دانلود آهنگ جدید

خرداد ۱۳۹۵ -

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
جمعه ۳۰ شهریور ۱۳۹۷

همکاری میلاد درخشانی با یک نوازنده بین‌المللی

دسته بندی : اخبار موسیقی تاریخ : دوشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۵

همکاری میلاد درخشانی با یک نوازنده بین‌المللی

 

میلاد درخشانی موزیسین و خواننده جوان اما باتجربه، در جدیدترین فعالیت هنری خود از همکاری باVolkan Oktem یکی از شناخته‌شده‌ترین نوازنده‌های درامز ترکیه خبر داد.

تابستان سال گذشته بود که میلاد درخشانی پنجمین آلبوم خود یعنی «افشارستان۲ (تا رهایی)» را منتشر کرد که بسیار مورد استقبال مخاطبانش قرار گرفت. قطعه «اینجا میا تو هم افسرده می‌شوی» (Its Blue Here) هم یکی از هفت قطعه این آلبوم بود که دو ماه پیش تصمیم گرفت آن را طی یک همکاری دو طرفه، با یکی از نوازندگان مطرح کشور ترکیه دوباره ضبط کند. این آهنگساز درباره این همکاری به «موسیقی ما» می‌گوید: «ایلیار خسروی در آلبوم «افشارستان» به زیبایی درامز این قطعه را نواخته است اما قرار شد برای شروع همکاری و آشنایی با Volkan Oktem که یکی از معروف‌ترین و برجسته‌ترین نوازندگان درامز در ترکیه است، این قطعه را دوباره ضبط کنیم. او کار را مجددا در استامبول ضبط کرد و میکس و مستر آن هم همانجا انجام شد.»

درخشانی درباره نحوه آشنایی‌اش با این هنرمند می‌گوید: «سال‌ها پیش آلبومی از گروهی متشکل از برجسته‌ترین نوازندگان ترکیه با نام Laço Tayfa به دستم رسید که هنوز هم آلبومی با این سطح از تکنیک و گروه‌نوازی بی‌نقص نشنیده‌ام. این گروه در سطح جهانی هم مطرح بود و هنوز هم هست. یک گروه بی‌کلام که قطعات فولک و کلاسیک معروف ترکیه را به صورت اینسترومنتال اجرا می‌کرد و می‌توان گفت بهترین بند اینسترومنتالی بود که در ترکیه شکل گرفت. آن زمان این آلبوم‌ها به خاطر تکنیک و رعایت تمام اصول نوازندگی برای همه ما جذابیت بسیار بالایی داشت که Volkan Oktem هم نوازنده درامز این گروه بود. الان هم بسیار خوشحالم که با او همکاری می‌کنم و باید بگویم که این همکاری برای یک پروژه بزرگتر ادامه‌دار خواهد بود و احتمال دارد در ترکیه کنسرت داشته باشیم.»

درخشانی معتقد است همکاری با نوازندگان بین‌المللی می‌تواند تأثیر بسیاری در پیشرفت هنرمندان داشته باشد و می‌گوید: «همکاری با آرتیست‌های بین‌المللی، می‌تواند تأثیر خیلی خوبی روی هنرمند داشته باشد؛ البته نه هر نوع همکاری، چون همانطور که می‌دانید کالای خارجی در ایران، زیادی جلوه می‌کند و خریدار دارد و معمولا همه فکر می‌کنند چون یک هنرمند از خارج آمده، حتما خیلی هم خوب است. در صورتیکه اصلا اینگونه نیست! من سعی کردم با شناختی که از نوازنده‌های دنیا در هر سبک و ژانری دارم، آدمی را انتخاب کنم که همکاری با او باعث پیشرفت و کسب تجربه برای من شود. همین یک قطعه باعث شد که خیلی موارد جذاب و جدیدی را چه در وادی میکس و مستر یک اثر اینسترومنتال و چه در نوازندگی کسب کنم. هر نوازنده‌ای برای خودش پتانسیلی دارد اما از یک جایی به بعد نیاز است که از پتانسیل همکاری با دیگران هم استفاده کند و مطمئن باشد که این اتفاق به او کمک بسیاری خواهد کرد.»

۰۰

حضور رضا صادقی در کارگاه ترانه بابک صحرایی

دسته بندی : اخبار موسیقی تاریخ : دوشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۵

حضور رضا صادقی در کارگاه ترانه بابک صحرایی

 

پنجشنبه بیستم خردادماه سال جاری رضا صادقی برای دومین بار مهمان کارگاه ترانه بابک صحرایی بود.

این جلسه که قرار بود راس ساعت ۱۳:۰۰ آغاز شود؛ پیش از ساعت مقرر میزبان ارتش مشکی پوش بود که با نوشته‌های “اسطوره رضا صادقی” جلوی درب مجله هفت نگاه (مکان برگزاری کارگاه ترانه) منتظر ورود خواننده محبوبشان بودند تا بدین گونه حضور وی را خوش‌آمد بگویند.

 

بابک صحرایی: رضا صادقی آبروی هنر این سرزمین است

با ورود رضا صادقی به کارگاه ترانه، تمامی هنرجویان وی را ایستاده تشویق کردند و پس از چند دقیقه استراحت صادقی به همراه بابک صحرایی در جایگاه قرار گرفتند.

بابک صحرایی در ابتدای این جلسه گفت: بسیار خوشحال هستم که موسیقی و هنر ما کسی چون “رضا صادقی” را در خودش دارد. ایشان آبروی هنر این سرزمین است و به این حرفی که می‌زنم بسیار اعتقاددارم. صادقی با هنر، اندیشه و آگاهی که همیشه دربرداشتن تمام قدم‌هایش داشته باعث شده در این سال‌های اخیر موسیقی و ترانه این سرزمین اعتبار بیشتری پیدا کند.

صحرایی اضافه کرد: بسیاری به‌صورت مقطعی توانسته‌اند موفق یا تأثیرگذار باشند اما در تاریخ هنر این سرزمین کم پیش‌آمده که هنرمندی در طولانی‌مدت بتواند این موفقیت را حفظ کند که رضا صادقی خارج از تعارفات این‌گونه بوده است.

وی در ادامه با ابراز خوشحالی، به حضور رضا صادقی برای دومین بار در کارگاه ترانه‌اش اشاره کرد.

رضا صادقی ضمن عرض سلام به قدمت دوستی خود با بابک صحرایی اشاره کرد و فارغ از بازی با کلمات گفت: بنده هر زمان در این جمع و فضا قرار گرفتم حال خوبی داشتم چراکه می‌دانم برای چه اتفاقی و بدون هرگونه حاشیه‌ای حضور دارم و کنار بابک صحرایی قرار گرفتن، دیگر تعارف ندارد چون او انسانی با شناسنامه‌ای قدرتمند است.

پس از صحبت‌های بابک صحرایی و رضا صادقی، هنرجویان ترانه‌هایشان را تا ساعت سه بعدازظهر خواندند که پس از اجرای دو ترانه توسط دو هنرجوی خانم، رضا صادقی لازم دیدید که نکته‌ای را بیان کند و در توضیح دو ترانه اجراشده گفت: دلم نیامد که این موضوع را مطرح نکنم. در این دو ترانه‌ای که در ابتدای کارگاه شنیدم (که یقین دارم مابقی ترانه‌ها نیز به همین روال خواهد بود) بسیار خوشحال هستم چراکه خیلی وقت بود از بیان تفکر یک بانو آن‌قدر قدرت ندیده بودم معمولاً بیان ترانه‌ی خانم‌های ترانه‌سرا ذلت است و متأسفانه اکثراً از درد، رنج و شکستن می‌گویند و با شنیدن این دو ترانه به بابک صحرایی و هنرجویانش تبریک می‌گویم.

صادقی افزود: فیلمی از بابک صحرایی دیدم که درباره‌ی ترانه‌سرایان خانم می‌گفت که معمولاً وجه عاطفی را در نظر می‌گیرند و وجه قدرت را کمتر می‌بینند. چقدر خوشحال هستم افرادی در روند کلامی آقای صحرایی هستند. این موضوع را جدی گرفتند و به این قدرت ترانه سروده‌اند.

بابک صحرایی در تکمیل صحبت‌های صادقی بیان کرد: این دید شما باعث افتخار و خوشحالی ما است که هنرمندی چون شما چنین نظری را دارد.

 

رضا صادقی: طوری از زخم می‌گوییم که انگار قرار نیست خوب شود

در ادامه پنج هنرجوی آقا ترانه‌هایشان را خواندند که برخلاف دو ترانه‌سرای خانم، بیشتر در ترانه‌هایشان وجه غم و شکستگی دیده می‌شد به همین دلیل رضا صادقی کلام بانوان را قوی‌تر دید و در این مورد گفت: شاید این عیب را در خودم دیدم و اکنون مطرح می‌کنم در خبط و خطاهایی که به لحاظ کلام در محضر دوستانم داشتم. دیدم طوری از زخم می‌گوییم که انگار قرار نیست خوب شود به نظر من زخم وجود دارد و همه ما کم‌وبیش دردهایی داریم اما طوری آن را بیان کنیم که اگر آدم پر زخم آن را شنید حس کند اگر اتفاقی بیفتد این زخم بالاخره خوب می‌شود و زخم دائمی نیست که جانمان را بگیرد. تا اکنون دو ترانه اول فوق‌العاده بود.

