دانلود آهنگ جدید

اردیبهشت ۱۳۹۶ -

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
یکشنبه ۱ مهر ۱۳۹۷

جادوی خاص باعث شد وسواسی شوم

دسته بندی : اخبار موسیقی تاریخ : جمعه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۶

جادوی خاص باعث شد وسواسی شوم

 

 

 

 

آهنگش بیشتر از خودش شناخته شده. خیلی‌ها «جادوی خاص» را شنیده بودند اما تا مدت‌ها نمی‌دانستد که خواننده آن کیست و شاید هنوز هم خیلی‌ها این را ندانند. «سینا شعبانخانی» اما می‌گوید بیش از ‌آن‌چه برای این قطعه اتفاق افتاده، به این‌که بعد از موفقیت آن چه باید بکند فکر کرده و حالا که توانسته بعد از مدت‌ها حضور در عرصه موسیقی، مجوز فعالیت رسمی را کسب کند، می‌گوید برنامه‌ریزی مفصلی برای ماندن در این میدان دارد.

آرام و سربه‌زیر به نظر می‌رسد اما یک ساعت که از هم‌نشینی با او بگذرد، می‌توان فهمید آن‌قدرها هم ساکت و آرام نیست!

* از ابتدا شروع کنیم. اصلاً چه شد که خواننده شدی؟

فکر می‌کنم سال سوم راهنمایی بودم. یکی از بستگان‌مان -که نوازنده ارکستر سمفونیک تهران بود- در خانه‌شان یک پیانو داشت که برای من خیلی جالب بود و همان پیانو را از او خریدیم. با این‌که سازهای دیگری وجود داشت که هم یادگیری‌شان راحت‌تر بود و هم قابل‌حمل بودند، اما من از پیانو و صدایش خوشم آمده بود و تصمیم گرفتم نواختنش را یاد بگیرم. قبل از آن، من فقط شنونده‌ی موسیقی بودم و هیچ فعالیت موسیقایی نداشتم. بعد از خرید آن پیانو، ۴ یا ۵ سال فقط نوازندگی می‌کردم. استادم با من سبک کلاسیک کار می‌کرد. اما همان اوایل، این سبک برایم خسته‌کننده شده بود. پیانو زدن را یاد گرفته بودم و دوست داشتم آهنگ‌هایی که شنیده‌ام را بنوازم و با آن بخوانم. لابه‌لای همین نواختن‌ها و خواندن‌ها، به این علاقه‌مند شدم که خودم آهنگ جدیدی بسازم و روی آن بخوانم.

* در کودکی رویای خوانندگی نداشتی؟ این‌که مثلاً بُرس در دست بگیری و جلوی آینه بخوانی!

در آن حد نه! ولی آهنگ‌هایی که می‌شنیدم و دوست داشتم را می‌خواندم و ضبط می‌کردم و لذت می‌بردم! (خنده)

* می‌دانم که به استاد «ایرج» خیلی علاقه داری. این مسئله هم تأثیری در خواننده شدنت داشت؟

در این‌که به سمت خوانندگی بیایم، تأثیری نداشت؛ اما در روند کاری‌ام چرا. مثلاً در تغییر روند کاری و استفاده از تکنیک‌های خوانندگی. هم جنس صدای زیبای ایشان و هم تکنیک‌ها و تحریرهای فوق‌العاده‌شان همیشه مورد توجه من بوده و سعی کرده‌ام اینها را با آن‌چه خودم در ذهن داشته‌ام، ترکیب کنم.

* اولین قطعه‌ات را چه زمانی منتشر کردی؟

سال ۹۰ قبل از رفتن به خدمت سربازی، قطعه‌ای به نام «بدون تو تنهام» و بعدها قطعه دیگری به نام «کابوس تنهایی» منتشر کردم که تنظیم‌هایشان از خودم بود. دوست داشتم این کارها را بخوانم و پخش کنم و البته بازخورد خاصی هم از آنها نگرفتم! دوستان و اطرافیانم ایراداتی به کار می‌گرفتند که مربوط به تنظیم و میکس بود. در نتیجه، تصمیم گرفتم سراغ یک تنظیم‌کننده بروم و خودم بیشتر تمرکزم را روی خوانندگی بگذارم. آن موقع از یک آهنگ شش‌و‌هشت سامان جلیلی خوشم آمده بود که در انتهای آن اسم «حامد برادران» به عنوان تنظیم‌کننده معرفی شده بود. تصمیم گرفتم برای همکاری، سراغ حامد بروم و بعد از آن قطعاتم را با تنظیم او منتشر کنم.

