دانلود آهنگ جدید

موسیقی پاپ

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
جمعه ۴ خرداد ۱۳۹۷

من یک سوپرایز دارم!

دسته بندی : اخبار موسیقی تاریخ : دوشنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۶

من یک سوپرایز دارم!

 

 

خواننده آلبوم «تگرگ» از انتشار آثار جدید و برگزاری تور کنسرت‌هایش در شهرستان‌های مختلف خبر داد.

میثم ابراهیمی درباره فعالیت‌های جدید خود و انتشار آثارش گفت: «درگیر کارهای جدید هستیم و انشالله آهنگ‌های تازه‌ای با گروهی جدیدی در حال تولید هستیم که مردم هم کارهایشان را دوست دارند».

ابراهیمی بدون اشاره به جزئیات این آثار جدید و سوپرایز خواندن آنها، درباره اجراهای زنده خود نیز گفت: «در گرگان و رشت و انزلی و ساری و شیراز اجراهایی را در نظر گرفته‌ایم و برنامه ریزی این کنسرت‌‌ها در حال انجام است.» میثم ابراهیمی با اشاره به نزدیکی برگزاری چهارمین جشن سالانه «موسیقی ما» و تاثیرات آن در کلیت موسیقی کشور نیز گفت: «جشن موسیقی ما اتفاق خوبی است ولی باید فضایی باشد که به همه کسانی که فعالیت می‌کنند در این جشن توجه شود. نوع رای گیری‌ها به گونه‌ای باشد که بیشتر به خیلی از جوانان و کسانی که تازه کار کرده‌اند بها داده شود. این اتفاق خوبی است که جشنی سالانه برگزار شود و کارهای آلبوم موسیقی و پاپ و تلفیقی و سنتی در آنجا رقابت کنند و لوح یادبودی بگیرند.»

این خواننده درباره نسل جدید خواننده‌های پاپ نیز گفت: «چهره‌های جدید زیادی وارد بازار موسیقی کشور شده‌اند و همه از عمر هنری کوتاه مدت این چهره‌ها می‌گویند. برای من هم سوال است که چرا تایم شنیده شدن کم است و زود تمام می‌شوند. به نظر من خواننده‌هایی که الان به بازار موسیقی آمده‌اند و جدیدا شنیده می‌شوند هم کارشان خوب است و هم صدای خوبی دارند. »

میثم ابراهیمی خاطر نشان کرد: «من نه تهیه کننده و نه مدیر برنامه‌ای داشتم. من هیچ جا اعلام نکرده‌ام که تهیه کننده و مدیر برنامه دارم. دوستانی بودند که مقطعی قراردادهای لفظی یا کتبی برای بعضی تایم‌های کنسرت داشته‌ایم. مثلا ۴ کنسرت یا ۶ سانس داشتیم و تمام شده است. تهیه کننده ای بوده که برای آلبوم مشخصی کار کرده‌ایم و تمام شده است. اکنون با گروه جدیدی کار می‌کنم که انشالله اگر صلاح باشد اعلام می‌کنم که تهیه کننده و مدیربرنامه‌ام چه کسانی هستند.»

منبع: موسیقی ما

۰۰

علیرضا عصار: جز عشق نمی‌خواهم

دسته بندی : اخبار موسیقی تاریخ : پنج شنبه ۲ آذر ۱۳۹۶

علیرضا عصار: جز عشق نمی‌خواهم

 

 

خواننده آلبوم «نهان مکن» که سال گذشته پس از هشت سال سکوت بار دیگر به عرصه اجرای زنده بازگشت و با استقبال جالب توجه دوستدارانش رو به رو شد، از برگزاری کنسرت و انتشار قطعه جدید خود خبر داد.

علیرضا عصار در این باره گفت: «با انرژی‌ای که سال گذشته از استقبال علاقمندان هنر از کنسرتم گرفتم، تصمیم دارم کنسرت خود را در تاریخ ۱۱ دی ماه در تهران و سالن میلاد نمایشگاه بین المللی روی صحنه ببرم.»

عصار افزود: «ارکسترم به رهبری پویا نیک‌پور و اجرای قطعاتی جدید در حال تمرین هستند و به زودی اطلاعات و اخبار جدیدی درباره اجراها و آثار جدید در اختیار همه قرار خواهم داد.»

این خواننده گفت: «پنج شنبه ۲ آذر قطعه‌ای جدید به نام «جز عشق نمی‌خواهم» با ترانه‌ای از روزبه بمانی و آهنگسازی پویا نیک پور را منتشر خواهم کرد و تلاش میکنم خط فکری‌ام در روال انتشار آثار جدید منعکس شود و مورد پسند مخاطبان و مردم قرار بگیرد.»

کنسرت علیرضا عصار در تاریخ ۱۱ دی ماه در سالن میلاد نمایشگاه بین المللی به همت موسسه صوت «آوای هنر» و تهیه کنندگی محمد جلیل‌پور برگزار خواهد شد.

بلیت فروشی این برنامه از اوایل هفته آینده آغاز می‌شود و جزییات بلیت فروشی و نحوه تهیه بلیت این کنسرت از طریق رسانه‌ها و صفحات شخصی این خواننده در روزهای آینده اطلاع رسانی خواهد شد.

منبع: موسیقی ما

۰۰

پرفروش‌ترین آلبوم‌های موسیقی نیمه اول ۱۳۹۶ مشخص شد

 

 

 

سایت «بیپ تونز»، آمار پرفروش‌ترین آلبوم‌های خود را برای نیمه اول سال ۱۳۹۶ اعلام کرد.

طی چند سال اخیر سایت «بیپ تونز» به‌عنوان بزرگ‌ترین مرجع دیجیتال فروش موسیقی، آمارهایی از بازار موسیقی ایران پخش کرده است. شاید این آمار ازنظر تعداد با آمار فروش فیزیکی مشابه نباشد (که در همه دنیا نیز همین‌گونه است)، اما کاملاً به‌روز بوده و از طرفی کلیت شفافی از تناسب فروش آثار در سبک‌های مختلف نیز به دست می‌دهد که می‌تواند برای هنرمندان و اهالی موسیقی بسیار مفید باشد.

در نیمه اول سال ۹۶ آلبوم «دیوونه بازی» از «ماکان بند» در صدر فروش این سایت قرار داشته است، این در حالی است که «ماکان بند» رکورد پرفروش‌ترین آلبوم ‌اولی در تاریخ فروش این سایت را نیز از آن خود کرده، «روهام هادیان» و «امیر مقاره» کار بزرگی را انجام داده‌ و گوی سبقت را از باسابقه‌های امسال ربوده‌اند. ستاره‌هایی همچون «رضا صادقی» که امسال با آلبوم «یعنی درد» در جایگاه دوم قرار گرفت. آلبوم «رضا صادقی» در کنار تک آهنگ‌های نسبتاً پرتعداد و موفق این هنرمند، فروشی عالی داشت. «دوباره عشق» از «حامد همایون»، جایگاه سوم را در این جدول داشت و دومین آلبوم ‌اولی این لیست محسوب می‌شود. چهارمین آلبوم در رتبه‌بندی پرفروش‌های دیجیتال از آنٍ آلبوم «مدونای» شد. گروه «دنگ شو» اولین گروه غیر پاپ این لیست به شمار می‌رود و می‌توان گفت که نقش مؤثری در ایجاد تنوع در ذائقه موسیقایی مخاطبان ایرانی داشته است. «گروه سون» نیز در شش‌ماهه اول سال ۹۶ فروش بالایی داشته است و توانسته با آلبوم «دنیای بعد تو» در رده پنجم قرار بگیرند. درواقع، در پنج پرفروش اول شاهد حضور سه گروه هستیم و شاید این موضوع نشانگر آن است که برای بازار موسیقی فعلی، گروه‌ها جذابیتی بیشتر از قبل دارند. «چه حال خوبیه» از «سامان جلیلی» با فروش بسیار خوبی که داشت، توانست در رده ششم قرار گیرد و آلبوم «فروغ» علیرضا قربانی با همکاری «سامان صمیمی» اولین آلبوم کلاسیک ایرانی این لیست است که توانست یکی از آلبوم‌های موفق بازار و موفق‌ترین آلبوم موسیقی سنتی باشد. رده هشتم به آخرین اثر «مازیار فلاحی» با عنوان «یادم تو را فراموش» اختصاص داشت، این هنرمند توانست بعد از سه سال، حضوری موفق در بازار موسیقی داشته باشد، «غمنومه فریدون» نیز طی چند هفته، جزو پرفروش‌ترین‌های هفته بیپ تونز بود و درنهایت نهمین آلبوم در شش‌ماهه اول سال شد. این اثر یک قصه موزیکال است که «حسین علیزاده» آهنگساز آن بوده، «پیمان قدیمی» به‌عنوان نویسنده و کارگردان و بازیگران برجسته‌ای نیز صداپیشه‌های آن بوده‌اند. درنهایت آلبوم «تمام ناتمام» از گروه «پالت» دهمین آلبوم این لیست است. «تمام ناتمام» یکی از کنسرت‌های گروه «پالت» است که نسخه تصویری آن نیز هم‌زمان با نسخه صوتی‌اش منتشرشده است. از نکات جالب‌توجه اینکه در این ده آلبوم، شش آلبوم پاپ مشاهده می‌کنیم که دو «آلبوم اولی» در میان آن‌ها دیده می‌شوند، همچنین دو آلبوم از ژانر تلفیقی حضور دارند و «حسین علیزاده» و «علیرضا قربانی» نیز نمایندگان موسیقی سنتی هستند.

علاقه‌مندان می‌توانند جهت مشاهده کامل گزارش‌های ارائه‌شده از بازار دیجیتال موسیقی در نیمه اول سایت ۱۳۹۶ و همچنین تهیه نسخه دیجیتال آلبوم‌های موسیقی به سایت «بیپ تونز beeptunes.com» مراجعه نمایند.

منبع:ریتم نو

۰۰

گپُ و گفت مفصل و خواندنی با «فرزاد فرزین»

دسته بندی : اخبار موسیقی تاریخ : پنج شنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۶

گپُ و گفت مفصل و خواندنی با «فرزاد فرزین»

 

 

 

فرزاد فرزین یک حرفه ای تمام عیار است. او بیش از ۱۰ سال است که در سطح اول موسیقی پاپ حضور دارد و همواره برای ادامه کارش برنامه داشته و هر بار که شرایط طوری شد که انگار دارد کم کم از سطح اول فاصله می گیرد، فعالیتی کرده که دوباره او را برگردانده به همانجا که بود. این بار آن فعالیت یا به قولی بمب فرزاد، بازی اش در سریال عاشقانه بود. او البته پیش از این و از سال ها قبل در سه فیلم دیگر هم بازی کرده بود اما این بار هم چند پله در بازیگری پرش داشت و هم جسارت به خرج داده و نقشی را بازی کرد که در صورت خطا می توانست تاثیر کاملا برعکسی داشته باشد.