بابک صحرایی در راستای صحبت‌های صادقی، این اتفاق را خوب دانست و بیان کرد: در تاریخ ادبیات ما چه شعر کلاسیک، شعر بعد از نیما و ترانه، همیشه حضور بانوان کمتر از آقایان بوده است در شعر کلاسیک ما چند اسم برجسته بیشتر نداریم تا قبل از فروغ هم آن شاعرانی که داشتیم عموماً شعر مردانه می‌نوشتند. به‌طور مثال پروین اعتصامی با تمام ارزش‌ها و زیبایی‌هایش، شعرش زنانه نبود مابعد از فروغ است که شعر زنانه را تجربه می‌کنیم. در ترانه هم به همین شکل، ما چند اسم تا شکل‌گیری ترانه داخل کشور بیشتر نداشتیم اما این اتفاق که تعداد ترانه‌سرایان توانا بیشتر می‌شود بسیار اتفاق خوبی است چراکه به تنوع اندیشه‌ها کمک می‌کند.

 

بیشتر ترانه‌سازی مد شده است

رضا صادقی پیرو صحبت‌های صحرایی گفت: من دوست دارم این جمله‌ی”ترانه‌سرای خانم توانمند” را پررنگ کنم چراکه بدون تعارف مشکلی که این روزها در ترانه‌ها وجود دارد و بسیار مشاهده کردم این است که واژه به هم رساندن؛ ترانه‌سرایی شده است بیشتر ترانه‌سازی مد شده است. یعنی یک بیت از ترانه‌سرایان دیگر را همراه با تصویری از خودشان، اتفاقی پیش می‌آید و بدون تعارف کمتر هستند خانم‌هایی که تصویر ناب خودشان را داشته باشند.

در ادامه پس از خواندن ترانه توسط یکی دیگر از هنرجویان، رضا صادقی در مورد نوع بیان کلمات گفت: یکی از دوستان ترانه‌سرای من که اکنون از ترانه‌سرایان خوب کشور است، چند سال پیش هر ترانه‌ای را برای من می‌آورد و خودش می‌خواند، از او می‌گرفتم. وقتی ترانه را اجرا می‌کردم، می‌گفت که این چه ترانه‌ای است که گفته‌ام؟! یک روز ترانه‌اش را گرفتم و خودم خواندم بعد متوجه شدم خودش آن‌قدر خوب می‌خواند روی من تأثیر می‌گذارد. درواقع تصویری که با خواندن ترانه‌اش روی ذهن من می‌گذاشت ناخودآگاه روی من تأثیر می‌گذاشت و لذت می‌بردم. وقتی به این زیبایی “توی سرم جهنمه انگار واسه همینم خیلی سردم نیست” ترانه سروده‌ای به زیبایی هم آن را بخوان! واقعاً حیف است.

از نکات قابل‌توجه در این کارگاه ترانه‌خوانی یکی از هنرجویان به اسم «وصال امیری» بود که با اجازه از بابک صحرایی و رضا صادقی، ترانه خود را به‌صورت آواز خواند و آرزو داشت روزی یکی از ترانه‌هایش را رضا صادقی اجرا کند.

 

معشوق‌های تبر به دست!

رضا صادقی که توجه خوبی نسبت به ترانه‌های خوانده‌شده در این کارگاه داشت در ادامه به نگاه‌های غم‌بار اعتراض کرد و گفت: چرا کسی حالش خوب نیست؟! حیف است کمی حال خوب داشته باشید. چرا فکر می‌کنید فقط شما خوب هستید؟ کمی با دید طرف مقابل نگاه کنید. تا اینجا من متوجه شدم هر معشوقی تبر به دست است.

 

پرسش و پاسخ

در ادامه پس از ترانه‌خوانی دیگر هنرجویان کارگاه ترانه بابک صحرایی نوبت به پرسش و پاسخ‌ها رسید و رضا صادقی به تعدادی از سوا لاتی که توسط حاضرین طرح‌شده بود پاسخ داد.

 

مراعات مخاطبین و نگاهی داخلی به تور کنسرت‌های آمریکا

بابک صحرایی در ابتدای این پرسش و پاسخ‌ها، از رضا صادقی در خصوص تور کنسرت‌هایش در آمریکا سؤال کرد که این اتفاق برای اولین بار توسط خواننده‌ی داخلی افتاده و تمامی بلیت‌های کنسرت‌هایش در تمامی شهرها چند روز قبل از اجرا به اتمام رسیده و به‌اصطلاح غربی “سولد اوت” شده بود.

رضا صادقی در جواب این سؤال گفت: کنسرت‌های خوبی را داشتیم و ایرانیان مقیم آمریکا، مراعات هنرمندی که از ایران آمده بود را کردند و این اتفاق برای شخص من بسیار جالب بود. ضمن اینکه نگاهی داخلی به کنسرت‌ها داشتند و توقع اجراهای غربی را نداشتند. همچنین نوازنده‌های ایرانی و خارجی خوبی بنده را همراهی کردند.

 

اجرا در تهران با ارکستری بزرگ روی صحنه می‌رود

رضا صادقی در خصوص همکاری مجدد با بهنام ابطحی به‌عنوان رهبر ارکستر و شروع تور کنسرت‌هایش بعد از ماه مبارک رمضان توضیح داد: در صفحات شخصی خودم نیز ضمن تقدیر و تشکر اعلام داشتم که از تاریخ ۱۱ خردادماه با دوستان خوبم در بند مشکی پوشان خداحافظی کردم نه به‌حکم خوش‌آیند یا بد آیند بلکه به تغییر نگاه صحنه‌ای بنده نسبت به موسیقی این اتفاق افتاد و از بازگشت بهنام ابطحی خوشحال هستم چراکه بهنام ابطحی به لحاظ مشکلات فکری، فرصت حضور در گروه‌های موسیقی را نداشت و از بعد ماه رمضان باحال و هوای دیگری اجراها را روی صحنه خواهیم برد.

صادقی همچنین در مورد تغییرات دیگر در این ارکستر بیان کرد: شک نکنید در کنسرت‌های تهران با ارکستر بزرگی روی صحنه خواهیم رفت. این را هم باید اضافه کنم که یاران قدیمی من چون مرتضی کریمی،فاضل پیش و … با من همراه هستند چراکه تمام حس جنوبی بودن را از آن‌ها می‌گیرم.

 

رضا صادقی: زمانی که من نیاز به فرصت داشتم، کسی نبود

خواننده آلبوم فقط گوش کن در مورد همکاری با ترانه‌سرایان جوان در چند سال اخیر نیز اظهار کرد: من به تاریخ این اتفاق نگاه می‌کنم که شاید ده یا پانزده سال آینده عده‌ای بگویند که رضا صادقی فرصتی را برای دیده شدن کلام‌های قوی ایجاد می‌کرد کما اینکه دوستانی که از آن‌ها ترانه مختلف داشتم اکنون با خواننده‌های دیگر در حال همکاری هستند. این ماجرا از زمانی شروع شد که کمی به خودم برگشتم و دیدم زمانی که من نیاز به فرصت داشتم کسی نبود تا این امکان را بدهد و این اتفاق برای من لازم بود تا بتوانم در این وادی هم حرفی برای گفتن داشته باشم.

 

خیلی سخت است بچه‌هایت را بگیرند و بگویند ادعای پدری کن!

صادقی که باقدرت از موانع سر راهش عبور کرده در توضیح احساسش هنگام مرور این خاطرات گفت: من یک‌وقت‌هایی خاطراتم درد می‌کند تا جایی که حتی صدایش را می‌شنوم. یادآوری برخی خاطرات آن‌قدر شرم‌آور هست که فقط به دردت اضافه می‌کند فقط خدا را شکر می‌کنم که حامیانی چون مشکی پوشان و مشکی دوستان داشتم کسانی که آن‌طور که باید حضور داشتند. خیلی سخت است بچه‌هایت را بگیرند و بگویند ادعای پدری کن! نمی‌دانستم باید چه‌کار کنم ولی این حمایت اطرافیانم باعث شد با یک آلبوم من را روی صحنه بپذیرفتند.

 

یکی از برترین بانوان؛ مادر من است/ قدرتم به خودم ثابت شد.

بابک صحرایی در ادامه خاطره‌ای از انتشار عکس رضا صادقی در مجله هفت نگاه را تعریف کرد که کنار دو دوست دیگرش بود و علی‌رغم تمام محرومیت‌هایی که داشت در نگاهش امید به زندگی دیده می‌شد. و از صادقی خواست تا در مورد دوران کودکی و روزهای زندگی در بندرعباس بگوید.