* «جادوی خاص» چندمین همکاری‌ات با حامد برادران بود؟

چهارمین کارمان بود. اولین همکاری‌مان قطعه‌ای به نام «ملک‌بانو» بود که برای فوت مادربزرگم خواندم. بعد قطعه «وای که دلم» که استایل ترکی داشت و پس از آن «تنگ غروب» را ساختیم و منتشر کردیم که اتفاق خاصی برایشان نیفتاد. مهرماه سال ۹۱ یا ۹۲ «جادوی خاص» را منتشر کردیم و بعد از ۴-۵ ماه بازخوردهای خوبی از آن دریافت کردیم.

* با این کار حس کردی معروف شده‌ای؟

راستش تقریباً یک سال بعد فهمیدم چه خبر است!

* بعد از «جادوی خاص» کدام کارها را ساختید و چه بازخوردی داشت؟

پس از مدتی، «اگه نباشی» را منتشر کردیم که زیاد موفق نبود. اما بعد از آن «چشمای مست» و «تب چشمات» بود که خیلی شنیده شدند و بازخوردهایشان عالی بود.

* «جادوی خاص» با چند ورژن منتشر شده؟

سه ورژن. یک ورژن را قبلاً خودم تنظیم کرده بودم که اصلاً شنیده نشد. بعدها حامد آن را شنید و از آن خوشش آمد و تنظیم جدیدی روی آن انجام داد که خیلی موفق بود. بعد از یک سال هم «مهران عباسی» از من خواست وکال را در اختیارش قرار دهم تا کار را ریمیکس کند.

* نسخه دیگری از آن هم نوروز امسال در برنامه احسان علیخانی پخش شد.

بله، زحمت آن را «امیر علیزاده» کشید و نسخه متفاوتی هم بود و مورد استقبال واقع شد. البته تنظیم دیگری از این کار هم روی استیج اجرا خواهد شد!

* مدتی قبل در «موسیقی ما» قطعات هیت پس از انقلاب را بررسی می‌کردیم. بخش عمده‌ای از این قطعات متعلق به دهه‌های ۷۰ و ۸۰ بودند و در سال‌های اخیر قطعات هیت کمتری داشته‌ایم. به نظرت دلیلش چیست؟

به نظر من دلیل اصلی‌اش این است که در سال‌های اخیر، موسیقی ما در حال پوست انداختن و در واقع در دوره‌ی گذار است. سبک شعرها و موسیقی‌ها، سلیقه‌ی مردم و حتی موزیسین‌ها در حال تغییر است و شاید کسی هم نداند بعد از این دوره‌ی گذار، چه فضایی بر موسیقی حاکم خواهد شد. گاهی این نکته عنوان می‌شود که موسیقی ما ضعیف شده. من با این حرف موافق نیستم و به نظرم همان پوست‌اندازی‌ای که گفتم باعث بروز برخی تغییرات شده است. در گذشته هم این مسأله اتفاق افتاده؛ مثلاً زمانی فضای موسیقی قمرالملوک وزیری یا تاج اصفهانی حاکم بود اما بعدها فضا پاپیولارتر شد.

* فکر می‌کنی دلیل موفقیت «جادوی خاص» چه بود؟

آن موقع که این قطعه به موفقیت رسید، دلیلش را نمی‌دانستم و هنوز هم نمی‌دانم! فقط این را می‌دانم که آن موفقیت باعث شد بعد از آن حساسیت و وسواس بیشتری روی قطعات داشته باشم. بعضی‌ها لطف دارند و می‌گویند صدایت خوب است و باعث استقبال از کارها می‌شود. من این را قبول ندارم. چون خیلی افراد دیگر هستند که حتی شغل‌شان خوانندگی نیست، اما صدای بسیار بهتری دارند. پس فقط صدا ملاک نیست. موقعیت زمانی انتشار، شعر، ملودی، تنظیم و به‌طور کلی، فضای کار در موفقیت آن تأثیر دارد. البته به نظرم شانس هم مقداری دخیل است.

در مورد «جادوی خاص» تنظیم، میکس و مسترینگ حامد برادران خیلی موثر بود. به نظرم شاید شعر و ملودی هم خوب بود ولی اگر یک تنظیم معمولی روی آن قرار می‌گرفت که مناسب صدای من نبود، مسلماً نتیجه‌ای حاصل نمی‌شد. به نظر من تنظیم‌های حامد فضای گرم و تازه‌ای دارد و کمتر کسی در آن فضا کار کرده است. این فضا با سبک و صدای من هم‌خوانی دارد.