فرزین در این سریال چیزی از بازیگران حرفه ای همبازی اش کم نداشت و اتفاقا در دو نقش هم بازی کرد: هم در نقش تورج چلبیانی و هم در نقش فرزاد فرزین. دو نقشی که هیچ کدام خودش نبودند و حتی در نقش فرزاد فرزین هم باید بازی می کرد تا مردم یک فرزاد فرزین عصا قورت داده جدی را ببینند که با تورج خلافکار شیرین فاصله دارد.

فرزاد فرزین وجه بازیگری اش را در کنسرت هایش هم نشان می دهد و از همان ابتدا پرفورمنس بخش اصلی و مهم کنسرت هایش بود. با سورپرایزهایی که روز به روز جذاب تر شدند تا جایی که در سال ۱۳۹۵ پرتاب شد به سال ۱۴۱۰٫ وقتی در این مورد می پرسیم تعارف نمی کند و می گوید در این مورد رقیبی ندارد که واقعا هم ندارد.

با او در همه این موارد حرف زدیم و موارد دیگر از جمله نظرش درباره بازیگر – خواننده ها و خواننده – بازیگرهای دیگر و همچنین ستاره های جدید موسیقی پاپ. با او درباره خانواده و علاقه شدید تین ایجرها به او هم حرف زدیم. خلاصه این که این گفتگو خواندنی از آب در آمده است.

گفتگوی ما درباره خواننده – بازیگرهاست که شما هم یکی از آنها هستی، طوری هم بازیگری برایت جدی است که آدم فکر می کند از اول انگار قرار بود بازیگر شوی. وقتی نوجوان بودی قهرمان زندگی ات چه کسی بود؟ آیا آن موقع بیشتر به بازیگران علاقه داشتی یا خواننده ها؟

– قهرمان که نداشتم اما الگوهایی که داشتم بین شان هم بازیگر بود و هم خواننده.

بیشتر کدام شان بود؟ به نظر می رسد بازیگری برایت همیشه خیلی جدی بود.

– بله. زیاد فیلم نگاه می کردم. بازیگری را خیلی دوست داشتم و آن موقع و در نوجوانی بازیگرانی که فیلم های اکشن بازی می کردند را خیلی دوست داشتم، مثل سیلوستر استالونه و دیگران. بعد از یک مدتی و وقتی سنم کمی بالا رفت، کارهای ال پاچینو را خیلی دوست داشتم و نگاه می کردم و بازی او خیلی مرا تحت تاثیر قرار می داد. موسیقی هم که طبیعتا بود و جالب است که به صورت موازی جفت شان را دوست داشتم.

آیا می شود گفت در آن سال ها که وارد دنیای هنر شده بودی، اگر کار بازیگری به شما پیشنهاد می شد و به صورت جدی وارد دنیای بازیگری می شدی، ممکن بود بازیگر شوی و به سراغ خوانندگی نیایی؟

– نه. من در هر صورت جفت این کارها را انجام می دادم چون همزمان با این که برای جشنواره رشد فیلم ساختم، همان موقع توی خانه آهنگسازی هم می کردم. همیشه جفت شان را دوست داشتم. البته در بخش بازیگری برای من فرصت زیاد پیش نیامد که رشد کنم اما موسیقی به کار و تلاش خودم بستگی داشت و بیشتر پیگیری کردم.

بازیگر مورد علاقه خارجی ات در آن زمان را گفتی، بازیگران ایرانی مورد علاقه ات چه کسانی بودند؟

– خیلی ها بودند و شاید الان یادم نیاید که یکی یکی بگویم. در کار جدی خسرو شکیبایی را خیلی دوست داشتم و بعدا پرویز پرستویی و در بازیگران طنز هم کلا اکیپ مهران مدیری را دوست داشتم.

از خوانندگان و موزیسین ها چه کسانی الگویت بودند؟

– یکسری از خوانندگان قدیم بودند که خیلی نمی شود در موردشان صحبت کرد و از خوانندگان جدید هم خیلی الگوبرداری نمی کردم.

ما مستر پرفورمنس در کنسرت هستیم

اولین کنسرت تهرانت چه سالی بود و سوپرایزش چه بود؟

– قبل از اولین اجرایم در سینمای ایران هم روی صحنه رفته بودم ولی اولین اجرای تکی ام در سال ۱۳۸۸ بود. در آن کنسرت یک میکروفون از بالای استیج می آمد و بعد تور نوریش باز می شد و آرام آرام می آمد پایین و بعد خواننده می آمد میکروفون را می گرفت و با آن بازی می کرد و بعد پرت می کرد چون از بالا هم آمده بود بر می گشت و بعد اجرا شروع می شد. اولین پرفورمنس ما خیلی ساده بود. البته اندینگ هم داشتیم و در اندینگ هم کار هموطن را اجرا کردیم که چند تن از بچه های نوجوان می آمدند و پرچم ایران در دست شان بود و با ما می خواندند.

و بعد مدام سخت ترش کردی. با این وضعیت توقع مخاطبانت بالا نرفت؟

– قطعا کارهایی که سال های بعد کردیم هی بزرگ تر و بزرگ تر شد.

تا جایی که کنسرت ۱۴۱۰ را برگزار کردی، با موهای گریم شده برای آن سال یعنی آینده…

– کنسرت ۱۴۱۰ که ما سال قبل اجرا کردیم قطعا پرفورمنس اش فراتر از کنسرت های ایرانی و در حد کنسرت های بین المللی بود، هم دکورش و هم پرفورمنس اجرایش و هم بازیگرانی که در آن کار می کردند. تیمی که داشتند کار را مدیریت و اجرا می کردند، از کارگردان تا گریمورها و بازیگران و بدلکاران و دکوراتورها و مسئولان لباس و کلا کسانی که پشت صحنه کار می کردند، نشان می دهد که این کنسرت در سطح کشور نبود و شما مطمئن باشید که هیچ ایرانی در خارج از کشور هم چنین کنسرتی برگزار نکرده است. اگر کسی نمونه اش را بیاورد من حرفم را پس می گیرم.

سفید کردن موها که خیلی جالب بود. بعد از کنسرت مجبور شدی که موها را بزنی یا دوباره با رنگ دیگر رنگش کردی؟

– مسئله اینجا بود که این موها اصلا موی ما نبود. ما برای این کار از یک ماه قبلش تست گریم داشتیم. برای همه ما مو ساخته شد. همه اینها فراگ یا به قولی پوستیش بود و روی سر ما قالب گیری شده بود. برای همه ما قالب سر و صورت را گرفتند و برای ما طراحی شده بود.

المان های یک آرتیست

یکی از کارهایی که انجام دادی و در موفقیت ات هم تاثیرگذار بود این بود که وقتی وارد کار خوانندگی شدی بازیگری را هم به نوعی وارد کارت کردی. جدای از استایلت در خوانندگی و آهنگسازی، یکی از ویژگی های عمده ات پرفورمنس های اجراهایت بود و جزو اولین کسانی بودی که پرفورمنس را هم وارد اجرا کرده بودی. این از علاقه ات به بازیگری نشأت می گرفت یا داشتی برای خودت استایل درست می کردی؟

– من فکر می کنم همه اینها که صحبتش را کردی باید در وجودت باشد و اینها گمان های یک آرتیست است. آرتیست می تواند در جنبه های مختلفی استعداد داشته باشد و این چیزی نیست که برایش برنامه ریزی کرده باشم. از اول و از زمان بچگی ام فکرش را داشتم و طبیعتا الگوهایم هم در کارم تاثیرگذار بودند.

و از اولین کنسرت هایت هم این کار را شروع کردی که یکسری کار ویژه و سورپرایز هم داشته باشی.

– دقیقا از اولین کنسرت جدی ام در تهران با پرفورمنس شروع کردم و بعد، با توجه به تجربه کاری مان و با توجه به این که این کارها را در شرایط سختی انجام دادیم، کم کم بزرگ تر، تکمیل تر و حرفه ای تر شد.

آرتیست باید همه جا بدرخشد

آیا این کارها به خاطر علاقه و عطشی که به بازیگری داری نیست؟

– در بازیگری که دارم کارم را انجام می دهم. گفتم اینها المان های یک آرتیست است. آرتیست با یک خواننده معمولی فرق می کند. آرتیست با یک بازیگر معمولی فرق می کند. آرتیست باید در هر بخشی که توانایی دارد بدرخشد و بتواند استعدادش را نشان بدهد و برای این کار باید تمرین و تفکر داشته باشد، با بقیه متفاوت باشد و برای رسیدن به اینها تلاش و سختی ها را تحمل کند.

کنسرتی که ما می گذاریم، غیر از مسائلی که قبلش اتفاق می افتد و تمرین هایی که داریم برای پرودیوس کردنش از یک ماه قبل زمان می گذاریم و تفکر و هزینه می کنیم. زمان اجرای لایو هم تمام این گروه با استرس صد چندان یک خواننده که همینجوری ساده می رود روی صحنه می ایستد و می خواند، کار می کنند.

لایو هست و هر لحظه ممکن است اتفاقی بیفتد و زمان کمی برای آماده سازی اش هست و ممکن است وسط اجرا قصه تغییر کند. اینها یک گروه بزرگ می خواهد و تا زمانی که کسی انجامش ندهد نمی داند قصه چیست. اگر دقت کنید می بینید که چقدر فشار هست روی من و گروهی که با من کار می کنند و طبیعی ۸هم هست که شخصی که لیدر است، غیر از اجرای زنده ای که دارد، فشار مضاعفی روی دوشش احساس می کند.

این کارها که می کنید باعث رقابت ها و حسادت ها نمی شود؟

– کسی نتوانسته با ما رقابت کند. مگر توانسته؟ وارد شدن به این جریان احتیاج به آماده شدن دارد. این کار تجربه تقریبا ۱۰ ساله ما را پشت سرش دارد. ما این کار را در ایران به تنهایی داریم انجام می دهیم و طبیعتا در آن مستر محسوب می شویم و با فاصله نسبت به بقیه هستیم. اگر کسی بخواهد با ما رقابت کند باید مدت ها زمان بگذارد تا به آن تجربه ما برسد و این کار راحتی نیست.