رضا صادقی ضمن ابراز علاقه برای یادآوری و صحبت در خصوص دوران گذشته‌اش، گفت: امروزه دنیای ترانه‌سرا، خواننده و آهنگساز شدن خیلی ساده‌تر شده است (به نظر من بد نیست) اما دوست دارم از دوران کودکی‌ام بگویم که فکر نکنند بنده در ناز و نعمت بزرگ و خواننده شده‌ام. اینکه تأکید می‌کنم بر روی قدرت بانوان به خاطر این است که یکی از برترین زنانی که می‌شناسم مادرم است. این موضوع را با خاطره‌ای می‌گویم. در دوران کودکی به خاطر شرایطی که داشتم مدرسه‌های معمولی من را پذیرش نمی‌کردند اما مادرم اصرار داشت که باید در مدرسه‌های معمولی درس بخوانم و تمام مسئولیت‌ها را نیز بر عهده گرفت. مادرم از ساعت هفت صبح تا دوازده ظهر در دمای ۴۸ درجه بندرعباس پشت درب مدرسه می‌نشست تا زنگ آخر به صدا دربیاید تا من را در آغوش بگیرد و به خانه ببرد.

این خواننده افزود: همیشه می‌خواستم این نگاه که بگویند “بیچاره مادرش” از روی من برداشته شود به همین خاطر از کلاس سوم ابتدایی به بعد از مادرم خواستم که دیگر نیاید. شاید از آنجا به بعد قدرتم به خودم ثابت شد. به‌هرحال از دنیای کودکی و محرومیت‌های بندرعباس سعی کردم الماسی را در وجود خودم پیدا کنم اما آن‌قدر برایم با ارزش بود که روی هر نگینی نگذارم.

رضا صادقی در پاسخ به سؤالی مبنی بر استفاده کمتر از ترانه‌های خودش در سال‌های اخیر گفت: در این دو، سه سال اخیر احساس کردم لازم است از تفکرات افرادی که بنا به شرایط، بیشتر در جامعه حضور دارند استفاده کنم. البته اکثر ترانه‌هایی که از دوستان ترانه‌سرا اجرا کردم با تفکرات من همگون بود و استفاده از آن‌ها یعنی بیان خود بنده. از این به بعد شاید افرادی که از ترانه‌هایشان استفاده می‌کنم خیلی محدود شوند و به شاگردی عزیزی چون بابک و دیگر دوستان برمی‌گردم و در محضرشان شاید چندخطی بنویسم و بیشتر از ترانه‌های خودم خواهید شنید.

 

بابک صحرایی: رضا صادقی جزو بهترین ترانه‌سرایان بعد از انقلاب است

بابک صحرایی در تکمیل صحبت‌های رضا صادقی با تأکید روی صحبت‌هایش بیان کرد: معتقدم که رضا صادقی از منظر ترانه‌سرایی جزو بهترین ترانه‌سرایان بعد از انقلاب است و بسیار ارزش دارد وقتی چنین خواننده و هنرمندی از خودش کم می‌کند تا برای دیگر ترانه‌سرایان هم فضایی را ایجاد شود.

صحرایی افزود: شخصاً شاهد بودم که رضا صادقی ترانه‌های بسیار خوبی را (زیباتر از آنچه ما نوشتیم) در این سال‌ها نوشته اما آگاهانه فرصتی برای دیگر ترانه‌سرایان ایجاد کرد. همیشه به او گفته‌ام که ترانه نوشتن برای تو خیلی سخت هست چون خودت بهتر از ما می‌نویسی و تمام این اندیشه‌ها در تو به بلوغ و تکامل رسیده است.

 

«عصا» ترانه‌ای که برای صادقی نوشته شد

یکی از هنرجویان کارگاه ترانه در سؤالی نسبت به اجرای ترانه‌ی کمتری از بابک صحرایی توسط رضا صادقی اعتراض کرد و این خواننده در جواب گفت: آدم‌هایی هستند که جهان بزرگی دارند درنتیجه اگر بخواهی از این جهانشان زیبایی را طلب کنی قاعدتاً دوست داری زیباترین برای تو باشد. اما می‌بینی بزرگان زیبایی را طلب کردند و تو به این اندیشه می‌رسی که با چه حسی باید بگویی بهترین کار را می‌خواهم؟! البته بهترین کارها را باهم داشتیم اما بعضی وقت‌ها ترانه نمی‌دهد(با خنده)

بابک صحرایی نیز بیان کرد: کم پیش‌آمده در هنگام ترانه نوشتن خودم را در کالبد یک خواننده قرار بدهم و زندگی‌اش را بنویسم و رضا صادقی جزو همان معدود اتفاق‌ها است و برای اولین بار در کارگاه ترانه‌ام قصد دارم ترانه‌ای که روح رضا صادقی را در خودم حس کردم و نوشتم را برایتان بخوانم. این را هم بگویم که در آینده چند ترانه از بنده با صدای رضا صادقی خواهید شنید.

سپس بابک صحرایی ترانه‌ای که برای صادقی نوشته بود با عنوان «عصا» را خواند .

 

اجرای دو قطعه «جوونی» و «ماه و موهات»

در ادامه رضا صادقی به درخواست بابک صحرایی با همراهی پیانوی امین قباد قطعه‌ی جوونی را اجرا کرد که با همخوانی ارتش مشکی پوش و هنرجویان کارگاه همراه بود.

سپس برای اجرای آخرین قطعه، نیکان پشت پیانو نشست و با همراهی حاضرین و در فاصله‌ی کمی با رضا صادقی، قطعه‌ی «ماه و موهات» اجرا شد البته ترانه آن کمی متفاوت‌تر از آنچه قبلاً شنیده بودیم به اجرا درآمد.

از نکات قابل‌توجه این برنامه حضور پسربچه‌ای در بین ارتش مشکی پوش بود که بین اجرای دو قطعه، او ترانه‌ای را برای رضا صادقی خواند و موردتوجه قرار گرفت.

گرفتن عکس یادگاری ارتش مشکی پوش و هنرجویان کارگاه ترانه با رضا صادقی و بابک صحرایی حسن ختام این جلسه بود.

نیکان، امین قباد، پدرام آزاد، حامد صوفی پور ازجمله مهمانان این کارگاه بودند.

۰۰

قطعه «مرد تنهای شبم صداتو سرکن» با صدای « فریان »منتشر شد

 

صبح روز بیست و یک خرداد باز هم جامعه موسیقی ایران داغدار شد. زنده‌یاد «حبیب محبیان» خواننده پیشکسوت و خاطره‌ساز موسیقی به دیار باقی شتافت و هرگز نتوانست در ایران آلبومی منتشر کند یا کنسرتی داشته باشد.

 

اما ساعاتی پس از وقوع این اتفاق «فریان» قطعه «مرد تنهای شبم صداتو سر کن» را به همراه یادداشتی برای این رسانه ارسال کرد. فریان یکی از خواننده‌های جوان موسیقی پاپ است که در سال ۸۶ قطعه «خط سیاه» را منتشر کرد و به دلیل شباهت زیاد صدایش به حبیب، این اثر در برخی سایت‌ها با نام آن خواننده فقید منتشر شد. او سپس در سال ۹۳ و پس از بازگشت مرحوم حبیب به ایران، قطعه «مرد تنهای شبم صداتو سر کن» را ساخت و منتشر کرد. فریان این اثر را در جریان دیداری که با مرحوم حبیب در رامسر داشت به ایشان تقدیم و برای اولین‌بار به صورت زنده در حضور او اجرا کرد. گویا اجرای این خواننده مورد استقبال زنده‌یاد حبیب قرار می‌گیرد و دست‌خطی را برای یادگاری به فریان ارائه می‌کند.

 

فریان که دو مرتبه با مرحوم حبیب دیدار داشت در یادداشت خود نوشت:«بخواب آروم گل بی‌خار و بی‌کینه. ای کاش هیچ وقت از نزدیک ندیده بودمت. ای کاش نمی‌دیدم که چقدر در مملکت خودت غریب هستی. فدای آن خنده‌ها و مهربانی‌هایت آخر من چه کنم با خاطراتت؟ می‌خواستم به مراسم رونمایی آلبوم و اولین کنسرتم دعوتت کنم. می‌خواستم باز هم تشویقم کنی و برایم دست بزنی تا به خود ببالم. می‌خواستم روی استیج روی ماهت را ببوسم و از تو تشکر کنم که موسیقی و صدایت باعث ورود من به این حرفه شد. می‌دانم از این به بعد عزیزتر می‌شوی و همه می‌خواهند خودشان را نزدیک اسمت کنند. اما تو آرام بخواب که از این دنیای تزویر و بی‌رحم رها شدی. خیلی درد در دل داشتی، ببخش که نتوانستیم مرحمی باشیم برای تنهاییهایت. مرد تنهای شبم قلبم ترکید از کوچ غریبانه‌ات…»

۰۰

گفتگو با «محسن چاوشی» به بهانه انتشار آلبوم «امیر بی‌گزند»

 