* بعد از این قطعه هم بیشتر همکاری‌هایی که با هم داشتید، خوب نتیجه داد. مدل همکاری‌تان چطور است که نتیجه‌اش این می‌شود؟

مدل همکاری ما، اشتراکی است. البته نمی‌دانم، شاید در مورد بقیه خواننده‌هایی که حامد با آنها کار کرده هم همین‌طور باشد. وقتی قرار است کاری تنظیم شود، من خیلی وسواس به خرج می‌دهم و برعکس، حامد خیلی حسی و بدون وسواس عمل می‌کند و در عین حال، باهوش و دقیق است. ترکیب این ویژگی‌ها باعث می‌شود کار بهتر جلو برود. حامد از من می‌خواهد ایده‌هایم در مورد تنظیم را بگویم و من هم سعی می‌کنم تا جایی که حق دارم، نظرم را بگویم و زیاد وارد حیطه تخصصی او نشوم. این مدل همکاری برایمان دلچسب است.

* این وسواسی که گفتی برای انتشار کارهای جدید در تو به وجود آمده، خوب است یا بد؟

هم خوب است و هم بد. خوب است به این دلیل که به خودم اجازه نمی‌دهم هر آهنگی بخوانم. بد است به این دلیل که هم انتخاب برایم سخت شده و هم این‌که وسواس زیاد، گاهی باعث می‌شود ریسک کردن را تجربه نکنم. در حالی که لازم است گاهی ریسک کنیم، شاید به ریسکش بیارزد و کار موفق شود.

* کاری بوده که در آن از این ریسک‌ها کرده باشی؟

بله. «اگه نباشی» و «آخر کار خودتو کردی» از این کارها بودند که آن‌طور که باید شنیده نشدند. همین‌طور «من بی تو» که اشتباه کردم و ترجیع‌بندش را عوض کردم، در حالی که حامد با این کار موافق نبود. اما برای «چشمای مست» خیلی فکر کردیم و موفق هم شد.

* بهمن‌ماه ۹۴ آخرین قطعه‌ی تو منتشر شد و درست در روزهایی که کارَت گل کرده بود، روند انتشار آثارت متوقف شد. دلیل این مسأله چه بود؟

آن روزها آلبومی داشتم که بعد از انتشار قطعه «هم‌خونه» قصد داشتیم آن را منتشر کنیم. اما حس کردیم آلبوم آن‌طور که باید نیست و تصمیم گرفتیم بعضی قطعات را حذف کنیم و در برخی هم تغییراتی ایجاد کنیم. این اولین دلیل آن توقف بود. از طرفی تصمیم گرفتیم هم‌زمان با اعمال این تغییرات، روال اداری را هم پیگیری کنیم که در زمان صرفه‌جویی شود؛ اما در این بخش به مشکل خوردیم و این دلیل دوم بود.

* چرا این روال طولانی شد؟

این اولین‌باری بود که من برای اخذ مجوز اقدام می‌کردم و به همین دلیل، بررسی‌ها بیشتر طول کشید. شوراهای مربوط به اخذ مجوز از افراد و مراجع مختلفی تشکیل شده‌اند که ممکن است در مورد یک خواننده و آثارش با یکدیگر هم‌نظر نباشند و این باعث طولانی شدن پروسه خواهد شد. اما به‌هرحال مساعدت کردند و خدا را شکر بالاخره مجوز فعالیتم صادر شد.

* چه کار خارج از چارچوبی انجام داده بودی؟

من نه ویدئوکلیپ داشتم و نه همکاری‌ای با افراد یا شبکه‌های غیرمجاز انجام داده بودم. اما تک‌آهنگ‌هایی که منتشر کردم، در سایت‌هایی قرار گرفت که قانونی و مورد تأیید نبودند. این نکته باعث ایجاد حساسیت شد که البته خدا را شکر، به مرور مسئله حل شد. اما به کسانی که قصد دارند کارشان را به صورت جدی و حرفه‌ای شروع کنند، توصیه می‌کنم از همان روز اول، همه‌چیز را با مجوز و طبق روال انجام بدهند تا بعدها به مشکل نخورند. من هم اگر آگاهی بیشتری داشتم، نمی‌گذاشتم کار به این شکل پیش برود. البته در آن زمان این قانون که برای هر تک‌آهنگ مجوز اخذ شود، وجود نداشت.