و همین تمرین و تجربه باعث شد که در آن فستیوال در روسیه برنده شوید و آنجا در لوحی که به شما دادند «اجرای تحسین برانگیز به همراه یک لایو پرفورمنس قدرتمند» نوشته شده بود…

– ما اجرای بهترین قطعه فستیوال را بردیم و اجرای تحسین برانگیز و لایو پرفورمنس قدرتمند را به عنوان تعریف و تمجید از ما گفتند. بهترین اجرای گروهی را تیم ایتالیایی برد نه ما. ما بهترین اجرای زنده برای بهترین قطعه فستیوال را بردیم. این یکی از شش جایزه اصلی بود و ما به خاطر این که تجربه مان در فستیوال های بین المللی تقریبا صفر بود نتوانستیم صد خودمان را اجرا کنیم و قطعا ناراضی بودیم از این که نتوانستیم جایزه گروهی را ببریم ولی همین که توانستیم در یک فستیوال بین المللی موسیقی پاپ، یکی از شش جایزه اصلی را ببریم، برای ما حائز اهمیت بود.

هر چند که در داخل کشور به آن بها داده نشد. البته اینجا کلا به موسیقی بها داده نمی شود چه برسد به موسیقی پاپ. ما کاری که می خواستیم را انجام دادیم. من به همراه گروهم. البته گروه موسیقی ما طبیعتا رشد پیدا کرده، سیستم پرفورمنس شان، تفکرات شان، نوازنده های ما همه آرتیست هستند و باید روی استیج کار انجام بدهند و باید اکت داشته باشند. برای هر آهنگ هر سولیستی برنامه ریزی دارد که چه حرکاتی انجام بدهد و ما روی همه اینها تمرین می کنیم. در نتیجه کل گروه ما هستند که با همدیگر رشد می کنند.

برای پول کار نمی کنم

بازیگردان داری یا همه این کارها را خودت مدیریت می کنی؟

– من و کامران ملک مطیعی که دایرکتور کار است معمولا کارها را خودمان مدیریت می کنیم و البته در برنامه های مختلف تیم های دیگری هم اضافه می شوند. یک وقت هایی هم هست که بخش مهم کار را به تنهایی به دوش می کشم مثل کنسرت ماسک که از یک ماه قبل ساخت قالب صورت من شروع شد چون ما باید یک شخصیت واقعی را روی استیج می آوردیم نه کسی که یک ماسک معمولی دارد.

باید یک گریمور حرفه ای می آوردیم و چیزی را به تصویر می کشیدیم که بیننده متوجه نشود روی صورت یک نفر ماسک هست یا برای کنسرت بدل یک شخص را آوردیم که داشت جای من اجرا می کرد و من خودم از وسط مردم پا شدم و رفتم روی سن. برای این کار هادی اصغری را آوردیم که بازیگردان بود و باید بازیگردانی می کرد. کار لایو است و هر لحظه ممکن بود لو برویم.

این کارها واقعا در داخل کشور منحصر به فرد است و بعضی هایش هم شاید در خارج از کشور انجام نشده. برای همین هم ما خودمان را مستر این کار می دانیم و هستیم. برایش زحمت کشیدیم و بیشتر هم زحمت می کشیم و هر دفعه هم این هزینه و زحمت روی دوش ما هست اما چون دوست داریم فرم خاص خودمان باشیم، با همه سختی ها و هزینه ای که دارد، لذتش را هم می بریم.

این که این همه وقت و هزینه را صرف می کنی و درآمدت پایین می آید ناراحت نمی شوی؟

– ما هنرمندیم و در کارمان بخش مالی در اولویت های بعدی قرار دارد. ما داریم برای مردم کار می کنیم و دوست داریم کاری که دوست داریم و فکر می کنیم درست است را انجام بدهیم تا جلوی آنها سربلند باشیم. پول به هر حال می آید و ما هم در حد بضاعت خودمان و به اندازه نیازمان داریم و وضع مان بد نیست.

در عاشقانه نه فرزاد من بود نه تورج!

شما در اولین فیلمی که بازی کردی، یعنی پسران آجری نقش خواننده را بازی می کردی و در آخرین کار یعنی عاشقانه هم این نقش را داشتی. البته اینجا دو نقش داری که یکی از آنها خود فرزاد فرزین است. آیا همیشه قرار است که نقش خواننده را بازی کنی؟

– نه. اینجوری نیست. من در فیلم سگ های پوشالی نقش خواننده را نداشتم. در ضمن من علاقه ای نداشتم که نقش خواننده یا حتی فرزاد فرزین را بازی کنم اما نقشی که در عاشقانه به من پیشنهاد شد نقش پر کاری بود. یادتان باشد که وقتی شما در یک فیلم در دو نقش بازی می کنید، این کار حتی برای یک بازیگر حرفه ای هم سخت است.

یکی از سخت ترین نقش های عاشقانه را من بازی کردم و باید این تضاد هم در می آمد. بنابراین برای این که دو شخصیتی که من بازی می کردم از هم فاصله بگیرند مجبور شدیم در شخصیت فرزاد فرزین کمی اگزه جره کنیم. برای همین در این سریال شخصیت اصلی فرزاد فرزین را نمی بینیم و یک ذره عصا قورت داده تر و خشک تر شده تا فاصله ای بیفتد بین تورج چلبیانی و فرزاد فرزین.

من خودم در زندگی شخصی اینقدر سختگیر و خشک نیستم اما با نظر کارگردان روی این نقش کار کردیم و به این صورت در آمده که می بینید. همه معتقد بودند که هر خواننده ای نمی تواند این نقش را بازی کند و شاید حتی جرأت نمی کرد که در این قالب قرار بگیرد چون فکر می کرد ممکن است وجهه اش مخدوش شود.

وقتی شما به عنوان یک بازیگر وارد یک مجموعه می شوی باید فقط به بازی و کاراکترت فکر کنی نه به شخصیت و جایگاه یک شغل دیگرت وگرنه نباید بپذیری که بازی کنی. من وقتی این نقش را قبول کردم باید به عنوان یک بازیگر در قالب نقش حضور پیدا می کردم و خدا را شکر که هم مردم خوش شان آمد و هم همکاران خوب من در سینما.

به هر آنچه می بینیم خود فرزاد فرزین نیست. بازخورد این بازی در بین علاقه مندان خیلی پیگیرت چطور بود؟

– به هر حال در نهایت امر این یک سریال داستانی است و آنها هم این را می دانستند و به نظر من بازتاب خیلی خوبی هم برای من داشت.

از همه بیشتر بازیگری کرده ام

آیا این به خاطر بازی ات بوده یا این که این سریال مجموعا خوب دیده شده؟

– اگر من و دیگر بازیگران بازی مان خوب نبود که سریال خوب در نمی آمد. اگر بازی من خوب نبود می گفتند سریال خوب بود اما تو خرابش کردی (خنده). به یاد ندارم که چه قبل از انقلاب و به خصوص بعد از انقلاب خواننده ای نقشی را بازی کند و هجمه زیاد نقد منفی روی او نباشد.

این اولین باری است در تاریخ سینمای بعد از انقلاب (بازی های قبلی من را هم شامل می شود) که یک خواننده یک نقش را بازی می کند و هم مردم خوش شان می آید و هم کسانی که حرفه ای این کار هستند. این برای من بسیار حائز اهمیت است. من خودم از همه خواننده های داخلی بیشتر فیلم بازی کردم و این موضوع که می گویم شامل خود من هم می شود.

چهار فیلم بازی کردی؟

– بله. البته رضا یزدانی هم زیاد بازی کرده و من به جز رضا از همه بیشتر هم بازی کردم. شادمهر دو فیلم بازی کرد. حمید عسگری دوتا فیلم بازی کرد. بنیامین هم یک فیلم زحمت کشیده، مازیار هم بازی کرده و خلاصه این که تک و توک این اتفاق افتاده و مهم این است که به شما جدی نگاه کنند. البته من باید خیلی تشکر کنم از منوچهر هادی که خیلی در این کار تاثیرگذار بود و خیلی با هم صحبت کردیم تا با راهنمایی های ایشان این دو کاراکتر را ساختیم.

دو کاراکتری که هیچ کدام شان من نیستم. جفت شان هم باید اول فرزاد فرزین معرفی می شدند. یعنی باید این تعلیق برای مردم ایجاد می شد و در چند قسمت اول مردم خیلی به من فشار آوردند که آقا این چه نقشی است که بازی کردی و چرا خودت را اینجوری سیاه نشان دادی. به هر حال برای کسانی که به من لطف دارند سخت بود و ما هم دنبال این بودیم و این نشان می داد که این کار روی آنها تاثیر گذاشته است. به نظر من این اتفاق، اتفاق خیلی خوبی بود.

در این سریال موضوع شباهت تورج چلبیانی به شما مطرح بود. آیا به صورت واقعی هم کسی را دیدی که اینقدر بهت شبیه باشد؟

– بله. و یکی،دو نمونه خیلی عجیب هم به من شبیه هستند. عکس هایشان را برای من فرستادند.

به زودی کارهای بین المللی

با توجه به کارهایی که انجام دادی و تجربیاتی که به دست آوردی و با توجه به این که انگلیسی هم خواندی و می خوانی، چرا بیشتر برای بین المللی کار کردن و بین المللی شدن انرژی نمی گذاری؟

– هنوز فرصت نکردم که به صورت کامل برای این مسئله برنامه ریزی کنم ولی کارهایی هم کرده ام و همکاری هایی با کمپانی های خارجی داشته ام که به زودی اخبارش به گوش تان خواهد رسید.

در اخبار آمده بود که قرار است در پروژه ای به نام آسمانخراش با آقای چیکو بنت همکاری داشته باشی. آیا این پروژه هنوز فعال است؟

– بله. ضبط ها انجام شده و کمپانی که مسئول انتشار است منتظر شرایط مناسب است که آن را منتشر کند. همچنین باید مجوزهای داخلی هم گرفته شود که به زودی انشاءالله این اتفاق خواهد افتاد.

ورزش را حرفه ای دنبال می کنم

شما همواره استایلت را حفظ کرده ای و همیشه هم ورزشکار بودی. آیا هنوز هم این روش را حفظ کرده ای و به صورت پیوسته ورزش می کنی؟

– الان یکی دو ماه است که درگیرم و نرسیدم ورزش کنم ولی به طور کلی ورزش در برنامه کاری من هست چون به هر حال یک آرتیست باید همواره فرم بدنی اش را حفظ کند. البته همان طوری که گفتم بعضی وقت ها مشغله ها باعث می شود که برنامه ورزشی ما به هم بریزد اما در این ۱۱-۱۰ سال گذشته من شاید کلا شش، هفت ماه غیبت ورزشی داشتم.