احتمالااین آخرین و قطعا اولین گفت وگو با محسن چاوشی پس از انتشار آلبوم «امیر بی گزند» باشد؛ آلبومی که هنوز چند روز از انتشارش نگذشته، فروش قانونی و دانلود غیرقانونی اش رکوردشکن بوده اند. آنهایی که هوادار چاوشی هستند، می گویند در صدا و قطعات او گاه، رازی نهفته است که به قول «سنت اگزوپری»، شنونده را ناچار به فرمان پذیری و گوش کردن هزارباره این صدای تلخ می کند؛ اما چاوشی امروز دیگر چاوشی آلبوم های «قایق بی پارو» و «پرچم سفید» نیست. او بعد از انتشار قطعه «کجایی» بر روی سریال شهرزاد، به خواننده ای در تراز ملی تبدیل شد و صدایش را میلیون ها نفر در ایران و دنیا می شناسند. چنین مختصاتی، انتشار بلافاصله یک آلبوم را پیچیده می کند، چه در انتخاب ترانه ها و چه در نوع ساخت موزیک. اما چاوشی خواننده ای تجربه گراست و نشان داده که هیچ وقت یک مسیر را دو بار نمی رود؛ بنابراین بعید نیست کسانی که با قطعات چاوشی در سریال شهرزاد، ارتباط عاطفی عمیقی برقرار کرده بودند، از شنیدن آلبوم «امیر بی گزند» جا بخورند؛ چه، دنیایی پیش روی آنها قرار گرفته، متفاوت از دنیایی که انتظارش را داشتند؛ اما با کمی فاصله، شنیدن دوباره و چندباره آلبوم جدید چاوشی، «کمند احسان» را مجددا بر «گردن» مخاطب می اندازد و او درمی یابد که انتخاب ترانه ها، ساخت موزیک و نوع صدای چاوشی در این آلبوم چرا چنین است و از ظن خود یار صدای خواننده می شود. از این دریچه، خواننده ما، در اوج محبوبیت، هنوز این جرئت را دارد که ریسک کند؛ موضوعی که بسیاری از خواننده های پاپ مطرح کشور از ورود به آن سر باز می زنند و ترجیح می دهند همانی باشند که به طور اتفاقی یک بار در جامعه به آنها توجه شده. این گفت وگو، اگرچه به بهانه آلبوم «امیر بی گزند» با چاوشی انجام شده؛ اما سمت و سوی یک گفت وگوی مستقل را هم دارد؛ چون بیش از هر چیز، قصدمان این بوده که ذوق و سلیقه خواننده ای را بشناسیم که کمتر با مطبوعات و رسانه ها سرِ گفت وگو دارد.

 

معمولابرای هنرمندانی که با یک اثر گل کرده اند، انتشار اثری دیگر بلافاصله بعد از آن، ریسک بالایی دارد، آلبوم تازه ای از شما منتشر شده و می خواهم به عنوان اولین سوال حس درونی شما را درباره آن بدانم، آیا این ریسک شامل حال شما هم بود؟ نگران نبودید از اینکه نتوانید به رکورد «کجایی» برسید؟
در وهله اول در پاسخ به سوال شما باید بگویم که هویت و ذات این دو اثر با هم تفاوت بسیاری دارد. به هر صورت آثاری که برای سریال «شهرزاد» تولید شد، براساس اصول، قواعد و منطقی که بر سریال حاکم بود، ساخته و در قالب سریال یا به عنوان کلیپ آن منتشر شد و در واقع به شکلی سفارشی بود که البته من شکل و شیوه این سفارش را که از قالب فیلم بیرون می آمد، دوست داشتم و این را قبلاهم گفته ام؛ اما درباره ریسکی که می گویید؛ فکر می کنم برای هرکس می تواند این ریسک وجود داشته باشد؛ اما آمار بالاو رکوردهایی که ترانه های شهرزاد زدند، هیچ وقت برای من نگران کننده نبود؛ چون با این اتفاقات آشنا هستم و بدون اینکه درگیر و به گفته شما نگران شوم، سعی می کنم که روی کارهای بعدی ام تمرکز کنم. «شهرزاد» راوی شهرزاد بود و «امیر بی گزند» راوی محسن چاوشی.

 

در آلبوم تازه، ما با شما نه فقط در مقام یک خواننده، بلکه در مقام یک آهنگ ساز هم مواجهیم و اتفاقا آهنگ هایی که ساخته اید، تم های تازه ای در خود دارد، یک جور رنگ آمیزی شرقی در بعضی از آهنگ ها به گوش می رسد که کمتر در موزیک ایرانی جایی برای خود داشته. این تجربه از کجا آماده است؟ محسن چاوشی چطور به این ترکیب رسیده؟
اولاخوشحالم که شما این درک و دریافت را از این تم ها داشته اید و این فضا را حس کرده اید. در این آلبوم سعی شد از تم های مختلفی استفاده شود، از شرق تا غرب، از گوشه های مختلف و نواهای بومی و فولک ایران تا کشورهای دیگر. شاید یک بخش آن به این دلیل باشد که خود من اصولاموزیک های روز دنیا را زیاد گوش می کنم و علاوه بر گوش دادن، سطح کیفیت و ارزش هنری آنها هم برایم مهم است. آنها هم مولانا می خوانند و اگر صدای خواننده را در نظر نگیریم، باید به این نکته توجه کنیم که در تنظیم ها و آهنگ سازی هایشان چه می کنند و از چه کیفیت و دانشی بهره می برند. اتفاقا من فکر می کنم خیلی از موزیک هایی که در ایران تولید می شوند صدای بهتری از موزیک هایی که در اروپا و آمریکا تولید می شوند دارند، یا حداقل دست کمی از آنها ندارند. از روز اول که برای این آلبوم روی شعرهای مولانا کار می کردم، دلم می خواست مرزها حداقل در اجرای شعر مولانا برداشته شود؛ همان طور که خود مولانا مرزی ندارد و تمام جهان شیفته او هستند. موسیقی، زبان مشترک همه دنیاست و اگر شما اشراف داشته باشید، حتما می توانید جایی برای خودتان در این زبان مشترک پیدا کنید؛ حال هرکس به اندازه و نوعی و براساس قدر و تجربه اش.

 

آلبوم تازه کمی هم با تاخیر بیرون آمد، علت آن چه بود؟ پای مسائل فنی در میان بود یا چیزی دیگر؟
بیشتر فنی بود. خوشبختانه با تیمی کار کردم که به اندازه یا حتی بیشتر از من در این کار از خود وسواس نشان دادند و سعی کردیم نهایی ترین شکل ممکن را به مردم عرضه کنیم. واقعا اگر قرار باشد شما آلبومی را سرهم بندی کنید و بیرون بدهید، دو هفته بیشتر وقت نمی برد؛ اما اگر قرار باشد ریزبه ریز و نُت به نُت از صبح تا شب درگیر آهنگ ها باشید، این تاخیرها طبیعی به نظر می رسد. «امیر بی گزند» برای من آلبومی ویژه بود. تک تک شعرهایی را که در آن آمده هزاران بار با خودم و در خلوت با موزیک و بی موزیک، خواندم و با آنها زندگی کرده ام. مولانا ویژه است. جای دیگری ایستاده است. خودش را بر من تحمیل می کرد. بگذریم… به هرصورت من از همه مردمی که تحمل و صبوری کردند، تشکر می کنم و امیدوارم بدانند همه این تاخیرها و دیرشدن ها در وهله اول به خاطر احترام به آنها و شعور و گوش و هوششان است.

 

در انتخاب اشعار هم گویی سخت گیرتر شده اید؛ حالادیگر ترانه سرای ثابت ندارید و گاه حتی به سراغ اشعار کلاسیک شاعران کهن ایران هم می روید، این انتخاب از یک نگاه جهانی برمی آید یا صرفا کاری بومی و برای فاصله گرفتن از جنجال دنیای ترانه سراهاست؟
متاسفانه خیلی وقت ها این اسم ها هستند که حرف می زنند و ادعا دارند، نه رسم ها. اما برای من اصلامهم نیست که اسم چه کسی پای شعر یا ترانه است. همان طور که در جواب سوال قبلی تان گفتم، شخصا دنبال شعری می روم که خودش را بر من تحمیل کند و استخوانش استخوان هایم را خرد کند. حالاچه فرقی می کند که شاعر آن چه کسی است؟ متاسفانه چیزی که من خیلی وقت ها می بینم این است که آدم ها پشت اثرشان ایستاده اند و خیلی از شعرها بدون حضور شاعرشان آن چنان چنگی به دل نمی زنند.

 

به صورت خصوصی این سوال هم پیش می آید که چه شده دیگر خبری از ترانه سراهای پیشین تان نیست؟ آن رفاقت ها هنوز بر سر جای خود هستند؟
بله. هیچ مشکلی وجود ندارد و همچنان با هم دوست و در ارتباط هستیم.

 

بازدید ١٨ میلیونی از آهنگ«کجایی» یک پیام پنهان هم برای منِ مخاطب شما داشت؛ اینکه گاهی اوقات برای ارتباط نزدیک تر یک خواننده با مخاطبانش نیاز به یک عنصر واسطه هست، مثلاسریال «شهرزاد» برای شما عنصر واسطه ای شد تا قطعه هایی مانند «کجایی»، مخاطب گسترده ای پیدا کند. اگر با این ایده موافقید، فکر می کنید تابه حال چه عنصرهای واسطه دیگری می توانستید برای ارتباط گرفتن بیشتر با مخاطب تجربه کنید که از آنها غافل بوده اید؟
من فکر می کنم هیچ واسطه ای وجود ندارد و اثر مهم ترین واسطه بین این دو است. فقط وفقط مسئله فنی مهم است و اینکه شما و مخاطبتان سعی کنید در کنار هم رشد کنید و نه اینکه درجا بزنید. خیلی فروتنانه می گویم من اهل درجازدن نیستم. برای من بیشترین لذت در تجربه کردن است؛ مدام تجربه کردن. حتی اگر آن تجربه خوب نباشد و بعدا از آن کاملاناراضی باشم، باز هم تجربه ای بوده که در زمان خودش فکر کردم باید انجامش دهم اگر این کار را نکنم، می پوسم و مرداب می شوم.