* در آستانه برگزاری جشنواره موسیقی فجر سال گذشته، نامت به عنوان یکی از گزینه‌های اجرا در بخش پاپ این جشنواره مطرح شد. اصلاً صحبتی در این زمینه شده بود یا کل ماجرا شایعه بود؟

نه شایعه نبود. اولش به صورت قطعی چیزی به ما گفته نشد و فقط در این حد بود که فلان تاریخ برای شما در نظر گرفته شده و به زودی مشخص خواهد شد. اما وقتی به برگزاری جشنواره نزدیک شدیم، گفتند که قطعاً در این جشنواره حضور خواهم داشت. کمی بعد عنوان شد که امسال امکان حضور در جشنواره را ندارم و ان‌شاءالله در دوره بعدی و پس از اخذ مجوز این اتفاق خواهد افتاد.

* حالا که مجاز شدی، چه حس و حالی داری؟

حس و حالم خیلی خفن است! (خنده). راستش هنوز هم در شوک هستم.

* چه‌طور از مجاز شدنت باخبر شدی؟

با کامبیز طاهری (مدیر برنامه‌هایم) و یکی از دوستان در کافه‌ای قرار داشتیم. منتظر بودم که جواب ماجرا را بشنوم و اگر منفی بود، کافه را به هم بریزم! (خنده) اما خدا را شکر آن خبر خوب را شنیدم و احساساتی شدم. هنوز از خوشحالی آن روز سرحال هستم.

* و حالا در آغاز فعالیت رسمی، چه برنامه‌ای داری؟

اول باید غیبتی که داشتم را جبران کنم و با انتشار آثار خوب، پاسخ مخاطبینی که در این مدت پشتم را خالی نکردند، بدهم. این عزیزان سرمایه‌های معنوی من هستند و خودم را مدیون‌شان می‌دانم. در روزهایی که اجازه کار نداشتم و خیلی از این بابت ناراحت بودم، کامنت‌ها و پیام‌هایشان در من انگیزه ایجاد می‌کرد که صبرم را بیشتر کنم. حالا نوبت من است که در حد توانم و با تنها کاری که بلدم یعنی موسیقی، تا حدی این لطف را جبران کنم. دو قطعه به نام‌های «من بی‌قرارم» و «عمداً» تا کنون پخش شده‌اند و چندین قطعه دیگر هم آماده انتشار دارم که بهترین‌هایشان را منتشر خواهم کرد. در این زمینه، برنامه‌ی مدون و مشخصی داریم که طبق آن عمل خواهیم کرد.

* قصد انتشار آلبوم نداری؟

آلبومم آماده انتشار است و به زودی در مورد آن تصمیم‌گیری خواهیم کرد. اما احتمالاً بعد از ماه مبارک رمضان اگر خدا بخواهد منتشر می‌شود.

* کنسرت چه‌طور؟

بعد از مشخص شدن زمان انتشار آلبوم، بلافاصله برای کنسرت‌ها برنامه‌ریزی می‌کنیم که زمان آن قطعاً بعد از عید فطر خواهد بود. قراردادهایی برای چند شهرستان بسته شده است. کنسرت‌های تهران هم به تهیه‌کنندگی آقای «شاهین ترابی» برگزار خواهد شد.

* شباهت صدا و فضای آثار تو به احسان خواجه‌امیری، مسأله‌ای است که در مورد تو مطرح است. نظرت در این باره چیست؟

این مسأله کاملاً درست است و این شباهت وجود دارد. البته این چیزی نیست که در اختیار من باشد. کما این‌که خواننده‌های دیگری هم داشته و داریم که صدایشان شبیه به خواننده‌ی دیگری بوده و من این را نکته‌ی بدی نمی‌دانم. زمانی که احسان خواجه‌امیری آغاز به کار کرد، خیلی‌ها فضای کاری‌اش را نزدیک به محمد اصفهانی می‌دانستند. به هر حال وقتی خواننده‌ای وارد عرصه می‌شود، از آن‌جایی‌که مردم ذهنیت خاصی نسبت به او ندارند، ممکن است کارهایش را شبیه به خواننده دیگری بدانند. این به هوشمندی و توانمندی آن خواننده برمی‌گردد که بتواند آن فضا را تکمیل یا به‌روز کند تا نامش زیر سایه خواننده دیگری نباشد. درست مثل احسان خواجه‌امیری که امروز کسی نمی‌تواند بگوید شبیه فلانی است.

اما اگر در فضای کاری من هم این شباهت احساس شود، شاید به این دلیل است که من هم آن فضا را دوست دارم. هرچند به نظرم خط کاری و استایل من و احسان متفاوت است و جدا از این، احسان خواننده بسیار توانمند و باتجربه‌تری است.

* از این نگاه ناراحت نمی‌شوی؟

نه، اتفاقاً خیلی هم خوشحالم می‌شوم. احسان خواننده‌ی مورد علاقه‌ی من است و این برایم خیلی خوشحال‌کننده است که با این خواننده بزرگ مقایسه شوم.

