخصی من این است که ما حتمن نیاز به تجربه‌های بیشتری داریم و پیشرفت‌هایی که از لحاظ فرم تکنیکی در این ساز صورت گرفته است شاید همچنان کافی نیست و ما همچنان نیازمند محتوا و فرم در اصول ریتمان هستیم.

دوایر کوکی تا چه اندازه برگرفته از سازهای کوبه‌ای ایران است و چه نشانه‌هایی از سازهای دیگر گرفته است؟

ساز دایره از اولین سازهایی بوده است که بشر به آن رسیده است و به همین دلیل هم گوناگونی و انواع مختلف دایره را در کشورهای دیگر هم مشاهده می‌کنیم. این ساز در تمامی فرهنگ‌های موسیقایی وجود دارد و در مناطق مختلف هر کشوری می‌بینیم که این ساز با اندازه‌های گوناگون و صدادهی متفاوت وجود دارد. در ایران به عنوان مثال می‌بینیم که فرم‌های مختلف دایره از شمال خراسان گرفته تا دف که در اصل دایرهٔ کردستان محسوب می‌شود، ‌ دیده می‌شود و شاید به دلیل اینکه بیشتر در سال‌های اخیر مورد استفاده قرار گرفته است از دایره‌های دیگر شناخته شده است. دایره در آذربایجان نیز به شکل‌های گوناگون وجود دارد و در جنوب ایران و استان‌های مرکزی نیز دایره به شکل‌های گوناگون وجود دارد. بنابراین تنوعی که در سازهای دایره‌ای شکل است اصولا می‌تواند در قالب موسیقی ایرانی استفاده شود. دایره‌هایی که من در اختیار داشتم فکر نمی‌کنم از لحاظ فضا چندان از این ساز‌ها دور باشد، چون‌‌ همان خصوصیات را با‌‌ همان مشخصات صدای دایره دارند، منتها با تفاوت‌های جزیی. ممکن است دایره‌ای که من استفاده می‌کنم یا ‍پژواک‌های کوکی طنین بیشتری داشته باشند، این به خاطر ساختاری که دارند، نوع ساخت، ‍پوستی که در آن به کار رفته و همچنین کوکی بودنشان است و باعث می‌شود تا یک رنگ‌آمیزی و صدای دیگری بدهند، اما از طیف دایره‌هایی که استفاده می‌کنیم دایره‌های کوچک به خاطر صدای تیزی که دارد به گوش ما بیشتر آشناست و صدای نزدیکی به دایرهٔ آذری دارد.

به تفاوت‌های رنگ‌آمیزی این ساز با دایره‌هایی که از گذشته در فرهنگ موسیقایی‌امان می‌شناسیم، اشاره کردید. ممکن است در این باره توضیح بیشتری دهید؟

صدایی که شاید تازه‌تر باشد یک دایرهٔ بم طنین‌دار است، اما صولا بافت و صدای اصلی از سازهای دایره‌ای شکلی که ما در فرهنگ موسیقایی خودمان داریم دور نیست، تنها تفاوتش این است که خب قابلیت کوک شدن دارد و این به منظور شلی یا سفتی پوست نیست بلکه برای به وجود آوردن فواصل صوتی است، چون شما بر کنار یا مرکز هر دایره یا استوانه‌ای که یک پوستی که در آن کشیده شده باشد و ضربه‌ای بزنید روی نت مشخص می‌ایستد یعنی می‌تواند فرکانس آن اندازه‌گیری شود و گوش به خصوص اکر اندکی حساستر باشد می‌تواند تشخیص دهد که روی نت مشخصی ایستاده است. وقتی شما قابلیت کوک‌شدن در دایره یا هر ساز پوستی دیگر داشته باشید این امکان را به شما می‌دهد که اگر به صورت تک دایره استفاده می‌شود روی نتی باشد که هنگام هم‌نوازی با یک گروه یا یک ملودی بر اساس نت شاهد تناسب داشته باشد یا اگر چند دایره چیده می‌شود بین خودشان این فاصله مطلوب را اجرا کرد که باز با ملودی‌ای که نواخته می‌شود فاصلهٔ مطلوب و موسیقایی ایجاد کند. کلا هدف من از دوایر کوکی این بوده است.

ایدهٔ اصلی دوایر کوکی چگونه شکل گرفت؟

خیلی سال ‍پیش تقریبا ۱۸-۱۹ سال پیش دنبال صدایی می‌گشتم که به عنوان یک صدای مکمل و به عنوان یک رنگ صوتی باشد. امروز برایم جالب است که همین طرحی که استفاده می‌کنم از‌‌ همان روز اول در ذهنم نقش بسته بود و دنبال چنین چیزی بودم تا قادر باشم بدون اینکه بخواهم تنبک را زمین بگذارم دایره‌ای را در کنارم داشته باشد که به عنوان یک رنگ به الگوهای ریتمیک و رنگ‌آمیزی که هست صدای دیگری اضافه کنم. فکر می‌کردم به عنوان هم‌نوازی با آنسامبل می‌تواند تاثیر خوبی داشته باشد. این ایده را از سالیان ‍پیش داشتم و صدایم را در سرم می‌شنیدم تا اینکه در آن سال‌ها شرکت‌های سازهای کوبه‌ای دایره‌های زیادی نمی‌ساختند به خصوص دایره‌ای که کوکی باشد.