 

در لحن و انتخاب ترانه های شما، غمی وجود دارد که برای بسیاری از مخاطب هایتان به نوستالژی عشق های ازدست رفته، تعبیر می شود، اما بیشتر به نظر می رسد این غم، غمِ ازدست رفتن چیزی در تاریخ و حتی جغرافیای سیاست است. وقتی از شیر می گویید، وقتی از امیر می خوانید، اینها آیا معنای دیگری هم دارند؟ آیا انتخاب شعری از مولانا بهانه ای نیست برای آنکه نگاه خود را به دنیای امروز به صورت پنهان بیان کنید؟
خودتان خوب جواب خودتان را دادید. غم ازدست رفتن چیزی… معنی اش را شما بنویسید.

 

احتمالاهزار بار به این سوال جواب داده اید یا لااقل از شما پرسیده شده است، اما به نظرم بعد از ماجرای شهرزاد و انتشار این آلبوم، وقتش رسیده باشد که به طور جدی و کامل به این سوال پاسخ دهید که چرا ارتباط با مخاطب خود را به صورت زنده نمی پسندید؛ آن هم در بازاری که خوانندگان، عموما از کنسرت درآمد بسیار خوبی دارند؟
الان حال خوبی دارم. تمام روزوشب وقت دارم کار کنم و در خلوتم چیزی خلق کنم. یک روز که وقت کنسرت دادن برسد، حتما این کار را خواهم کرد. اما فعلابرای آن عجله ای ندارم.

 

یکی از ترانه هایی که در آلبوم وجود دارد و اتفاقا سر آلبومی است و خیلی هم این روزها مورد توجه قرار گرفته، همان «امیر بی گزند» است. آواها از اذان موذن زاده شروع می شود و به آواهای دیگری که ایرانی نیستند و بیشتر شبیه دعا هستند، ختم می شوند. می خواستم با این مقدمه درباره تنظیم هایی که در این آلبوم داشتید، بپرسم. در تنظیم هایتان به چه چیزی بیشتر توجه داشتید؟
تنظیم چیزی نیست که بشود درباره اش خیلی فنی حرف زد و گفت مثلاشامل این چیزهاست. حداقل برای من این طور است و خیلی وقت ها نمی شود برای همه چیز متر و معیار و خط و شکل ریاضی در نظر گرفت. شما با این کار فقط به کیفیت اثر می توانید کمک کنید اما حال وهوای هر اثری چیزی است و رای اینها. من نمی توانم خیلی از جزئیات این مسائل حرف بزنم. یک حالی است به آدم دست می دهد و شما در تعریف آن حال و چگونه رسیدن به آن حال، زبان و کلمات قاصری دارید. حال من با مولانا مخصوصا این طوری بود. در بخش ترانه ها روایتی وجود دارد و آن روایت خیلی وقت ها به شما می گوید چه کنید و چه نکنید. به ویژه اینکه متن ترانه ها با بخشی از زندگی مادی ما در ارتباط است و می شود گفت تجربه مشترک آدم هاست که به شعر تبدیل شده. اما درباره شعرهای مولانا علی الخصوص فقط روح و جان محض است. در ذهن من در قطعه «امیر بی گزند»، همه دارند عبادت می کنند. هیچ قضاوتی درباره هیچ آدمی وجود ندارد. همه اجزا در حال پرستش و سجده هستند؛ چه آن صدای موذن زاده و چه صدای آن دیگری. هیچ قضاوتی وجود ندارد. همه به یک جا وصل شده اند و با اجزای طبیعت یکی شده اند. همه مورد لطف و عنایت هستند. آدم ها در این قطعه، امنیت و آرامش دارند. حالشان خوب است. من خوشحالم به گفته شما، این حال خوب به دیگرانی که آلبوم را شنیده اند، رسیده است. همان طور که گفتم، خیلی وقت ها مهندسی کردن و خط کشیدن واقعا جواب نمی دهد و فقط باید دل بدهی و دل بگذاری. این قطعه را اولین قطعه از آلبوم گذاشتم تا بی معطلی همه را شریک این آرامشی که به من می داد، کنم.

 

در تنظیم قطعات آلبوم نام بهروز صفاریان که چهره شناخته شده ای در عرصه موسیقی است دیده می شود تا فرشاد حسامی و جوانی به نام عادل روحنواز که نوازنده گیتارالکتریک این آلبوم هم بوده است. به نظر می رسد در این مسئله هم روی معرفی چهره های جوان و تازه نفس خیلی تاکید دارید… .
من واقعا از همه دوستانی که در این آلبوم دلسوزانه و درنهایت صمیمیت با من همکاری داشتند، تشکر می کنم. واقعا تک تکشان از هیچ کمکی برای این آلبوم فروگذار نکردند، به ویژه بهروز، فرشاد و عادل. بهروز صفاریان همیشه دلسوزانه نظرش را درباره تک تک قطعه ها به من ارائه می داد و با هم همفکری های زیادی داشتیم تا به شکل نهایی که مدنظرمان بود، برسیم. بهروز با همه دغدغه ها و مشغله هایش از کم تحملی من خبر داشت و دارد و همیشه در اسرع وقت کارها را پیش می برد و اگر مشکلی پیش می آمد به سرعت آن را حل می کرد و کارهای دیگرش را کنار می گذاشت. فرشاد حسامی در بخش میکس و مستر واقعا با خلوص نیت تجربه هایش را در اختیار من گذاشت و بارها و بارها کارها را باهم مرور می کردیم و درباره آن حرف می زدیم تا به نتیجه نهایی برسیم. فرشاد حسامی بی نهایت انسان قابل احترام و اعتمادی است. عادل هم واقعا برای خودش نابغه ای است و حقش است خیلی بیشتر از این معرفی و استعدادش شناسایی شود. رابطه من و عادل، رابطه ای دوستانه و صمیمی است از بس که این پسر ماه است و البته خیلی هم خوش تیپ. فکر می کنم عادل روحنواز در ایران بهترین است. این فقط نظر و حرف من نیست جوایز جهانی ای که او در نوازندگی گیتارالکتریک به دست آورد، این را می گوید. من از وجود این دوستان در کنار خودم واقعا خوشحالم و دستشان را به گرمی می فشارم.

۰۰

آلبوم تصویری «خداوندان اسرار» به کارگردانی «رخشان بنی‌اعتماد» منتشر می‌شود

 

آلبوم تصویری «خداوندان اسرار» دومین اثر از پروژه‌‌ی «آیینه‌ها» با آواز «همایون شجریان» و آهنگسازی «سهراب پورناظری» به همراه بازنشر سی‌دی صوتی آن عید فطر به انتشار درخواهد آمد. کارگردانی این پروژه را «رخشان بنی‌اعتماد» -کارگردان نامدار سینما- برعهده داشته است.

«خداوندان اسرار» که توسط انتشارات «ایران‌گام» منتشر شده، شامل دو بخش است، در بخش اول آن «ساز و آواز»ی بداهه در مقام اصفهان با اشعاری از مولوی اجرا شده و بخش دوم شامل روایتی با نام «رهایی» در سه پردهٔ «مهتاب، خداوندان اسرار، جانی و صد آه» بر روی اشعاری از خیام، مولوی و حافظ است. در این اثر علاوه بر ساخته‌های «سهراب پورناظری»، قطعه‌ای از ساخته‌های «کیخسرو پورناظری» با نام «یاوران» آمده است که پیش از این در آلبوم «حیرانی» منتشر شده بود و حالا «سهراب پورناظری» با نگاهی متفاوت آن را تنظیم و «همایون شجریان» اجرا کرده است.

در آلبوم تصویری، آیین مشکاتیان (سازهای کوبه‌ای) حسین رضایی نیا (دف)، همایپن نصیری (سازهای کوبه ای)، حمید خوانساری (بربت) و داریوش آذر(باس) و «سهراب پورناظری» تنبور نواخته‌اند. در این اثر همچنین «مجتبی میرتهماسب» به عنوان مشاور کارگردان و مجری طرح فعالیت کرده است. هایده صفیاری و سپیده عبدالوهاب تدوین و باران کوثری، طراحی لباس و صحنه را انجام داده است. مدیریت تصویربرداری نیز برعهده‌ی علی تبریزی بوده است.

«خداوندان اسرار» در سال ۹۱ در قالب یک تور کنسرت در تهران و چندین شهرستان برگزار شد.