* غیر از احسان خواجه‌امیری، کار کدام خواننده‌ها را دوست داری؟

رضا صادقی و محمد علیزاده را هم دوست دارم. اما احسان خواجه‌امیری خواننده‌ای بود که من از ابتدا طرفدارش بودم.

* برخی معتقدند بعد از موفقیت «جادوی خاص»، تو سعی کردی همان فضا را دنبال کنی و شاید به نوعی خودت را تکرار کنی. با این موافقی؟

زیاد موافق نیستم. چون خودم هم به این آگاهم که خواننده نباید خودش را به خط کاری خاصی محدود کند و تکراری شود. البته شاید این برایم خوشایند باشد که این استایل از ترنس را به نام خودم جا بیندازم، اما به نظرم انرژی گذاشتن روی چنین چیزی زیاد عقلانی نیست. چون استایل‌های نوین‌تری هم در ترنس داریم. معتقدم کار باید زاینده‌ی یک اتفاق خوب باشد؛ حالا سبک و فضایش هر چه که می‌خواهد باشد. ترنس، شش‌وهشت یا اسلو، فرقی نمی‌کند. این نگاه کلی من است.

اما صد در صد گاهی دوست دارم به آن فضایی که از من مورد توجه قرار گرفته و مخاطب آن را پسندیده، دوباره اشاره کنم. مثلاً در «من بی‌قرارم» آگاهانه این کار را انجام دادیم. چون می‌خواستم قطعه‌ای که بعد از مدت‌ها از من منتشر می‌شود، تداعی‌کننده‌ی آثار موفق قبلی باشد. اما اصلاً قرار نیست همیشه در همین فضا بمانم.

* عوامل آلبومی که آماده انتشار داری چه کسانی هستند؟

مدیریت تولید آلبوم را «حامد برادران» بر عهده دارد و بیشتر تنظیم‌ها را هم انجام داده است. هومن نامداری، معین راهبر و نیمان غفاری سایر تنظیم‌کنندگان آلبوم هستند. یک ملودی از «امیرعباس حسن‌زاده» دارم و بقیه را خودم ساخته‌ام. در بخش ترانه هم علاوه بر سروده‌های خودم، ترانه‌هایی از عاطفه حبیبی، نرگس جعفری، حدیث دهقان، مهرزاد امیرخانی و فرهاد جهانی را خواهید شنید.

* پس در کارهای جدید بیشتر از ساخته‌های دیگران استفاده می‌کنی.

من اصراری به این‌که ساخته‌های خودم را بخوانم ندارم و قبلاً هم با دیگران کار کرده‌ام. اگر شعر یا ملودی خوبی باشد، حتماً می‌خوانم. اما چیزی که به آن اصرار دارم، مدیریت خودم روی ملودی است. دوست دارم کار برای خودم دلچسب باشد و معتقدم چیزی که به دل خودم ننشیند، قطعاً روی مخاطب هم تأثیر نخواهد گذاشت. طبیعتاً وقتی خودم می‌نویسم و می‌سازم، می‌دانم که چه می‌خواهم.

* تو ترانه‌سرا و آهنگساز هستی و در مارکت شناخته‌شده هم هستی، اما همکاری‌های زیادی در این زمینه با دیگران نداشته‌ای. با این‌که انتظار می‌رفت حالا که نمی‌توانی مثل بقیه از کنسرت درآمد داشته باشی، از این راه کسب درآمد کنی. دلیلش چه بوده؟

البته همکاری‌هایی با محمد علیزاده، پیام صالحی، میثم ابراهیمی، مصطفی پاشایی و… داشته‌ام. اما درست است؛ تعدادشان چندان زیاد نبوده است. دلیلش هم این است که من فروختنِ ملودی را به عنوان شغل دوست ندارم. نمی‌خواهم به عنوان آهنگساز در مارکت موسیقی شناخته شوم. من خوانندگی را دوست دارم.

* شاید هم از نظر مالی تأمین بودی و دغدغه‌ی این‌چنینی نداشتی.

من کلاً آدم قانعی هستم! (خنده)

* ارکسترت را تشکیل داده‌ای؟

بله، حدود یک سال است که این کار را کرده‌ام. «امیر علیزاده» که موزیسین باسابقه‌ای است و نیاز به معرفی ندارد، رهبری ارکستر من را بر عهده دارد. سعید عباسی، مرتضی کوراوقلی، عظیم روحانی، علی قاسمی، هادی جداری و محمدعلی نصری بدنه اصلی ارکستر را تشکیل می‌دهند و ممکن است تا زمان اولین اجرا، بنا به تشخیص امیر علیزاده تغییراتی در گروه ایجاد شود و افرادی اضافه شوند.