آیا ورزش حرفه ای را هم پیگیری می کنی؟

– به جز تایم هایی که مجبور می شوم به خودم استراحت بدهم. من ۱۱ سال است که به صورت حرفه ای ورزش می کنم. ورزش اصلی من فیتنس است و در کنار آن ورزش های دیگری مثل باشینگ را هم انجام می دهم.

دوستان ورزشکار هم داری؟

– در جام جهانی هنرمندان در تیم فوتبالش بازی کردم و بعد مصدوم شدم و کمرم گرفت و دیگر نتوانستم فوتبال بازی کنم. دوستان ورزشکار زیادی هم دارم.

نزدیک ترین دوست ورزشکارتان چه کسی است؟

– اصولا همه دوستان ورزشکارم را دوست دارم. دوستان خوبی در باشگاه پرسپولیس دارم مثل محسن مسلمان و رامین رضاییان و پیشکسوتان بسیار خوبی مثل علی کریمی که همواره به من لطف داشتند. دوستانم زیاد هستند و بخواهم نام ببرم زیاد می شود.

من یک حرفه ای هستم!

آیا قراردادی که با شما بستند فرق می کرد با بازیگران حرفه ای که در آن کار هستند؟

– نمی دانم بقیه چه قراردادی بستند که بخواهم نظر بدهم ولی من هم فرزاد فرزین هستم، آرتیست درجه یک موسیقی، در نتیجه مبلغ قرارداد من هم رقم پایینی نیست.

این مسئله را پیگیری نکردی که ببینی مبلغ قرارداد بقیه چقدر بود؟

– من مبلغ قرارداد خودم را تعیین می کنم و به بقیه کاری ندارم.

می خواستم ببینم مبلغ قرارداد شما به نسبت بقیه بالا بوده یا پایین؟

– طبیعتا می دانی که درآمد موزیسین ها بد نیست یعنی یک موزیسین درجه یک سه شب کنسرت در تهران بگذارد درآمدش شاید به اندازه کل درآمد دوستان باشد برای سریال، در نتیجه طبیعتا دستمزد خواننده ها پایین نخواهد بود.

اما به هر حال شما به صورت دلی در فیلم شرکت می کنی و مثل بازیگران دیگر نیست که کار حرفه ای اصلی تان بازیگری باشد.

– اصلا به این شکل نبود. مگر من بیکار هستم که بخواهم همینجوری در کاری بازی کنم. من حرفه ای هستم و در هر کار حرفه ای که حضور پیدا می کنم کاملا حرفه ای برخورد می کنم.

به هر حال بازیگری هم که خوانندگی می کند ممکن است به آن کار به شکل شغل دوم نگاه کند.

– من این حالت را ندارم. من به عنوان بازیگر در این سریال حضور دارم و اتفاقا قرارداد من بخش دیگری هم دارد که من موسیقی سریال را خواندم. طبیعتا برای هر کدام از اینها جداگانه دستمزد گرفتم و این ها از نظر من فرقی با هم ندارند. این سوالی که داری می کنی از پایه اشتباه است.

من دارم راجع به شغل یا بیزینس اول و اصلی و شغل دوم صحبت می کنم.

– در هر حال راجع به شغل صحبت می کنی و این اول و دوم ندارد.

درباره بازیگر – خواننده ها

از بین بازیگرانی که خوانندگی می کنند کدام شان خوانندگان خوبی هستند؟

– اگر اسم ببری بهت می گویم.

خیلی ها هستند، مثلا مهران مدیری؟

– بدم نمی آید. صدایش خوب است. خیلی از کارهایش را شنیده ام. من چون آقای مدیری را دوست دارم وقتی آلبوم داد آلبومش را گرفتم گوش کردم و بعد هم پیگیری کردم. البته جدیدی ها را دوست ندارم چون سلیقه من نیست ولی برایش احترام قائل هستم. نمی گویم عالی است اما خوب است.

کامران تفتی؟

– شنیدم موزیک هایش را. کامران از دوستان قدیمی من هم هست اما فرصت نکردم کارش را گوش کنم. باید گوش بدهم بعد نظر بدهم.

بهرام رادان؟

– به نظرم خوب نیست. من دوست ندارم اما نمی توانم برای بقیه نظر قطعی بدهم. امیدوارم موفق باشد.

محمدرضا هدایتی؟

– به نظرم صدایش خیلی قشنگ است.

فکر می کنم از بین همه بازیگرانی که خوانندگی می کنند هدایتی از همه خواننده تر است و همه صدایش را بیشتر دوست دارند.

– صدایش خیلی قشنگ است و چرا کسی که صدایش قشنگ است نخواند؟ حالا بازیگر است، مهندس است، دکتر است، هر چه هست باشد. می خواهد بخواند، به کسی چه مربوط است؟! ایشان در یک بخشی استعداد دارد و دوست دارد این استعداد و توانایی را نشان بدهد و باید هم این کار را بکند. اینکه شما در آنجا این کار را می کنی و نباید اینجا این کار را بکنی را کدام آدم بی عقلی تعیین کرده است؟

هر کس که این را بگوید اصلا فکر نکرده روی آن و گارد الکی دارد. خیلی از مردم راجع به هر چیزی نظر می دهند. الان در فضای مجازی همه کس راجع به همه چیز نظر می دهند ولی وقتی متخصص آن قضیه صحبت بکند قضیه فرق می کند. اگر یک متخصص این حوزه هم در این مورد نظر بدهد معلوم است دارد گارد الکی می گیرد.

شما در هر بخشی که استعداد دارید پیگیری کنید. این استعداد را جدی بگیرید. تعلیم ببینید و بروید در آن بخش موفق شوید. به کسی چه مربوط است که شما چه کارهای دیگری هم انجام می دهید؟ مهم این است که شما هنرمندید و می خواهید این هنرتان را عرضه کنید.

آن آهنگ هیت محمدرضا هدایتی را یادت هست؟

– من با محمدرضا هدایتی دوستم و البته معمولا آهنگ های دیگران را نمی توانم حفظ شوم اما شما یک کلمه اش را بگو من بقیه یادم می آید.. دلگیرم از تو… من دارم می میرم… (ملودی اش را زمزمه می کند.)

امیرحسین مدرس؟

– من برای امیرحسین مدرس کار هم ساخته ام که تیتراژ «ماه هلال» یا «هلال ماه» شد که مال آتش نشانی بود. امیرحسین خواننده خوبی است منتها جنس صدایش را یکی ممکن است دوست داشته باشد و یکی هم دوست نداشته باشد. این دیگر سلیقه است.

تم صدای امیرحسین بیشتر موسیقی اصیل ایرانی است. آیا راحتی که با آن تم کار کنی؟

– اگر راحت نبودم که برایش آهنگ نمی ساختم. (خنده)

محمدرضا گلزار.

– من کنسرت محمدرضا گلزار هم رفتم و یک یدوتا از آهنگ هایش را هم گوش داده ام. امیدوارم در کارش موفق باشد. به هر حال او هم خیلی جدی دارد کار موسیقی اش را دنبال می کند و مخاطب خاص خودش را هم دارد و این که چقدر موفق باشد منوط به پشتکار و جدیتی است که در این زمینه به خرج می دهد. موسیقی مثل سینما نیست و بسیار کار سخت تری است.

در موسیقی فقط خودتی که پرودیوسری اما در سینما شما در کنار یک اکیپ بزرگ قرار می گیری و به تنهایی برای کل آن مجموعه تصمیم گیرنده نیستی. من اگر یک فیلم خوب بازی کنم فقط من نیستم که باعث موفقیت خودم و آن فیلم هستم. وقتی یک فیلم بد هم بازی می کنم فقط من نیستم که باعث خراب شدن بازی و آن فیلم خواهم شد.

یک اکیپ بزرگ دارند کار می کنند و همه شان مقصر یا موفقند ولی موسیقی شمایی که تعیین کننده ای. لیدر شمایی و شمایی که باید تصمیم بگیری چه موسیقی بخوانی و چه شعری را انتخاب بکنی، کی کنسرت بگذاری، چه تبلیغی انجام بدهی، کی چه موسیقی را منتشر کنی و … همه اش شمایی. بنابراین باری که روی دوشت توست اصلا قابل قیاس با یک بازیگر نیست.

از بازیگر – خواننده های خارجی چطور؟ کدام را دوست داری؟

– آنجا قضیه کاملا فرق می کند و اصلا چنین حرفی مطرح نیست. آنجا اگر استعداد خوبی داشته باشید پرورش پیدا می کنید. نه این که مثلا فرزاد فرزین چون خواننده خوبی است، نه تجربه ای دارد و نه تعلیم دیده بیاید بازی کند. در این صورت خود آن فیلم هم لطمه می بیند. آنها روی آرتیست های شان برنامه ریزی می کنند و آنها را هدر نمی دهند. اول درست و آماده اش می کنند و بعد به مردم عرضه می کنند. مثل جاستین تیمبرلیک یا جنیفر لوپز و خیلی های دیگر.

تورج چلبیانی، طناز خاکستری

در سریال عاشقانه با تعدادی بازیگر درجه یک همبازی هستی، البته فیلم های قبلیث ات هم همین طوری بود اما اینجا خیلی فرق می کند. مثلا پسران آخری تم گیشه ای داشتن و جوان پسند بود و فیلم دیگرت هم کمدی بود اما عاشقانه تم جدی تری دارد و بازیگرانی که در آن هستند هم همین طور مثل هومن سیدی و ساره بیات و محمدرضا گلزار و دیگران. از تجربه بازی با این ستاره ها بگو.

– اولا که حرفت درست است. به هر حال حضور در کاری حرفه ای تر در کار هر بازیگر تاثیرگذار است. هومن سیدی بازیگر خیلی خوب و توانایی است و در این سریال هم این کاراکتر را خوب در آورده و به نظرم موفق ترین کاراکتر این سریال هومن سیدی است. محمدرضا گلزار هم در عاشقانه خیلی خوب کار کرده و سعی کرده صدش را بگذارد و خیلی خوب بود. بقیه بازیگران هم همین طور؛ خانم ساره بیات و خانم بهناز افشار و بقیه دوستان.

من خیلی سکانس مشترکی با بقیه دوستان نداشتم و بیشتر با هومن بازی داشتیم. حضور این بازیگران در این کار طبیعتا برای من هم تاثیرگذار بود ضمن این که من و هومن سیدی خیلی بیشتر، کاراکترمان طوری بود که باید طنازی داشتیم. البته من دارم راجع به شخصیت تورج صحبت می کنم. اولا که برای یک خواننده بازی کردن در یک نقش طنز خیلی راحت نبوده و نداشتیم خواننده ای که طنز بازی کند. بیشتر خواننده ها با این کار گارد دارند و این که خودت را بشکنی و از آن گارد بیرون بیایی خیلی سخت است.