این در حالی است که سال گذشته، آلبوم صوتی این اثر نیز به انتشار درآمد، اثری که در ایران، ترکیه و امریکا ضبط شده است. پروژهٔ «آیینه‌ها» شامل پنج اثر است که در قالب آلبوم‌های صوتی و تصویری خداوندان اسرار، آیینه‌ها و مستندی با نام «آن سوی آیینه‌ها» به کارگردانی رخشان بنی‌اعتماد به تناوب منتشر خواهد شد. پیش از این، کنسرت موسیقی «آیینه‌ها» در ۵۳ اجرا در شهرهای مختلف ایران، اروپا و آفریقا اجرا شده است.

۰۰

آلبوم موسیقی کلاسیک «آوازهای باروک» شنیدنی شد

دسته بندی : اخبار موسیقی تاریخ : دوشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۵

آلبوم موسیقی کلاسیک «آوازهای باروک» شنیدنی شد

 

آلبوم موسیقی کلاسیک «آوازهای باروک» به خوانندگی «عبدالرضا رستمیان» توسط شرکت فرهنگی هنری «چهارباغ بانگ» راهی بازار موسیقی کشور شد که همزمان با پخش، این اثر به صورت مجازی و از طریق سایت «ریتمو» نیز در دسترس مخاطبین قرار گرفته است.

این آلبوم با ۱۴ قطعه‌ باکلام و بی‌کلام که چهره‌هایی همچون «عبدالرضا رستمیان»، «استفانو لیگوراتی» و «فرانچسکا تورلی» در آن حضور دارند، شامل آوازهای اواخر دوره‌ی رنسانس، باروک آغازین و میانه است، آوازهایی که مادریگال، آریا، آریای اپرا و آریای کلیسایی را شامل می‌شوند. سازهای همراهی کننده‌ی آواز مختص به آن دوره هستند و به غیر از قطعه‌ی «آیا به یاد دارید، بیشه‌های سایه دار» و «آه، بگذارید تا بگریم» که توسط خود آهنگساز مشخص شده، مابقی بر اساس سلیقه‌ی جمعی گروه در هر قطعه مورد استفاده قرار گرفته‌اند.

عبدالرضا رستمیان درباره این آلبوم می‌گوید: «آلبوم «آوازهای باروک» حدودا دو سال پیش ضبط شده و باید بگویم که این شیوه اجرا و این سبک قطعات آوازی مربوط به دوره باروک، برای اولین‌بار در تاریخ موسیقی ایران انجام شده است. اجرا و ضبط اثر نیز در کشور ایتالیا به صورت زنده و گروهی بوده است. یعنی همه ما همزمان با هم به استودیو رفتیم و این کار را به صورت گروهی ضبط کردیم.»

این هنرمند علاقه‌مندی‌اش به این دوره از موسیقی را به نزدیکی آن با موسیقی کلاسیک ایرانی مرتبط می‌داند و می‌گوید: «یکی از دلایل علاقه‌مند شدنم به این دوره از موسیقی این است که خیلی نزدیک به موسیقی کلاسیک ایرانی است. یعنی در آواز باروک تحریرهایی است که همان سبک تحریرها با استایل کلاسیک استفاده می‌شود و نوع کوک و صدادهی سازها نزدیک به صدای سازهای خودمان است. مثل هارپ سیکورد که نزدیک به صدای سنتور است یا ساز لوت که شبیه ساز بربط است. حس و حالی که موسیقی این دوره به من می‌دهد، باعث شد در این دوره موسیقی عمیق‌تر شوم و به صورت تخصصی آن را دنبال کنم.»

«عبدالرضا رستمیان» فرزند «علی رستمیان» خواننده موسیقی اصیل ایرانی، از کودکی نوازندگی سه‌تار را نزد پدرش آغاز کرد و از یازده سالگی وارد هنرستان موسیقی تهران شد. حدود سیزده سال تار نواخت و برحسب اتفاق دیگر نتوانست این ساز را ادامه دهد. به همین دلیل وارد رشته آواز کلاسیک شد و به ارمنستان رفت و به مدت شش سال در کنسروتوار کمیتاس درس آواز اپرا خواند. او برای ادامه تحصیل در رشته آواز کلاسیک به ایتالیا رفت و حالا سه سال است که به صورت تخصصی در زمینه موسیقی باروک فعالیت می‌کند.

علاقه مندان برای تهیه آلبوم موسیقی «آوازهای باروک» به صورت نسخه اصلی میتوانند به مراکز معتبر فروش محصولات فرهنگی و هنری سراسر کشور مراجعه نمایند.

۰۰

«محسن چاوشی» در عرصه مجاز موسیقی کشور رکورد زد

دسته بندی : اخبار موسیقی تاریخ : دوشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۵

«محسن چاوشی» در عرصه مجاز موسیقی کشور رکورد زد

 

هفته گذشته «امیر بی‌گزند» آخرین آلبوم «محسن چاوشی» پس از چندین هفته انتظار و تاخیر به صورت رسمی وارد بازار شد و با استقبال گسترده مخاطبین، رکورد های جالبی درزمینه فروش آثار موسیقایی مجاز به اسم این خواننده پاپ و دوستدارانش ثبت شد.

پخش آلبوم «امیر بی‌گزند» با کمپین «موسیقی را غیرقانونی دانلود نکنیم» همراه شد و شاید بر اثر همین اتفاق بود که رکوردهای فروش بسیاری به خصوص در فضای مجازی برای این آلبوم به وجود آمد. با همکاری «محسن چاوشی» و ناشر آلبوم با سایت فروش قانونی موسیقی «بیپ‌تونز»، قبل از ارایه فیزیکی در بازار، آلبوم به صورت مجازی در روز ۱۶ خرداد به مدت یک روز به پیش‌فروش گذاشته شد. همین یک روز کافی بود تا رکورد پیش‌فروش آلبوم در فضای مجازی شکسته شود. به گزارش مسئولین سایت بیپ‌تونز، آلبوم «امیر بی‌گزند» در مدت یک روز سه برابر رکورد دار قبلی پیش‌فروش داشته است.

همچنین با پخش رسمی آلبوم از روز ۱۷ خرداد نیز استقبال از آلبوم در فضای مجازی بسیار چشم‌گیر بود. بر اساس اطلاعات دریافتی، رکورد فروش آلبوم در روز اول توسط «امیر بی‌گزند» شکسته شد، میزان فروش این آلبوم در روز اول دو برابر رکورددار قبلی بوده است و عجیب‌ترین آمار پخش شده از سایت بیپ‌تونز مبنی بر این است که فروش آلبوم «محسن چاوشی» تنها در سه روز اول، برابر با مجموع فروش پرفروش‌ترین آلبوم سال گذشته در فضای مجازی بوده است.

شهرت هنرمند، همکاری مناسب میان ناشر، هنرمند، سایت‌های خبری و سایت‌های پخش موسیقی در ارایه به موقع و با کیفیت اثر، کمپین‌های مبتنی بر جلوگیری از دانلود غیرقانونی و مهم‌تر از همه، اهمیت دادن بیشتر مردم به حق هنرمند را می‌توان از مهم‌ترین عوامل دخیل در این اتفاق دانست. اتفاقی که نقطه امیدی برای همه هنرمندان و ناشران بود.

شایان ذکر است که طبق آمار سایت بیپ‌تونز، دانلود قانونی موسیقی هر ساله روند صعودی داشته که این خود نشانه بزرگی از گسترش روزافزون فرهنگ احترام به حقوق مولف در میان مردم است. اما فراموش نکنیم که حتی در آلبوم «امیر بی‌گزند» هم میزان دانلود غیرقانونی و قانونی اثر، قابل مقایسه نبودند و بخش بسیار اعظمی از دانلودها به صورت غیرقانونی انجام شده است.

۰۰

وقتی کارن همایونفر از احسان علیخانی گلایه می کند!

 

 

«کارن همایونفر» آهنگساز مطرح موسیقی روز گذشته با انتشار متنی از برنامه‌ی احسان علیخانی گلایه و به پخش بدون اجازه آثارش از برنامه «ماه عسل» واکنش نشان داد.

 

وی در ابتدا با انتشار یادداشتی در صفحه‌ی اینستاگرام خود خطاب به احسان علیخانی نوشت:

احسان علیخانی عزیز

من برای برنامه جذاب شما که وقت دیدنش را متاسفانه کمتر پیدا می‌کنم و صورت ماهت را کمتر می‌بینم جز آرزوی موفقیت دعایی ندارم. اما بارها موسیقی‌های مرا در زیر متن گفتگوهای دل‌انگیزت و اشک‌ها و خنده‌های هموطنان و صدای خوش‌رنگ و به رنگ چشمانت را پخش می‌کنی و ممنون از تو و تهیه‌کننده و دست اندرکاران.. گاهی با خودم می‌اندیشم اگر این موسیقی فیلم‌ها در آلبوم‌های منتشر شده من نبود صداوسیما در تامین موسیقی تمامی برنامه‌هایش از مستند تا داستانی و خبری و غیره و غیره چقدر با کمبود برخورد می‌کرد. عزیز دل شما که هنرمند هم هستید و جزو بلند قامتان هستید حقوق مادی را من پیشکش برنامه‌ی خوبتان و سازمان می‌کنم حداقل حقوق معنوی آثار را می‌توانید با ذکر خالق اثر و خود اثر ذکر بفرمایید. در آرامش باشی.”