* حضور نوازندگان مشترک با ارکستر سابق محمد علیزاده در گروهت، اتفاقی بوده؟

این ارکستر به انتخاب امیر علیزاده شکل گرفته و طبیعی است افرادی که قبلاً با آنها کار کرده را برای همکاری انتخاب کند. البته همه دوستان زمانی با ما وارد همکاری شدند که در ارکستر دیگری حضور نداشتند و در واقع جدا شده بودند.

* حضورت در ویژه‌برنامه سال تحویل «سه‌ستاره» چطور رقم خورد؟

خیلی اتفاقی در جلسه‌ای که ربطی هم به ما نداشت، با آقای «عباس اختری» کارگردان این برنامه آشنا شده و به هم معرفی شدیم. ایشان گفتند که با احسان علیخانی صحبت می‌کنند تا با هم همکاری داشته باشیم. مدتی بعد جلسه‌ای با احسان علیخانی داشتیم و قرار شد که به ما خبر بدهند. در روزهای نزدیک با ما عید تماس گرفته شد و گفتند که حضور من قطعی شده است. تصمیم گرفتیم «جادوی خاص» و «چشمای مست» را با تنظیم جدیدی در این برنامه اجرا کنیم که زحمتش را امیر علیزاده کشید و بازخورد خیلی خوبی هم داشت.

* حضور در «دورهمی» چطور بود؟

خیلی خوب بود. در آن برنامه، حدود ۲۰ ثانیه از یک قطعه آوازی را به صورت زنده خواندم. من خیلی به موسیقی سنتی علاقه دارم. از آنجایی که مخاطبین با این وجه سینا شعبانخانی آشنا نبودند، بازخورد جالبی داشت.

* کدام خوانندگان موسیقی سنتی ایران را دوست داری؟

بیش از همه به استاد ایرج علاقه دارم. استاد شجریان، همایون شجریان و مرحوم بنان را هم دوست دارم.

* چطور تو در برنامه «دورهمی» مهران مدیری و «سه‌ستاره» احسان علیخانی حضور پیدا کردی، اما همچنان مجوز فعالیت رسمی نداشتی؟

راستش خودم هم درست نمی‌دانم چرا! به طور کلی سیاست‌های وزارت ارشاد و صداوسیما در این مسئله با هم متفاوت است. اما اگر وزارت ارشاد به صورت جدی مخالف بود، شاید صداوسیما هم رغبتی برای دعوت من به خرج نمی‌داد. از طرفی من کار خاصی نکرده بودم و پیشینه‌ی مشکل‌داری نداشتم که از حضورم در تلویزیون ممانعت شود.

* از آثاری که سال گذشته منتشر شدند، کدام مورد پسندت بود؟

من قطعه «عشقم این روزا» از محمد علیزاده و تک‌آهنگ‌هایی که حامد همایون قبل از آلبومش منتشر کرد را دوست داشتم.

* نظرت درباره حامد همایون که چهره جدید موسیقی پاپ در سال گذشته بوده، چیست؟

خواننده باهوشی است و آگاهانه عمل کرده. به نظرم لحن و جنس صدایش و واژه‌هایی که در ترانه‌هایش به کار می‌رود، عامل موفقیتش بوده است.

* اگر قرار باشد در پوست‌اندازی موسیقی پاپ چهره‌های جدیدی به جریان اصلی وارد شوند، تو یکی از کسانی هستی که این شانس را داری. فکر می‌کنی جای کدام خواننده را در مارکت پاپ بگیری؟

اصلاً قرار نیست من جایگزین کسی شوم و ابداً چنین قصد و تفکری ندارم. اما فکر می‌کنم طیف مخاطبینی که به سمت کارهای من جذب می‌شوند با توجه به صدا و سبک و سیاق کاری‌ام با طیف هواداران خوانندگانی نظیر احسان خواجه‌امیری و محمد علیزاده مشترک باشد.

* از حس و حال روزهایی که اجازه فعالیت نداشتی بگو.

خیلی روزهای تلخ و ناراحت‌کننده‌ای بود. همه‌اش در این فکر بودم که آخرش چه می‌شود! یک حس سردرگمی همیشه همراهم بود.

* به این‌که شاید هیچ‌وقت مجوز نگیری هم فکر کردی؟!

بله، مگر می‌شد فکر نکرد؟ با خودم فکر می‌کردم اگر به هر دلیلی نشد، مجبورم به اجراهای خصوصی بسنده کنم. چون من واقعاً فقط همین کار را دوست دارم و همین را هم بلدم.