شاید بعضی ها وقتی به عنوان بازیگر وارد کار می شوند هنوز به موقعیت اجتماعی شان فکر می کنند در حالی که وقتی به عنوان یک آرتیست، هنرمند یا بازیگر وارد کار می شوی باید نقشت را درست بازی کنی. برای من هم اولش مقداری سخت بود اما با قبول نقش وارد شخصیت پردازی برای تورج چلبیانی شدیم که شخصیت خاکستری دارد و در موردش صحبت کردیم.

جرمی هم که او دارد خیلی شدید نیست و شخصیت خاکستری دارد و مردم دوستش دارند. در یک سریال ملودرام طبیعتا کار کسانی که نقش نسبتا طنز دارند از بقیه سخت تر است چون باید بار چیزی را به دوش بکشند که جهت گیری سریال به آن سمت نیست. این کمک می کند به فضای سریال که جذاب تر دیده شود.

درباره هوروش بند، بهنام بانی، آرش ای پی و دیگر چهره های جدید

به غیر از کار خودت که طبیعتا این استایل و سبک را بیشتر از بقیه دوست داری که کار می کنی، از موزیسین های دیگر موسیقی پاپ کار چه کسی را بیشتر دوست داری؟

– من ترجیح می دهم راجع به این موضوع نظر ندهم.

موسیقی اصیل ایرانی هم گوش می کنی؟

– تک و توک بعضی از کارهای همایون شجریان را شنیده و خیلی دوست داشتم. چند کار از علیرضا قربانی را هم دوست دارم ولی موسیقی سنتی موسیقی مورد علاقه ام نیست مگر این که کار خیلی فاخر و قشنگ باشد مثل بعضی کارهای همایون شجریان.

از موزیسین های خارجی خواننده مورد علاقه ات کیست؟

– از پاپ ها خیلی ها را دوست دارم مثل سلن دیون یا ماریا کری یا مایکل بولتون و اساسا خیلی هستند و آنقدر خوب زیاد است که نمی شود همه را نام برد.

در خلوت خودت این موسیقی ها را گوش می کنی یا داخلی را هم گوش می کنی؟

– من سعی می کنم هر از چند گاهی همه بروبچه ها را گوش کنم.

برای این که بدانی چه کار کردند و به عنوان رقیب؟

– قطعا. باید ببینم دور و برم چه نوع موزیک هایی ساخته می شود و چه چیزهایی شنیده می شود. حتما رصد می کنم. چرا که نه. بر عکس دوستانی که می گویند من گوش نمی کنم و راست نمی گویند، من می گویم که همه کارهای مهم را گوش می کنم.

الان موسیقی و سلیقه شنیداری مردم تغییر کرده. آیا کارهای موزیسین های جدید را هم گوش می کنی؟ مثلا هوروش بند را گوش می کنی؟

– بله و دارم با آنها کار می کنم. الان دارم با مسعود جهانی و آرش عدل پرور که آرش ای پی هست داریم یک کار مشترک انجام می دهیم.

حامد همایون چطور؟

– حامد همایون را هم گوش کردم. مگر می شود گوش نکرده باشم.

دوست داری؟

– بدم نمی آید. معمولی است.

بهنام بانی؟

– صدای خیلی قشنگی دارد.

سینا شعبانخانی؟

– صدای سینا شعبانخانی هم خیلی قشنگ است.

شهاب مظفری؟

– آهنگ های شهاب مظفری را در اینستاگرام دیدم که لایو می خواند و خوب هم می خواند اما موزیکش را با دقت ننشستم گوش کنم. فکر می کنم خواننده موفقی شود چون استایلش استایل خوبی است.

توجه کردید که اکثر خواننده هایی که الان دارند چهره می شوند صداهای خوبی دارند؟

– این خیلی اتفاق خوبی است.

شهاب حسینی و مریلا زارعی

الان در این موقعیت و با توجه به سن و سال و تجربه ای که به دست آوردی، بازیگر مورد علاقه ات کیست؟

– خارجی خیلی تغییر نکرد و البته چند نفر اضافه شدند. از بازیگران داخلی هم همان ها هستند و تعداد دیگری هم اضافه شده که اگر بخواهم مثال بزنم تعداد زیاد می شود. مثلا شهاب حسینی را خیلی دوست دارم.

از خانم های بازیگر چطور؟

– خانم مریلا زارعی خوب بازی می کند و چندین خانم بازیگر خوب دیگر.

درباره عشق و ازدواج و بچه

ببخشید، یک سوال خصوصی تر بپرسم؛ نمی خواهید بچه دار شوید؟

– هنوز زود است. فعلا درگیر کارهای اینترنشنالم هستم. سر یک پروژه سینمایی باید بروم و کمی شلوغ هستم. انشاءالله سر فرصت.

آخرین سوال. آیا به نظرت ازدواج همیشه با عشق باشد یا با عقل هم می تواند باشد؟

– حالا نمی شود که هر دو باشد؟

بله، این هم می شود ولی می خواستم بپرسم به نظرت کدام شان ارجحیت دارد؟

– عشق که نکته خیلی مهمی است، مخصوصا برای یک آرتیست اما در کنار آن باید توأم با عقل هم باشد. خیلی هم نباید همه چیز غیرمنطقی اتفاق بیفتد.

منبع: انتشار یافته در ماهنامه دیده بان

۰۰

حامد هاکان خواننده موسیقی پاپ کشورمان درگذشت

دسته بندی : اخبار موسیقی تاریخ : پنج شنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۶

حامد هاکان خواننده موسیقی پاپ کشورمان درگذشت

 

 

 

حامد هاکان خواننده و آهنگساز جوان موسیقی پاپ کشورمان روز چهارشنبه ۱۲ مهرماه ۱۳۹۶ در سن ۳۴ سالگی بر اثر ایست قلبی دار فانی را وداع گفت.

حامد هاکان متولد ۱۷ مرداد ۱۳۶۲ در تهران (شهرری) بود و از اوایل دهه ۸۰ فعالیت خود را در عرصه موسیقی به‌صورت رسمی آغاز کرد.

هاکان در تابستان سال ۱۳۸۳ اولین آلبوم خود را بانام «قاتل حرفه‌ای» با ۱۲ قطعه به‌صورت اینترنتی منتشر کرد.وی پس از انتشار این آلبوم، با محسن چاوشی آشنا شد و در آلبوم «خودکشی ممنوع» این خواننده به‌عنوان خواننده مهمان حضور داشت.

همکاری حامد هاکان با محسن چاوشی، محسن یگانه و فرزاد فرزین به انتشار چند تک قطعه منجر شد که جنجال‌های زیادی را به دنبال داشت.رفته‌رفته فعالیت‌های این خواننده پرطرفدار آن روزهای موسیقی پاپ کمتر شد و او طی چند سال اخیر صرفاً به انتشار چند تک قطعه در فضای مجازی بسنده کرده بود.

حامد هاکان در مهرماه سال ۱۳۹۳ موفق به اخذ مجوزهای لازم شد و قرار بود اولین آلبوم رسمی این خواننده از سوی شرکت «آوای هنر» به بازار عرضه شود که این اتفاق رخ نداد.

شایان‌ذکر است که فرزاد فرزین ساعاتی پیش با انتشار پستی در صفحه شخصی خود درگذشت این خواننده جوان را تائید کرد.

گفتنی است؛ زمان و مکان تشییع پیکر حامد هاکان متعاقباً اعلام خواهد شد.

رسانه موزیک تراک درگذشت این خواننده و آهنگساز جوان موسیقی پاپ را به خانواده ایشان و جامعه هنری تسلیت عرض می‌نماید.

۰۰

آمدیم تا با عشق خدمت کنیم، اما منزوی شدیم

دسته بندی : اخبار موسیقی تاریخ : پنج شنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۶

آمدیم تا با عشق خدمت کنیم، اما منزوی شدیم

 

 

 

«خرمشهر را خدا آزاد کرد». برق شادی را در چشمان مردم خوزستان با صداقت جنوبیشان، می‌دیدی. تصویر رزمندگان که سربندهای «یا زهرا» و «یا حسین» را بر پیشانی نفر جلویی می‌بستند هم در ادامه از تلویزیون پخش می‌شد و آواز «خجسته باد این پیروزی» در گوشمان می‌پیچید. نام محمد گلریز با دفاع مقدس گره خورده، تا جایی که صدایش به عنوان میراث شفاهی در سازمان میراث فرهنگی ثبت شده است. اسم او یادآور انقلاب است، تداعی کننده کورسوی امید در روزهای سخت جنگ تحمیلی، امیدی که نا‌امید نشد و در آخر یک وجب از خاک ایران هم به دست اجنبی نیفتاد. او حالا هفتمین دهه از زندگی خود را هم پشت سر گذاشته اما از برخی موسیقی‌های نو ظهور دلگیر است و نگران برای موسیقی ایرانی. به سراغش رفتیم تا با او از حال و احوال این روز‌هایش سخن بگوییم و در عین حال صحبت به سرودهای ماندگاری رسید که در حوزه ملی خاطره آفرین شده‌اند:

* مردم شما را به عنوان خواننده‌ای می‌شناسند که سرودهای انقلابی و قطعاتش در وصف دفاع مقدس در اذهان حک شده است. با این وصف موسیقی ایران در حال حاضر را چظور ارزیابی می‌کنید و چه درخواستی از متولیان موسیقی دارید؟

به عنوان یک عضو کوچک از جامعه هنری، این خواهش را از دست اندارکاران و کسانی که در هسته موسیقی هستند، دارم که به موسیقی ملی و ارزشی ما بیشتر توجه کنند. شهدایی که جانشان را بر کف دستشان گذاشتند و رفتند تا از این مملکت دفاع کنند واقعا حق زیادی بر گردن ما دارند. به نظرم اتفاقات مهمی که در این مملکت افتاده کم کم به دست فراموشی سپرده می‌شود. مثلا خرمشهر پاره تن ایران محسوب می‌شود و قسمتی از مملکت ماست. من سال‌ها پیش سرودی به نام «خجسته باد این پیروزی» را خواندم. خداوند مرحوم مجتبی میرزاده را رحمت کند و آقای احمدعلی راغب را سلامت نگه دارد. من هر کسی را با هر سلیقه‌ای دیده‌ام، به من گفته است که از این سرود خوشش آمده است. مردم می‌گویند «وقتی این سرود پخش می‌شود بال درمی آوریم.» حتی وقتی کلام آن را برمی دارند و از رادیو و تلویزیون پخش می‌کنند، باز هم اثرگذاری خود را دارد. ببینید چه تنظیم زیبایی انجام شده و چه ملودی ماندگاری در بیات ترک ساخته شده که شنونده را به شوق می‌آورد.‌‌ همان طور که اشاره کردم اتفاقاتی در مملکت ما افتاده که باید مقداری به این مسائل هم پرداخته شود.