 

کارن همایونفر صبح امروز نیز در متنی دیگر از تماس احسان علیخانی خبر داد و نوشت:

 

“دوستان عزیزم

پست قبلی را با نهایت احترام به همه و به‌ویژه احسان علیخانی عزیز نوشتم. سنگینی بیس‌و‌پنج سال و سی‌و‌پنج سریال و یکصدو‌سی‌هفت فیلم و خستگی آن و حال این‌روزهای همه همکاران خودم در سینما و تلویزیون رادیو و عدم رعایت حقوق مادی و معنوی بود.احسان عزیز لطف کرد و در نهایت ادب و وقار تماس گرفت و دلیل پخش موسیقی‌هایم را توضیح داد از دلبستگی شخصی‌اش به من تا نزدیک بودن فضای کارها به برنامه. در مقابل کسی که با قلبش حرف می‌زند بی شک اگر هنرمندی قدر ببیند و احترام متقابل چیز زیادی انتشار ندارد. نه من به احسان عزیز احتیاج دارم نه او به من. پس احترام تنها مسئله باشکوه ارتباط بین ما هموطنان است.حق طبیعی هر انسانی مادامی که سرمایه‌اش تنها خاطره ساختن برای شماست در این سرزمین کمی احترام است.”

۰۰

ماجرای شکل‌گیری شوخی مجری «شب کوک» با داوران!

دسته بندی : اخبار موسیقی تاریخ : دوشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۵

ماجرای شکل‌گیری شوخی مجری «شب کوک» با داوران!

 

عوامل برنامه «شب کوک» در نشستی از سخت های ساخت چنین برنامه ای یاد کردند و اینکه چگونه یکی از شرکت کننده های اصلی برنامه در روزهای پایانی به دلیل استرس تصمیم به ترک برنامه گرفت.

 

عطیه موذن: اگرچه که هنوز آماری رسمی مبنی بر تعداد علاقمندان به حوزه موسیقی در کشور وجود ندارد و همچنین کسی نمی داند چه تعداد افراد هستند که به صورت غیر مجاز و از طریق موسیقی های زیرزمینی کار خود را دنبال می کنند اما شاید برای همه مشخص باشد که این تعداد هر چقدر هم باشد نیاز است که در مسیر اصلی و درست خود هدایت شوند.

خوانندگی در همه جای دنیا همپای بازیگری علاقمند دارد و حتی این میزان علاقه در مواردی بیشتر از بازیگری است زیرا چه بسیار افرادی که از سوی خانواده و اطرافیان مورد تمجید قرار می گیرند و فکر می کنند صدایشان خوب است و حتی فرد با استفاده از تکنولوژی های امروزی به راحتی می تواند صدای خود را در سایت های مختلف آپلود کند؛ امری که امروز رواج بسیاری یافته است و ممکن است صدها قطعه پیدا کنید که هر کدام زمانی بنا به علاقه فردی آپلود شده است و تنها می تواند به یک ترافیک و آلودگی صوتی اضافی منجر شود.

اگر چه کشور پر از آموزشگاه های خوانندگی است اما گاهی این آموزشگاه ها هم بیشتر به دکان هایی برای موقعیت های مالی سودجویانی تبدیل شده است که از این علاقه اپیدمیک نفع خود را می برند.

با این حال یکی از مهم ترین وظایف در این حوزه بر دوش رسانه ملی قرار می گیرد که با داشتن ۸۰ میلیون مخاطب می تواند بهتر مسیر علاقمندان این حوزه را مشخص و آنها را هدایت کند.

برنامه «شب کوک» با اجرا و کارگردانی هنری باربد بابایی و تهیه کنندگی هادی و مجید دمیرچی یک مسابقه خوانندگی است که افراد را از گوشه و کنار ایران می پذیرد و با حفظ شرایطی این امکان را به علاقمندان خوانندگی می دهد که خود را بیازمایند. این مسابقه که تاکنون علاقمندان زیادی هم داشته است در حال آماده سازی برای سری جدید است و این بار تنوع بیشتری هم در سبک های خوانندگی دارد. به همین مناسبت نشستی را با عوامل این برنامه از جمله باربد بابایی مجری و کارگردان هنری و همچنین برادران دمیرچی به عنوان تهیه کننده ترتیب دادیم.

در قسمت اول این نشست بیان شد که یکی از اهداف «شب کوک» این است که علاقمندان به حوزه خوانندگی از طریق سایت های غیرمجاز و غیراخلاقی اقدام نکنند و این امکان را داشته باشند تا در فضایی به دور از جذابیت های غیرمتعارف در کشور خودشان تست خوانندگی دهند.

عوامل این برنامه در قسمت دوم این گفتگو به اتفاقات و تغییرات «شب کوک» در فصل جدید اشاره و بیان کردند که در فصل پیشین این مسابقه علاقمندان به خوانندگی تنها مجبور بودند صدای خود را در حوزه موسیقی پاپ امتحان کنند اما با تمهیداتی که در فصل جدید تدارک دیده شده است مخاطبان می توانند خود را در سبک های مختلف موسیقی اصیل، پاپ، تلفیقی و حتی موسیقی های مقامی و محلی بیازمایند.

در قسمت پایانی این گفتگو به سختی های ساخت این برنامه و حتی فشار و استرسی که به شرکت کننده ها وارد می آید، سخن گفته شد.

 

*شاید بسیاری اطلاع ندارند که طرح «شب کوک» متعلق به ۱۱ سال پیش است و شاید اگر این برنامه همان زمان تصویب می شد کمتر شائبه کپی بودن که این روزها با آغاز هر برنامه ای راه می افتد، مطرح می شد.

بابایی: بله من طرح برنامه «شب کوک» را در سال ۸۴ نوشتم که در آن زمان به هر دلیلی رد شد ولی امروز خودم هم فکر می کنم آن طرح قابلیت کافی برای پرداختن نداشت. این را گفتم تا بیان کنم مقایسه ما با برنامه های شبکه های ماهواره ای مقایسه غلطی است. در هیچ جای دنیا هم این دیالوگ که در ایران رواج دارد که فلان برنامه از فلان جا کپی شده است، وجود ندارد. اگر یک برنامه خوب باشد هر کشوری بنا به شرایط فرهنگی و بومی خود می تواند مدلی از آن برنامه اصلی را بسازد. حتی در تمام اروپا کپی رایت یک برنامه را می خرند و مدل هایی از آن برنامه را با حفظ تمام ویژگی ها از جمله رنگ، دکور، لحن و… تولید می کنند.

*مساله ما در ایران این است که در بیشتر مواقع برنامه سازان اثری را بدون ذکر عنوان، کپی می کنند و نامی از منبع اصلی نمی آورند.

بابایی: باید به دو نکته اشاره کنم که کمی تلخ است. بیشترین ضربه های فرهنگی که ما در ایران از آنها صدمه می خوریم به دو مساله مربوط است، اول نداشتن تفکر و اندیشه است و اینکه به راحتی درباره پدیده ها نظر می دهیم. دوم اینکه مقایسه در فرهنگ ایرانی جایگاه بسیاری دارد و اتفاقا تمام زندگی ما را به نابودی می کشاند. پایه این مقایسه ها اندیشه درستی ندارد و خود مقایسه هم از نداشتن اندیشه درست برمی آید. من گاهی نظراتی می بینم که دلم برای این فرهنگ می سوزد. گاهی هم این اتفاق را از اهالی رسانه و اهل قلم می بینم. صحبت من درباره «شب کوک» این است که در تمام دنیا هر برنامه سازی در حوزه موسیقی و در کشورش برنامه هایی را می سازد. ما هم می خواستیم یک مسابقه ساده خوانندگی راه بیندازیم و کاری هم به هیچ برنامه ای در دنیا نداشتیم. همانطور که گفتم این طرح را سال ۸۴ نوشتم و سال ۸۶ به آرشیو یکی از شبکه ها داده شد و هنوز هم در آرشیو آن شبکه موجود است و آن زمان مسئولان آن شبکه نیازی نمی دیدند که این طرح ساخته شود.

هدف ما از ساخت این مسابقه خوانندگی این بود که نسل جوان ما کمبود چنین برنامه هایی را احساس نکند و از دیدن مسابقات خارجی حسرت نخورد. عده ای بین این برنامه و سایر مسابقه های خوانندگی مقایسه می کنند در حالی که هر مسابقه یک الزاماتی دارد به طور مثال نمی توان جای داور و شرکت کننده را با هم عوض کرد و من نمی دانم چرا این افراد به نکات متفاوت «شب کوک» اشاره نکردند. ما در این برنامه لحن خودمان را داشتیم و من نوعی ارتباط را با داوران برقرار کردم که می توانم بگویم در هیچ کجای دنیا این میزان از فانتزی در برنامه وجود ندارد. همچنین نوع ارتباط بین صحنه و مجری و داوران نیز در باقی مسابقات دنیا به این شکل نیست. ما حتی کمدینی داشتیم که معضلات موسیقی را به شکل یک استندآپ کمدی برگزار می کرد. همچنین از جمله ویژگی های داوری ما این است که کارت های زرد و سبز و قرمز ارائه می شد که در هیچ کجای دنیا کارت نمایش داده نمی شود. همه اینها جزییات ریزی است که من تعجب می کنم چرا دیده نشد. در واقع می توان گفت برنامه «شب کوک» در حدود ۸۰ تا ۹۰ درصد ایرانیزه شده و در حدود ۱۰ درصد یک مسابقه موسیقی است که ساختار باقی مسابقات را دارد. سایر رسانه ها در دنیا بیان می کنند که باید از یک ایده خوب استفاده و آن را بومی کرد.