چرا «پنداریک» به دوایر کوکی تغییر نام داد؟

من مدتی قبل موفق شدم دایره‌ای ‍پیدا کنم که یک کمپانی در آلمان این دایره را ساخته بود و برایش یک فرمی که می‌توانست روی یک پایه قرار گیرد، طراحی کرده بودند. البته من آن طرح را تغییر دادم تا از لحاظ صدادهی بهتر باشد. اولین سازی که من موفق شدم پیدا کنم از طرف دوستی که خود نوازندهٔ سازهای کوبه‌ای در امریکا بود با من تماس گرفت و گفتم من چنین طرحی در ذهن دارم و اگر شما چیزی می‌دانید با من تماس بگیرید، ایشان با من تماس گرفتند و گفت که من این ساز را تهیه کردم و اگر دوست داری آن را ببین. من آن ساز را مشاهده کردم و دیدم دقیقن‌‌ همان چیزی است که دنبالش می‌گردم و خیلی هیجان زده و خوشحال بودم، سازندهٔ آن ساز یک شرکت آلمانی بود، من بلافاصله با آن‌ها تماس گرفتم و در سفری که به این کشور داشتم به آن کارخانه رفتم و دیدم علاوه بر آن سایزی که دوست نوازندهٔ سازهای کوبه‌ای من پیدا کرده بود، چهار سایز متفاوت دارند. یکی از آن ساز‌ها با خط فارسی \نداریک نوشته شده است. گفتند این سایز به خصوص برای امضای حکیم لودین است (که بعد‌ها ما با ایشان در گروه ضربانگ همکاری داشتیم) طراحی این ساز به شکلی بود که ترکیبی از دایره و ‍پندره و ریک عربی بود که به نظر من از نظر صدادهی ربطی به آن‌ها نداشت، ‌ من وقتی این ساز‌ها را تهیه کردم‌‌ همان سازی که امضای حکیم را داشت و رویش نوشته بود پنداریک برای اولین بار در گروه دستان در کنسرت نیاوران استفاده کردم و کنجکاوی نوازنده‌های سازهای کوبه‌ای را جلب کرد و این اسم روی آن ماند اما بعدن به دلیل اینکه پست طبیعی داشتند ود صدایشان البته خیلی گرم و خوب بو دایما روی قطر دایره پست نازک بز کشیده شده بود و دایما در حال بازی و تغییر بود، طبیعتن نت آن عوض می‌شد و فواصل مطلوب به فواصل نامطلوب بدل می‌شد و من به آن‌ها ‍پیشنهاد دادم که با پوست مصنوعی بسازند که قبول نکردند. بعدن با شرکت ریمو صحبت کردم و دیدم چنین چیزی را در سایزهای مختلف ساخته است. پوستی که هم در آن استفاده می‌شد، مصنوعی بود، ‌ اما به هر حال نام پنداریک باقی ماند. من هر چه تلاش کردم توضیح دهم سایز آن دایره متعلق به حکیم بوده و چیز دیگری است فایده‌ای نداشت، اما حالا این ساز‌ها با‌‌ همان پست‌های مصنوعی ریمو در ایران تولید می‌شود نامش به دوایر کوکی ‍پژواک تغییر کرده است. از لحاظ کیفی ساختار چوب بالا رفته است و رواق‌های کوک خوش‌صدا‌تر شده است و امیدواریم که نام فارسی‌تری است و امیدواریم که ادامه ‍پیدا کند.

دربارهٔ اثر مشترکتان با آقای شعاری نیز توضیح دهید؟

این اثر ساختهٔ پسر آقای شعاری و این اولین همکاری به صورت مستقلی است که من بعد از سال‌ها با آقای شعاری انجام می‌دهم. ما یک دوره‌ای از تور کنسرت‌های گروه موسیقی دستان با آقای شهرام ناظری با ایشان همکاری داشتم ولی بعد از این زمانی که گذشت با دیداری که با یکدیگر داشتیم بنا شد تا این ویدیو را تهیه کنیم البته یکی از مسببان این طرح آقای آرش گنجی‌منش بودند که طراح کوزه‌های دو- یک بودند و پس از آن قرار شد پ‍روژه‌هایی را با همکاری آقای شعاری به اجرا در بیاوریم. طبیعتا منجر به ضبط هم خواهد شد. اجرا‌ها بخشی به صورت بداهه خواهد بود و بخشی هم به صورت آهنگسازی خواهد بود. در این میان بخشی از آثار قدما را نیز اجرا خواهیم کرد. ولی تازه این همکاری به شکل دویت شکل می‌گیرد و بعد از نشست‌هایی که با هم خواهیم داشت فرم و ساختمان کار بیشتر مشخص می‌شود.