* نظرتان درباره موسیقی‌های نوین چیست؟

برخی از این موسیقی‌های پاپ، بی‌محتوا هستند و نه شعر دارند و نه هیچ چیز دیگری. متأسفانه ذائقه جوانان ما در حال تغییر است. گاهی اوقات تعجب می‌کنم و البته حسرت می‌خورم که این‌ها چه موسیقی‌هایی است که پخش می‌شود. مگر موسیقی ایرانی چه ایرادی دارد؟ موسیقی به این وزینی و زیبایی، همه چیز در خود دارد. موسیقی ارزشی ما در حقیقت موسیقی ایرانی است. مثلا من قطعه‌ای در مورد شهید مطهری خوانده‌ام، شما اگر کلام را هم بردارید و فقط به موسیقی گوش دهید، باز هم لذت می‌برید. این مسئله در مورد «خجسته باد این پیروزی» هم صدق می‌کند. به هر حال یک قشر از این مردم هستند که به این نوع از موسیقی علاقه دارند. ما باید کمی چشم‌‌هایمان را باز کنیم. این عده هم جزو مردم ایران هستند و به این مملکت عشق می‌ورزند. ما که نمی‌توانیم آن‌ها را نادیده بگیریم. به طور مثال بیست و چهار میلیون نفر به آقای روحانی و شانزده میلیون نفر هم به آقای رئیسی رأی دادند. آقای روحانی می‌گوید «من که رئیس جمهور شده‌ام، آیا می‌توانم آن شانزده میلیون نفر را در نظر نگیرم؟ آن‌ها هم به هر حال مردم ایران هستند و حالا سلیقه‌شان چیز دیگری بوده است.» ما باید به همه مردم و همه سلیقه‌ها احترام بگذاریم. نباید فقط خودمان را نگاه کنیم و بگوییم تنها چیزی که ما می‌گوییم درست است. عده‌ای هم هستند که به ایران تعلق دارند اما در یک روستای دور افتاده زندگی می‌کنند ولی بالاخره حق رأی و حق ابراز احساسات دارند. از سوی دیگر به طور قطع بخش عمده‌ای از‌‌ همان بیست و چهار میلیون نفر به موسیقی ایرانی علاقه دارند، پس باید توجه بیشتری به این نوع از موسیقی داشت.

* صحبت شما این است که چرا به موسیقی سنتی کمتر پرداخته می‌شود؟

من نمی‌گویم موسیقی پاپ بد است بلکه می‌گویم در کنار این نوع از موسیقی به موسیقی سنتی و ایرانی هم پرداخته شود اما در حال حاضر پرداختن به موسیقی ایرانی در حال نزدیک شدن به صفر است.

* اوایل انقلاب تعداد خواننده‌ها کم بود و برخی معتقدند تکرار متوالی و طولانی موسیقی ایرانی در دهه هفتاد به نوعی مردم را دلزده کرده است. شما چه دیدگاهی در این باره دارید؟

من می‌گویم همه چیز در کنار باشد ولی الان شرایط به گونه‌ای پیش رفته که موسیقی ایرانی در سایه قرار گرفته است. گاهی کارهایی از موسیقی‌های جدید را می‌شنوم که شرمم می‌آید گوش بدهم. خواننده‌ها از کلمات و الفاظی در اشعار استفاده می‌کنند که اصلا نمی‌دانم رپ یا نوع دیگری از موسیقی است. واقعا اسم این موسیقی را نمی‌دانم. در مملکتی که مهد فرهنگ و موسیقی‌های خوب است، نباید شاهد چنین اتفاقاتی باشیم. ما سه هزار سال قبل از اسلام، شعرایی مثل رودکی، سرکیس، باربد و نکیسا را داشتیم. زمانی که هیچ ملتی بویی از فرهنگ و شعر نبرده بود، ایران شاعران بزرگی داشت. ما چنین فرهنگی داریم، آیا حیف نیست که موسیقی ایران زمین چنین مسیری را طی می‌کند؟ ما که نمی‌گوییم این موسیقی‌ها نباشند اما در کنارشان هم مقداری به موسیقی ایرانی پرداخته شود. انتقاد من در واقع به صدا و سیما و وزارت ارشاد است که متولیان اصلی ترویج این نوع از موسیقی‌ها محسوب می‌شوند. از یک سو پرداختن به موسیقی ایرانی به صفر رسیده اما بیایید و ببینید که برای موسیقی‌های دیگر چه بساطی وجود دارد.

* به نظر می‌رسد از شرایط موجود غمگین و دل آزرده هستید. فکر می‌کنید باید چه کرد که موسیقی ایرانی دوباره احیا شود؟

ما بعد از پیروزی انقلاب اسلامی با دل صاف و با عشق و علاقه آمدیم تا به موسیقی ایرانی خدمت کنیم. تلاش کردیم پیروزی‌ها و تلخکامی‌ها را برای مردم به تصویر بکشیم اما متأسفانه در حال حاضر منزوی شده‌ایم. امروز شرایطی پیش آمده که به عنوان یک هنرمند، دل آزرده هستم.‌‌ همان طور که می‌دانید هنرمندان دل نازک هستند و انتظار می‌رود مسئولان توجه بیشتری به آن‌ها داشته باشند. ما در آن سال‌ها برای وطنمان کار کردیم و حالا از کم توجهی به موسیقی ایرانی و هنرمندان این عرصه ناراحت می‌شویم. خدا شاهد است که ما دلسوز موسیقی کشورمان هستیم. محمد گلریز «خجسته باد این پیروزی» را خوانده برای ایران و برای خاک وطنش خوانده است.‌‌ همان طور که گفتم برای خرمشهر که پاره تن ایران بوده است. من این قطعه را برای جوانانی خواندم که شهید شدند. آن‌ها با دل پاک و با صداقت بدون چشمداشت مادی، زن، بچه، مادر و خانواده را‌‌ رها کرده و جان خود را برای این مملکت فدا کردند تا ایران پا بر جا بماند و سرافراز شود. آن‌ها رفتند تا مردم ایران راحت زندگی کنند و در واقع امنیت را به کشور ما هدیه کردند.

* پرخاطره‌ترین سرود در ذهن محمد گلریز که خودش سرود‌ها و قطعات پرخاطره‌ای را اجرا کرده چه قطعه‌ای است؟

سرود «ای ایران» که در یاد میلیون‌ها انسان ایرانی مانده پرخاطره‌ترین سرودهاست. از نگاه من این موسیقی یک سرود ملی تمام عیار است. در هر دوره تاریخی یک حکومت بر سر کار قرار می‌گیرد و طبیعتا یک سرود هم برای آن ساخته می‌شود. مثلا در زمان حکومت پهلوی یک سرود ساخته شد، در دوران جمهوری اسلامی سرود دیگری ساخته شد و در گذشته دور‌تر هم سرودهای دیگری وجود داشت.

* چرا در بسیاری از مجامع فرهنگی و گردهمایی‌های هنری همراه با سرود ملی کنونی کشورمان،‌ ای ایران هم هواخواهان بسیاری دارد؟

در ابتدا باید تأکید داشته باشم که من سرودهایی که در دولت‌های مختلف ساخته شده، مخصوصا سرود جمهوری اسلامی را به هیچ عنوان رد نمی‌کنم. واقعا به آقای حسن ریاحی تبریک عرض می‌کنم که چنین ملودی بسیار زیبایی را که تنها ۵۹ ثانیه است، ساخته‌اند. الحق و الانصاف سرود قشنگی است و من به عنوان عضو کوچکی از جامعه هنری موسیقی ایران، وقتی به این کار گوش می‌دهم واقعا لذت می‌برم. این قطعه از نظر موسیقایی در نوع خود یک کار منسجم است که شعر خیلی خوبی دارد و تمام مسائل مهم از جمله ملیت، شهدا و… در شعرش رعایت شده است. خودم این کار را به عنوان یک سرود ملی از جمهوری اسلامی ایران می‌پسندم ولی بحث من چیز دیگری است. ممکن است عده‌ای از موسیقی این اثر آن چنان که باید و شاید لذت نبرند ولی من می‌بینم هر کسی چه روحانیت و چه غیر روحانیت وقتی سرود «ای ایران» را می‌شنود ناخودآگاه با آن همصدا می‌شود. یعنی این قطعه مورد تأیید همه اقشار جامعه قرار دارد. ماندگاری «ای ایران» را باید ناشی از تکنیکی بودن آن بدانیم. این قطعه از نظر فنی سرود بسیار زیبایی است که در آواز دشتی ساخته شده و مرحوم بنان هم به زیبایی این اثر را اجرا کرده است. «ای ایران» هم حالت موسیقی ایرانی و هم حالت کلاسیک دارد که نکته خیلی مهمی است. معمولا در سرودهایی که در قالب سرود ملی قرار می‌گیرند، بیشتر حالت کلاسیک رعایت می‌شود. سرودهای ملی به نوعی شبیه به مارش نظامی هستند. ولی سرود «ای ایران» متفاوت است. وقتی به این قطعه گوش فرا می‌دهید، هم حالت موسیقی کلاسیک در ذهن شما تداعی می‌شود و هم حال و هوای موسیقی سنتی را کاملا در آن حس می‌کنید. «ای ایران» می‌تواند یک اثر جاودانه باشد. خودم وقتی به این سرود گوش می‌دهم، هم حال و هوای سنتی موسیقی ایرانی در من زنده می‌شود و هم حالت کلاسیک را احساس می‌کنم. ترکیب این دو حالت واقعا هنر است و باعث می‌شود آدم درود بفرستد به روان پاک مرحوم روح الله خالقی که چنین اثری را ساخته است. جالب اینکه ایشان «ای ایران» را با ارکستری ساخته که هم سازهای کلاسیک و هم سازهای ایرانی در آن بوده است. این کار یک هنر ویژه محسوب می‌شود که استاد خالقی به خوبی از پس انجام این کار برآمده است. ایشان فکر کرده برای اینکه جمیع این حالات در مخاطب به وجود بیاید، از سازبندی‌ها و تنظیم ارکستراسیون با سازهای کلاسیک و ایرانی استفاده کند. «ای ایران» در عین سادگی، چند وجه موسیقی را در خود دارد. اجرای بسیار زیبای کار هم که واقعا فراموش نشدنی است.