* در سال ۹۵، چند نفر از خواننده‌هایی که ممنوع‌الفعالیت بودند، به عرصه رسمی وارد شده و روی صحنه رفتند. وقتی خبر مجاز شدن آنها را می‌شنیدی چه حسی داشتی؟

اصلاً یک وقت به این فکر نکنید که دلم می‌خواست آنها را بکُشم! (خنده) اما راستش را بخواهید واقعاً حسودی‌ام می‌شد. از طرفی برایم خوشحال‌کننده بود، چون این نوید را می‌داد که به زودی نوبت من هم خواهد شد. از سویی به خودم می‌گفتم مگر من چه کار کرده‌ام که باید این‌قدر سختی بکشم. وقتی به کنسرت دوستانم می‌رفتم هم باز همین حس و حال را داشتم. اما به هر حال خدا این طور خواسته بود و خدا را شکر که آن روزها تمام شد.

* از میان خوانندگانی که به کنسرت‌شان رفته‌ای، اجرای کدام را بیشتر می‌پسندی؟

امید حاجیلی و محمد علیزاده.

* دو خواننده‌ای که نام بردی، هر دو از جمله‌ی موفق‌ترین خوانندگان پاپ یکی دو سال اخیر در زمینه برگزاری کنسرت بوده‌اند. با توجه به این‌که اجرای آنها را دیده‌ای، به نظرت دلیل موفقیت آنها و استقبال مردم از اجراهایشان چیست؟

علاوه بر موسیقیِ خیلی خوبشان که مورد پسند مردم است، طبیعتاً اجراهای بسیار خوبی روی استیج دارند که باعث رضایت مردم می‌شود. تفاوت‌شان این است که به نظرم در کنسرت امید، آن‌چه می‌بینیم در لحظه رخ می‌دهد اما محمد علیزاده برای اجرایش با برنامه و تفکر قبلی روی صحنه می‌رود. در پایان اجرای هر دو نفر، مخاطب این رغبت را دارد که بار دیگر به تماشای اجرای آن خواننده و گروهش بنشیند.

* با توجه به این مسأله، برای اجراهای خودت برنامه‌ای داری؟

بله، قطعاً. در خصوص موارد مختلفی از فن بیان و ارتباط با مردم گرفته تا فضای آهنگ‌ها و سورپرایزها برنامه‌ریزی کرده‌ایم.

* این‌که مدتی حضور کم‌رنگی داشتی، روی تعداد مخاطبین و به طور کلی جایگاهت در بازار موسیقی تأثیری داشت؟

قطعاً تأثیر گذاشته است. ما وارد مسیری شدیم که ناخواسته خیلی طولانی شد. بعضی‌ها می‌گویند مخاطبِ امروز، بی‌وفا است. من این را قبول ندارم. مخاطب می‌خواهد موسیقی گوش کند. این‌که من نتوانم به هر دلیلی، اثری به گوش مخاطب برسانم، تقصیرش به عهده من و شرایط است. با این حال من مخاطب باوفایی دارم؛ با این‌که حضور پررنگی نداشتم اما فراموشم نکردند و هر روز از انرژی مثبت و دلگرمی‌هایشان بهره‌مند بودم و این خیلی با ارزش است.

* حرف آخر؟

در این مدت خیلی غصه خوردم و سختی کشیدم ولی به قول دوست خوبم مهدی یغمایی، «ناامیدی ممنوع»! اتفاق‌های خوب وقتی می‌افتد که اصلاً انتظارش را نداری. ما برای روزهای خوب و اتفاق‌های خوب برنامه‌ریزی‌های کامل و مفصلی کرده‌ایم و این تازه شروعِ راه طولانی سینا شعبانخانی در بازار است.

منبع: موسیقی ما

۰۰

رضا یزدانی در خندوانه: فقط برای فرهادی نخوانده‌ام!

 

 

 

 

«رضا یزدانی» در برنامه «خندوانه» با اشاره به تعداد تیتراژهایی که تا به حال خوانده گفت برای همه کارگردان‌ها به جز فرهادی خوانده‌ام که آن هم امیدوارم قسمت شود.

شامگاه چهارشنبه ۲۰ اردیبهشت ۹۶، رضا یزدانی مهمان برنامه «خندوانه» با اجرای رامبد جوان بود.

این خواننده موسیقی در ابتدای صحبت‌هایش در «خندوانه» با اشاره به علاقه‌اش به عکاسی گفت: «من به عنوان عکاس در کنسرت های مختلف حاضر می‌شوم و عکس می‌گیرم و به فکر این هستم که یک نمایشگاه عکاسی به راه بیندازم البته هر وقت که شرایط فراهم شود.»