 

*شما به شوخی خود با داوران اشاره کردید و من می خواستم به حدی که برای خود در میزان این شوخی ها قائل بودید اشاره کنید. فکر می کنم شوخی های شما هیچ گاه از عرف و احترام خارج نمی شد.

بابایی: من در برنامه «شب کوک» دو مسئولیت داشتم که یکی از آنها کارگردان هنری بود که البته کارگردانی مسئولیت سنگین تری هم برایم بوده است. مسئولیت دیگر من این بود که شومن بودم و نه مجری. بعضی تفاوت میان این دو مقوله را نمی دانند. مجری یک فرد منظم و مبادی آداب است که در قالب ادبیاتی درست و کلام شیوا سخن می گوید و با مهمان ارتباط برقرار می کند اما شومن ممکن است نیاز به مهمان نداشته باشد و ساعت ها یک برنامه را به تنهایی اجرا کند. شومن از حوزه های مختلف فرهنگی، هنری، اجتماعی، سیاسی و … جزییاتی می داند و جنسی از استندآپ کمدی را می شناسد. معنی فارسی شومن، مجری – بازیگر است. باید بگویم که داوران در ابتدا نمی دانستند که من قرار است با آنها شوخی کنم و روزی که من استارت شوخی ها را زدم آنها ابتدا غافلگیر شدند بعد از آن کمی گارد گرفتند اما بعد خودشان هم جلو آمدند. مخصوصا آقای حیدری و آقای یغمایی به این بازی ادامه دادند تا بعد به آقای آسرایی و برنجان هم رسید. با همه این مسائل باید تاکید کرد ما در برنامه «شب کوک» هیچ کسی را مسخره نمی کنیم. فکر می کنم یکی از علت های متفاوت بودن «شب کوک» همین است که اگر نظری درباره یک شرکت کننده می دهیم نظام شخصیتی کسی را تخریب نمی کنیم؛ کاری که در بسیاری از برنامه های مشابه اتفاق می افتد. ما اگر قرار است انتقادی را هم مطرح کنیم آن را در همان قالب فانتزی نگه می داریم چرا که ما ایران زمینی ها نسبت به کلمات بسیار تند و رک گارد می گیریم در حالی که اگر همان مطلب را به صورت تلطیف شده و همراه با فانتزی ارائه کنیم طرف مقابل بهتر می پذیرد.

مردم این برنامه را به همین شیوه پذیرفته اند و ما هم سعی می کنیم کاری کنیم که در عین ادب و احترام، مردم لبخند هم بزنند. من نظراتی دریافت کردم مبنی بر اینکه مردم علاوه بر اینکه موسیقی می شنوند به خاطر طنزها و فانتزهای «شب کوک» به آن جذب شده اند. خدا را شکر این فانتزی ها جواب داده است.

 

*گاهی ممکن است مردم وقتی از بیرون به یک چنین برنامه ای نگاه می کنند فکر کنند ساخت این برنامه که از چند داور، یک مجری و چند شرکت کننده برخوردار است سختی زیادی برای تولید ندارد ولی من می خواهم شما از سختی های پشت صحنه این برنامه سخن بگویید.

هادی دمیرچی: ما برای ساخت «شب کوک» حدود چند ماه پیش تولید داشتیم و یک تیم ۱۰ تا ۱۵ نفره در پیش تولید زحمت می کشیدند. من باید برای توضیح سختی های کار چند مثال بزنم چرا که مشکلاتی که ما داشتیم قابل وصف نیست. فکر می کنم مردم با برنامه های این چنینی هنوز کمی غریبه هستند اما به اندازه کافی سریال و برنامه های ترکیبی دیده اند. این برنامه زمانی به شدت مورد هجمه همین مردمی که آن را به یکی از کارهای پربیننده تبدیل کرده اند، قرار گرفت. هجمه به این دلیل که دائم با برنامه های مشابه خارجی مقایسه می شدیم و برای اینکه خود را از این اتفاق دور کنیم لازم بود از آثاری بهره بگیریم که نشان دهیم این برنامه به کشور خود ما تعلق دارد؛ آثاری که با مجوز دفتر موسیقی و سرود صدا و سیما در اختیار ما قرار گرفت.

 

*تمام قطعاتی که در برنامه اجرا می شد علاوه بر مجوزوزارت ارشاد لازم بود مجوز مرکز سرود سازمان صدا و سیما را هم داشته باشد؟

بابایی: ما قطعات بسیاری را ارائه کردیم و تعدادی از آنها مجوز گرفتند. اینکه قطعات دائم تکرار می شدند به این دلیل بود که ما تنها آثار مشخصی را می توانستیم، داشته باشیم که تعداد آنها ۴۸ عدد بود.

هادی دمیرچی: برنامه ای با ساختار «شب کوک» هزینه های هنگفتی دارد.

بابایی: من این نکته را بگویم که هزینه برنامه ما با نصف هزینه دکور یکی از برنامه های همین شبکه برابری می کرد.

هادی دمیرچی: لوکیشن برنامه که اکنون آنقدر شیک دیده می شود روز اول پر از گرد و خاک بود و زمانی که شما پای خود را آنجا می گذاشتید انگار روی برف پا گذاشته اید و رد کفش شما باقی می ماند. تنها چند نفر در حدود یک ماه آنجا را تمیز کردند و ما هنوز سرفه های شدیدی می کنیم. کار ما در این برنامه بسیار سخت بود گاهی ضبط هر برنامه حدود ۵ الی ۶ ساعت طول می کشید و گاهی ما مجبور می شدیم دو برنامه را با هم و در یک روز ضبط کنیم یعنی روزی ۱۲ تا ۱۳ ساعت ضبط برنامه داشتیم. استرس ها و دیگر مشکلات را هم به این مسائل اضافه کنید. یکی از خاطرات جالب من به روز آخر ضبط برنامه مربوط می شود که متوجه شدیم یکی از شرکت کننده های نهایی حضور ندارد وقتی من به دنبال او گشتم، دیدم ساک خود را بسته است و می خواهد برود. این شرکت کننده به قدری تحت فشار بود که همه چیز را فراموش کرده بود و می خواست به خانه خود برگردد. ما برنامه را با این شرایط تولید کردیم و من آنقدر با این شرکت کننده صحبت کردم که انصراف ندهد. او شب قبل نخوابیده بود و استرس بسیاری داشت. بخشی از این مسائل به کمبود زمان ما مربوط می شد. شرکت کننده ما زمان زیادی برای حفظ کردن شعر خود نداشت از طرفی هم ما زمان نداشتیم چون لوازم و امکانات بسیاری را اجاره کرده بودیم و باید زودتر آنها را تحویل می دادیم. برنامه ما شامل ۸۰ الی ۹۰ نفر می شد و همه این عوامل زحمت زیادی می کشیدند. یک حامی مالی هم داشتیم که به ما کمک کرد.

بابایی: در پروسه کلی تولید این برنامه دو تهیه کننده بسیار اذیت شدند در حالی که ما بودجه چندانی نداشتیم و حتی عوامل هم با علاقه آمدند. یک نفر مثل مسعود فروتن که سابقه بسیاری هم در کارگردانی تلویزیونی دارد نزد ما آمد، ما ۱۰ دقیقه با او صحبت کردیم و بعد او گفت که من با شما عشق کردم.

دمیرچی: آقای فروتن در آخرین روزی که از ما جدا می شد جمله ای گفت که من را بسیار تشویق کرد. او بیان کرد که «آقای دمیرچی من از روز اول که آمدم تا قرارداد ببندم فکر نمی کردم برنامه به این شکل به تولید برسد اما یک حسی به من گفت که قراردادی با شما امضا نکنم چرا که از شما انرژی خوبی دریافت کردم و الان هم خوشحالم که اطمینان کردم و قرارداد امضا نکردم. من بعد از حضور در این برنامه به شدت غافلگیر شدم و بعد از ۵۰ سال کار با تهیه کنندگان بزرگ لذت زیادی در کنار شما بردم» و این برای من بسیار خوشایند بود.

بابایی: این دو برادر ظرف ۲ تا ۳ ماه تمام ویژگی هایی که یک تهیه کننده می بایست برای تولید اثر در تلویزیون بکار بگیرد، یاد گرفتند چراکه دو براnv قلبشان به شدت صاف است و لابی شان خداست. در پایان این را بگویم که ما پربیننده ترین برنامه سیما بودیم و امیدوارم این برنامه در فصل بعد هم بتواند رضایت مخاطبان را جلب کند.

۰۰