* گفته می‌شود ماجرای تاریخی شکل گیری این سرود هم خیلی جالب است. شما از پیشینه این اثر اطلاعاتی دارید؟

«ای ایران» در واقع پس از سیلی محکمی که سرباز انگلیسی در زمان جنگ جهانی دوم، در یکی از خیابان‌های تهران به گوش سرباز ایرانی می‌زند، متولد می‌شود. حسین گل گلاب، شاعر اثر این صحنه را می‌بیند و با چشمانی گریان نزد روح الله خالقی و غلاحسین بنان می‌رود و می‌نویسد «ای ایران،‌ای مرز پر گهر،‌ای خاکت سرچشمه هنر…» در هر صورت باید انگیزه‌ای باشد تا چنین سرودی اجرا شود. برای کسانی که در ساخت این سرود دخالت داشتند، انگیزه می‌تواند نکته خیلی مهمی باشد و احساس غرور ملی و ایرانی بودن را در آدم بیشتر کند تا موزیسین بتواند با همه وجودش چنین سرودی را بسازد. فکر می‌کنم این مسئله هم در زیبایی و جاودانه ماندن اثر بسیار تأثیر داشته است.

* به نظر شما وجوهی که یک قطعه یا سرود برای ماندگاری باید داشته باشد چیست؟

به هر حال هر اثری باید با فرهنگ و ادبیات مردم همخوانی داشته و موسیقی آن برای مخاطب، مردم پسند و گوش نواز باشد. وقتی سرودی ساخته می‌شود باید هر دو وجه بین المللی و بومی را در خود داشته باشد. اولویت اول، خاک وطن در مفهوم مرزهای ایران، وسعت خاک و هویت ایرانی در رابطه با خاک سرزمین ماست که باید یکی از وجوه سرود باشد. همچنین سرود باید نام کسانی را در خود داشته باشد که برای وطن، فداکاری کردند و جان و خونشان را برای وطن دادند، شعر معروف «از خون جوانان وطن لاله دمیده» که آقای شجریان بنا بر تصنیف عارف قزوینی خوانده‌اند کاملا گویای این مدعاست. مسائلی مانند مهر وطن، خاک وطن و عزیزانی که در راه وطن جانشان را دادند و برای حفظ مرز و هویت ایران عزیزمان، جان فشانی کردند باید به عنوان اولویت در شعر سرود گنجانده شوند. از سوی دیگر بیان مسائل تاریخی در شعر می‌تواند برای کسانی که در خارج از کشور هستند مغتنم باشد. فتوحاتی که یک کشور در سیر تاریخ طولانی خود داشته و فداکاری‌هایی که انجام شده، می‌تواند بخشی از شعر سرود ملی را تشکیل دهد. همچنین فرهنگ مملکت و اساتیدی که به عنوان اسوه فرهنگی در یک کشور معرفی می‌شوند. می‌توانند با جای گرفتن در شعر سرود ملی، شهرت جهانی پیدا کنند، مثل فردوسی، حافظ، سعدی، رودکی و… به طور مثال شعر معروف سعدی در حال حاضر بر سردر سازمان ملل قرار دارد که توانسته کارکردی چون سرود ملی داشته باشد. نام بردن از کسانی که به عنوان اسوه دانش و فرهنگ در کشور مطرح هستند و شهرت جهانی دارند، در شعر سرود ملی می‌تواند یادآور این مسائل باشد و کسانی که در خارج از کشور هستند، چه ایرانی و چه غیر ایرانی را متوجه پیشینه عظیم مملکت ما کند. این‌ها وجوهاتی هستند که به نظر من می‌تواند یک سرود ملی را برجسته کرده و به اوج برساند.

* وقتی سرود ملی کشوری در خارج از آن کشور اجرا می‌شود، احتمالا بخش زیادی از مردم با زبان آن فرهنگ آشنایی ندارند. سرود ملی به لحاظ زبان موسیقایی در بُعد بین الملل باید چه ویژگی‌هایی داشته باشد؟

معمولا این سرود‌ها در خارج از کشور به صورت بی‌کلام مورد توجه قرار می‌گیرند. دیده‌ایم که وقتی یک مسئول دولتی به خارج سفر می‌کند یا به مناسبتی می‌خواهند سرود کشوری را پخش کنند، آن را بدون کلام پخش می‌کنند چون سرود ملی بدون کلام هم می‌تواند روی مخاطب اثر بگذارد. گاهی اوقات یک موسیقی بدون کلام می‌تواند کلام‌های زیادی را در خود داشته باشد. فکر می‌کنم به دلیل اصالت هویتی که در سرود یک مملکت باید موجود باشد، کمتر اتفاق افتاده که سرودی را ترجمه کنند چون به نظر می‌رسد که اعتقاد دارند جان کلام تنها با زبان اصلی منتقل می‌شود. سرود ملی خودمان هم که آقای ریاحی ساخته چنین پتانسیلی را دارد. گاهی اوقات موسیقی بدون کلام این اثر را گوش می‌دهم و واقعا لذت می‌برم. فکر می‌کنم می‌توان در اینجا هنری به خرج داد، یعنی بیاییم به صورت vocal بدون کلام با سرود همراهی کنیم که البته گاهی اوقات این اتفاق افتاده است. این vocal می‌تواند اضافه شود و سرودی که می‌خواهد پخش شود را تکمیل کند.

* با توجه به نارضایتی شما از شرایط موجود موسیقی که در بخش از صحبت‌هایتان گفتید، در حال حاضر فعالیت جدی در عرصه موسیقی دارید؟

حقیقت این است که کارم خیلی کم شده است. بسیاری از دوستان هنرمند می‌گویند که «ما هنگام ساخت یک اثر اول از همه به شما فکر می‌کنیم.» به هر حال من به عنوان عضو کوچکی از جامعه هنری ایران سال هاست در موسیقی فعالیت می‌کنم اما در حال حاضر برنامه‌های کاری‌ام خیلی کم شده است. در مقابل می‌بینم برخی به شدت پر کار هستند. از قدیم گفته‌اند «اگر چیزی نیست، برای هیچ کس نیست» اما می‌شنوم که یک خواننده می‌گوید «من صد و شصت کنسرت را در مدت دو ماه برگزار کرده‌ام.» من نمی‌دانم چگونه چنین چیزی ممکن است. بالاخره این دوستان حمایت می‌شوند و اسپانسری پشتشان هست اما چرا باید این گونه باشد؟ ما که جد و آبادمان هنرمند بوده فعلا در انزوا به سر می‌بریم. همه مردم خانواده ما را می‌شناسند. پدرم خواننده بوده و برادرانم هم خواننده بوده‌اند، ما از خانواده‌ای بودیم که همه خوانندگی را به ارث برده‌اند. از زمانی که بچه بودیم، موسیقی در گوشمان بوده است و اساتید مختلف را دیده‌ایم. ما عصاره این موسیقی هستیم اما توجه لازم از سوی مسئولان صورت نمی‌گیرد.

* در پایان، اگر صحبت یا درخواستی از مسئولان دارید، بفرمایید…

باور کنید تعداد برنامه‌های ما در حال حاضر صفر شده است. ما توقعی نداریم و احتیاجی هم وجود ندارد. الحمدالله خدا بزرگ است و ما هم روزگار می‌گذرانیم. من اصلا در این باره صحبتی ندارم ولی بالاخره ما که برای خدا و مردم کار کردیم، شایسته برخورد بهتری هستیم. ما این گلایه را از دست اندرکاران موسیقی، کسانی که خط مشی موسیقی ما را تعیین می‌کنند و بانیان اصلی این مسئله هستند، داریم. من سخت دلگیر هستم که چرا شرایط باید این گونه باشد. جالب است که همین افراد در ابتدا تمام صحبت‌‌هایشان می‌گویند «ما هر چه داریم از انقلاب و دفاع مقدس داریم.» اما در عمل هیچ کاری صورت نمی‌گیرد. شاید چیزهای دیگری بوده که ما نمی‌دانیم اما هر چه هست ما نگران وضعیت موسیقی ایران هستیم.

منبع: موسیقی ما

۰۰

غلامرضا صنعتگر در بیمارستان بستری شد

دسته بندی : اخبار موسیقی تاریخ : چهارشنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۶

غلامرضا صنعتگر در بیمارستان بستری شد

 

 

خواننده موسیقی پاپ کشورمان به دلیل تشدید عارضه کبدی و برای انجام چند عمل جراحی در یکی از بیمارستان های تهران بستری شد.

به گزارش خبرنگار مهر، غلامرضا صنعتگر خواننده موسیقی پاپ کشورمان از روز دوشنبه دهم مهر ماه به دلیل تشدید عارضه ای که از مدت ها قبل در کبدش به وجود آمده بود ناگزیر به انتقال به بیمارستان شد و امروز تحت عمل جراحی قرار خواهد گرفت.

غلامرضا صنعتگر که طی ماه های گذشته فعالیت های زیادی را در عرصه موسیقی انجام داده، شهریور ماه سال گذشته تازه ترین آلبوم موسیقی خود با عنوان «هنوز سرپام» را منتشر کرد. این آلبوم که از تولیدات مرکز موسیقی حوزه هنری است شامل ۱۱ قطعه موسیقی با شعرهایی از مجید ذاکری، اهورا ایمان، مریم فتاحی و شبنم عراقی نژاد است که از بین این قطعات، سه قطعه دارای موسیقی محلی است.

غلامرضا صنعتگر غیر از خوانندگی، نوازندگی سازهایی چون پیانو وگیتار و سازهای پوستی را تجربه کرده است. ترانه های «میهنم ایران»، «میشه ضامنم بشی»، «دفاع از شط» و «عطر نرگس» از مهم ترین آثار این هنرمند است که به تکرار از شبکه های مختلف صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شده است.

منبع: خبرگزاری مهر

۰۰

خالق رویاهای ۱۲ساله مهدی جهانی در سالن ایرانیان

دسته بندی : اخبار موسیقی تاریخ : دوشنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۶

خالق رویاهای ۱۲ساله مهدی جهانی در سالن ایرانیان

 

 

 

مهدی جهانی ۲۵ شهریورماه سال جاری در سالن همایش‌های ایرانیان روی صحنه رفت تا نخستین اجرایش در این سالن را رقم بزند.