این همکاری ادامه خواهد داشت؟

خب این همکاری وقتی شروع شود حتمن ادامه دار خواهد بود. چون طبیعتا وقتی صحبت اجرا می‌شود به یک اجرا ختم نخواهد شد و احتمال اینکه ما برای اجرا به شهرهای دیگر هم برویم زیاد خواهد بود و احتمالا وقتی تهران اجرا بگذاریم شهرهای دیگر هم خواهد بود. برنامه‌ای برای ضبط اجرا‌ها نخواهیم داشت اما احتمالا هر دو تمایل خواهیم داشت تا ضبط شود. در این میان کیفیت ضبط و اجرا مهم خواهد شد. وقتی این همکاری گسترده‌تر شود، مجموعهٔ این همکاری به صورت آلبوم نیز به انتشار درخواهد آمد.

۰۰

کامبیز روشن‌روان: هدف از افزودن بخش پاپ به جشنواره، تعالی آن بود
کامبیز روشن‌روان با اعتقاد به این‌که روند حرکتی موسیقی پاپ در کشور سقوط آزاد کرده است، اظهار کرد: من آینده خوبی را برای این نوع موسیقی نمی‌بینم، اما جشنواره موسیقی فجر می‌تواند قدم‌های مثبتی در این راه بردارد.

این آهنگساز و استاد دانشگاه که بخش پاپ برای اولین‌بار در دوره دبیری او (حدود ۱۰ سال پیش) به جشنواره موسیقی فجر اضافه شد، گفت: یکی از دلایل اصلی که بر مبنای آن قرار شد بخش موسیقی پاپ در جشنواره حضور پیدا کند، این بود که بتوانیم این موسیقی را به‌شکل ساماندهی‌شده به سمت تعالی و کیفیت ببریم.‌

او ادامه داد: به همین دلیل موسیقی پاپ را در بخش مسابقه نیز قرار دادیم، به این معنی که گروه‌های غیرحرفه‌ای و کمتر شناخته‌شده در بخش رقابتی و گروه‌های حرفه‌ای‌ در بخش جنبی شرکت کنند. ما ضوابطی را از همان جلسه اول تعیین کردیم تا مشخص شود این گروه‌ها با چه نوع موسیقی‌ای به جشنواره وارد می‌شوند. این موضوع هم به نفع خود گروه‌ها و هم به نفع موسیقی کشور بود.

روشن‌روان با بیان این‌که موسیقی پاپ علاقه‌مندان زیادی در کشور دارد، اظهار کرد: این موسیقی نمی‌توانست بخش جدایی از موسیقی کشور باشد. بنابراین این موضوع انگیزه دیگری برای حضور این بخش در جشنواره موسیقی فجر شد.

این موسیقیدان گفت: براساس این برنامه، از یک جشنواره تا جشنواره بعد زمان کافی وجود داشت که گروه‌ها را در شرایط خاصی قرار دهیم و با آن‌ها در ارتباط باشیم تا کم‌کم کیفیت را بالا ببرند. اگر بخش مسابقه در کنار بخش جنبی باقی می‌ماند می‌توانستیم در مدت چند سال به‌تدریج کیفیت موسیقی پاپ را بالا ببریم.

او ادامه داد: با تعیین ضوابط مشخص می‌شود چه آثاری با چه کیفیتی در جشنواره روی صحنه بیایند. در نتیجه، آثاری که تولید می‌شوند که شکل مورد نظر را دارند.

وی ارزیابی خود را از روند حرکت موسیقی پاپ در جشنواره موسیقی فجر این‌گونه بیان کرد: من در چند سال اخیر در جریان سیاست‌های جشنواره نبوده‌ام، فقط می‌دانم بخش مسابقه از آن حذف شده که دلیل آن را نیز نمی‌دانم. سال گذشته تغییری در جشنواره رخ داد و نگاه جدیدی وارد شد. همان‌طور که دبیر جشنواره سال گذشته در گفت‌وگوهایی اعلام کرد، قرار بود حرکتی نو در جشنواره موسیقی فجر انجام شود و به‌شکل یک جشنواره تخصصی بین‌المللی درآید. حالا تا چه اندازه سال گذشته موفق شدند به این خواسته برسند و این‌که آیا امسال نیز خواهند توانست ادامه همان راه را بروند، نمی‌دانم.

روشن‌روان گفت: به‌طور کلی، حرکت موسیقی پاپ در کشور ما نه‌تنها به سمت تعالی نرفته، بلکه سقوط آزاد کرده است. تا جایی که من از دوستان شنیده‌ام، هیچ کنترل و نظارتی بر فعالیت این گروه‌ها و آثاری که منتشر می‌شوند، وجود ندارد.

او افزود: اگر گروه‌های جوان سر و سامان داده شوند و در مسیر فرهنگی قرار گیرند، نسل بعدی خوانندگان پاپ، درست حرکت خواهند کرد. هدف ما از حضور بخش پاپ در جشنواره موسیقی فجر هدفی بلندمدت بود که می‌توانست نتایج خیلی خوبی داشته باشد؛ اما در حال حاضر آن حرکت قطع شده است.

۰۰