جهانی در این کنسرت با قطعه «عشقت که باشه» روی صحنه آمد و در ادامه قطعاتی چون؛ یادگاری، آروم آروم، عادت کردم، بی تو، منو رها کن، دیوونه، چقدر تنهام و … را به اجرا درآورد.

مهدی جهانی در ابتدای این کنسرت بیان کرد: «سال‌های زیادی در حدود ۱۲ سال را با این تصویر در ذهنم کارکردم و همیشه به این فکر می‌کردم که روزی در مقابل شما به اجرای زنده بپردازم و این تصویر که در این لحظه رو به روی من است، سال‌ها با من زندگی کرده و حالا در واقعیت آن را می‌بینم. خالق آن رؤیاهای دوازده‌ساله برای من شما بودید. شمایی که در همین زمان کوتاه نشان دادید که چقدر دوست‌داشتنی هستید و من واقعاً از این‌همه ابراز لطف و محبت متحیرم. امشب همه باهم شبی ویژه و خاص را تجربه خواهیم کرد.»

این خواننده با معرفی «بهداد سلیمی» از مهمانان ویژه‌اش در سالن کنسرت، گفت: «آدم‌های خیلی کمی هستند که می‌توانند قهرمان جهان شوند. یکی از آن‌ها امشب اینجاست و می‌خواهم همه سالن به احترامش دست بزنند که افتخار هر ایران و ایرانی ست. امیدوارم موفقیت‌های بزرگ‌تری در کمین بهداد عزیز باشد. امشب برای اینکه به او انرژی بدهیم، قطعاً بهترین اجرا را سعی داریم برگزار کنیم.»

جهانی همچنین دیگر مهمان اجرایش امید معلم را معرفی و او را تنها یادگار علی معلم و تهیه‌کننده نخستین آلبوم خود عنوان کرد.

کنسرت ۲۵ شهریورماه مهدی جهانی به همت موسسه «آوای دوران» در سالن همایش‌های ایرانیان برگزار شد.

منبع: ریتم نو

۰۰

پازل باند برای نخستین بار در فضای باز برج میلاد به روی صحنه رفت

 

 

 

کنسرت پازل باند در تاریخ‌های ۲۳ و ۲۴ شهریورماه طی دو سانس در محوطه فضای باز برج میلاد تهران برگزار شد و این گروه برای نخستین بار اجرا در فضای باز برج میلاد را تجربه کرد.

پازل باند که در تاریخ ۶ مردادماه و در دو سانس در سالن میلاد نمایشگاه بین المللی تهران به روی صحنه رفته بود، پس از استقبال هواداران این کنسرت برای دو شب دیگر تمدید شد و این گروه در تاریخ‌های ۲۳ و ۲۴ شهریورماه این بار در فضای باز برج میلاد تهران به روی صحنه رفتند تا آخرین اجرای تابستانه خود را برای نخستین بار در فضای باز برج میلاد برگزار کنند.

این کنسرت به همت موسسه فرهنگی و هنری «آوازی نو» به مدیریت و تهیه‌کنندگی «حسن اردستانی» برگزار شد.

در ابتدا و پس از پرشدن صندلی‌ها، کلیپی از قطعات حمید هیراد، پازل باند و ماکان باند برای هواداران پخش شد که با تشویق هواداران همراه شد.در ادامه بلندگوهای سالن با اعلام خوش آمدگویی حاضران در سالن به «سفینه پازل بند» و سفر به سرزمین شادی‌ها که با پخش تصاویری از سفینه همراه بود، از حاضرین در سالن خواستند که کمربندهایشان را ببندند.

سپس آرین بهاری با تشویق‌های هواداران به روی استیج آمد و در سکویی که در وسط استیج قرار داده‌شده بود ایستاد و ریمیکسی از قطعات کار دادی دستم و دنیامیا را اجرا کرد.

سپس اعضای ارکستر با تشویق هواداران به روی استیج آمدند و پس از قرار گرفتن پشت سازهایشان، قطعه «به سرم زده» را نواختند و علی رهبری در میان تشویق‌های بی‌امان هواداران به روی استیج آمد و این قطعه را اجرا کرد.

پس از اجرای این قطعه، رهبری ضمن خوشامدگویی به هواداران گفت: «خیلی خوشحال هستم که برای اولین بار در فضای باز برج میلاد پازل باند شما را از نزدیک می‌بیند امیدوارم که شب به‌ یاد ماندنی را کنار هم رقم بزنیم.»

در ادامه قطعات نگم برات، معشوق و دلارام اجرا شد اما نکته جالب‌توجه در این قطعه، پخش صدای پلی بک حمید هیراد در قسمت‌هایی که وی در این قطعه پازل بند را همراهی می‌کرد، بود و تصاویری از این خواننده جوان برای هواداران پخش شد.سپس بلافاصله قطعه «گریه چیه» اجرا شد و رهبری این قطعه را به تمام دختران ایرانی تقدیم کرد.

رهبری در ادامه قطعات جاده، اصلاً دلم خواست، چشم چشم، یکی تو قلبمه و بی‌تاب را اجرا کرد.پس از اجرای قطعه بی‌تاب، رهبری ضمن معرفی آرین بهاری به‌عنوان دیگر عضو این گروه، گفت: «اگر آرین بهاری نبود، بدون شک پازل باند وجود نداشت.فکر می‌کنم از زمان و وقتی‌که در زندگی‌اش دارد، حداقل ۸۰ تا ۹۰ درصد آن باهم مشغول کار بودیم و بسیار خوب ارکستر را تنظیم کرده است.»

در ادامه کنسرت قطعات به شرطیکه، آخرش رسید و کار دادی دستم اجرا شد که در هنگام اجرای قطعه کار دادی دستم، رهبری به نواختن گیتار پرداخت که به‌شدت مورد تشویق هواداران قرار گرفت.

سعید جامع (درامز)، نوید رهنما (پرکاشن)، حمید یزدان فر (گیتار باس)، میلاد دهقان (پیانو و سینتی سایزر)، نیما عباسی (گیتار) و سهراب ستاری (ویولن و گیتار) اعضای ارکستر پازل بند را تشکیل دادند.

حسن اردستانی (مدیریت موسسه آوازی نو و تهیه‌کننده کنسرت)، محمدناصری (مدیر اجرایی پازل بند) و سرکار خانم شجاعی (مدیر برنامه پازل بند) ازجمله مهمانان سانس اول از شب دوم این کنسرت بودند.

در هنگام اجرای قطعه بی‌تاب، آرین بهاری لحظاتی به پایین سکو آمد و به نواختن پرکاشن پرداخت که به‌شدت مورد تشویق هواداران قرار گرفت.

در هنگام اجرای قطعات دلارام، یکی تو قلبمه و آخرش رسید رهبری از هواداران درخواست کرد تا با روشن کردن نور تلفن‌های همراه خود فضا را ستاره بارون کنند.

اجرای مجدد قطعات دلارام، بی‌تاب و معشوق حسن ختام آخرین اجرای تابستانه پازل باند بود.

منبع: ریتم نو

۰۰

ضیافت باشکوه «شهاب مظفری» و هوادارانش در تهران

دسته بندی : اخبار موسیقی تاریخ : یکشنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۶

ضیافت باشکوه «شهاب مظفری» و هوادارانش در تهران

 

 

 

تازه‌ترین کنسرت شهاب مظفری خواننده موسیقی پاپ کشورمان شامگاه پنجشنبه ۲۳ شهریورماه و در دو سانس در سالن میلاد نمایشگاه بین‌المللی تهران برگزار شد و این خواننده آخرین اجرای تابستانه خود را با استقبال پرشور دوستدارانش در پایتخت روی صحنه برد.

شهاب مظفری که از اوایل تابستان امسال کنسرت‌های خود را به‌دفعات در تهران و شهرهای مختلف کشور برگزار کرده، آخرین اجرای خود پیش از ایام سوگواری محرم و صفر را شامگاه گذشته و در دو سانس در سالن میلاد نمایشگاه بین‌المللی تهران برگزار کرد تا به یکی از پرکارترین خوانندگان موسیقی پاپ در عرصه اجرای زنده تبدیل شود.

این کنسرت به همت موسسه فرهنگی هنری «آراد» به مدیریت و تهیه‌کنندگی «سعید سال افزون» و «میلاد ماهان راد» برگزار شد.

قطعه ریتمیک «قسم» نخستین انتخاب این اجرا بود و شهاب مظفری همانند کنسرت گذشته خود برای اجرای این قطعه از میان هواداران در ردیف نخست عبور کرد و به روی استیج رفت.

پس از اجرای این قطعه، شهاب مظفری به هواداران خوشامد گفت و سپس بلافاصله قطعه «منو ترکم نکن» را اجرا کرد.

مظفری در ادامه قطعات تمومش کن، معذرت، میگن که عوض شدی، تلخ، عکس قدیمی، تو بخند، تو رو خواب دیدم، همش سی سالمه، جدایی، آی و حس عمیق را اجرا کرد و شبی به‌یادماندنی را برای هوادارانش رقم زد.

میلاد ماهان راد و سعید سال افزون (مدیریت موسسه آراد و تهیه‌کننده کنسرت)، امیرعباس گلاب، دانیال عبادی، سید میثم سید حسینی و مجید فلاح ازجمله مهمانان سانس اول این کنسرت بودند.

مهدی فردی (رهبر ارکستر و نوازنده کیبورد)، امید فرهودنیا (گیتار باس)، علیرضا ثنایی (گیتار الکتریک و اسپانیش)، رضا معرف (پرکاشن)، نوید چراغی (پرکاشن و کاخن)، امین قومی نژاد (درامز)، کسری خدیور (ویولن و کمانچه) و مجید قدیانی (کیبورد) اعضای ارکستر شهاب مظفری را تشکیل دادند.

در هنگام اجرای قطعات قسم، معذرت، میگن که عوض شدی و عکس قدیمی موزیک ویدئو این قطعات برای هواداران پخش شد. و مظفری برای اجرای قطعه تو بخند، از هواداران درخواست کرد تا با روشن کردن نور تلفن‌های همراه خود سالن را ستاره بارون کنند.

در اواخر کنسرت، شهاب مظفری قسمتی از یک قطعه منتشرنشده خود را با همراهی پیانو مهدی فردی اجرا کرد و سپس بلافاصله قسمتی از ترانه «آی» نیز با همراهی این نوازنده اجرا شد.

اجرای مجدد قطعه «قسم» حسن ختام این کنسرت بود و مظفری در پایان کنسرت نیز از میان هواداران در ردیف نخست عبور و سالن را ترک کرد.

منبع: ریتم نو

۰۰