در ادامه برنامه، یزدانی بعد از اجرای تک گویی که به خواست رامبد جوان قرار شد آن را مثل مرحوم شکیبایی بخواند، خاطره ای از اولین باری که مرحوم شکیبایی را دید تعریف کرد و گفت: «اولین باری که سر فیلمبرداری با هم همکار شدیم در فیلم «حکم» آقای کیمیایی بود که وقتی من داشتم ترانه این کار را می خواندم دیدم اشک مرحوم شکیبایی جاری شد و از من پرسید می‌دانی محمود سیاه کیست، گفتم بله، محمود سیاه به مرحوم شکیبایی می‌گفتند.»

این خواننده همچنین در بخش دیگری از صحبت‌هایش به بیان خاطره‌ای دیگر از مرحوم شکیبایی پرداخت و گفت: «یادم می‌آید من و حمید صدری با هم در تماس بودیم و یک روز که من با او حرف می‌زدم به حمید گفتم می‌خواهم بیایم پیشت و او هم گفت بیا اتفاقا عمو خسرو هم اینجاست، عمو خسرو از آن طرف تلفن پرسید کیست و من شنیدم که وقتی حمید گفت رضاست، گفت بگو نیاد من رویم نمی‌شود جلوی او بخوانم. آن زمان حمید صدری و عمو خسرو برای یک فیلم دیگر که کاری از آقای علی قوی‌تن بود مشغول تمرین و ساخت ترانه بودند.»

جوان در ادامه از اولویت‌های زندگی رضا یزدانی پرسید و او نیز در پاسخ تاکید کرد که خوانندگی الویت اصلی زندگی‌اش است و افزود:« اول خوانندگی دوم خوانندگی سوم خوانندگی و بعد بازیگری.»

او همچنین گفت: «من علاقه زیادی به فوتبال دارم و عضو تیم ستارگان فوتبال هم هستم که برای کارهای خیریه فوتبال بازی می‌کنیم ،همایون شجریان، پژمان بازغی، امیر آقایی، کامبیز دیرباز، پژمان جمشیدی و … هم جزو هم تیمی‌های ما در تیم ستارگان هستند.»

یزدانی در ادامه با اشاره به تیتراژهایی که برای فیلم‌ها و سریال‌ها خوانده است، گفت: «من بیشترین تیتراژ را در بین همکارانم برای فیلم و سریال‌ها خوانده‌ام، ۷ کار برای تلویزیون، نزدیک به ۱۵ تیتراژ برای فیلم‌های سینمایی. ۵ همکاری با آقای کیمیایی داشتم و برای کارگردان‌هایی مثل آقای فتحی، جیرانی، شهرام شاه‌حسینی و مهدی کرم پور نیز تیتراژ خوانده‌ام.»

این خواننده ادامه داد: «فقط برای آقای فرهادی تا به حال نخوانده‌ام که آن هم انشاالله قسمت شود حتما می‌خوانم.»

۰۰

رویا تیموریان در برنامه «دورهمی» حضور پیدا کرد

دسته بندی : اخبار موسیقی تاریخ : جمعه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۶

رویا تیموریان در برنامه «دورهمی» حضور پیدا کرد

 

 

 

 

رویا تیموریان در برنامه «دورهمی» از آرزویش برای تدریس و مهران مدیری از آرزویش برای تاسیس یک دانشگاه گفت و از تیموریان قول گرفت در دانشگاه او درس دهد.

شامگاه پنجشنبه ۲۱ اردیبهشت رویا تیموریان بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون مهمان برنامه «دورهمی» با اجرای مهران مدیری شد.

رویا تیموریان در ابتدای برنامه در ادامه اشاره مهران مدیری به شیطنت‌های دوران کودکی او گفت: «شیطنت‌های دوران کودکی باعث شد در نوجوانی بروم سمت ورزش. دبیرستان که رفتم شدم عضو تیم والیبال جوانان پاس. در حیاط دانشکده هم همیشه والیبال بازی می‌کردم و کم کم قطع شد.»

تیموریان در مورد چگونگی فراهم شدن زمینه علاقه‌مندی‌اش به هنر و تئاتر گفت: «شوهرخواهرم زنده‌یاد غلامرضا طباطبایی این زمینه را فراهم کرد. خودش فارغ‌التحصیل دانشکده هنرهای زیبا بود و در رادیو کار می‌کرد. آن موقع که نمی‌گذاشتند پسر و دختری تنها بیرون بروند مرا همراهشان می‌فرستادند. ۱۶ سالم بود و با آن‌ها تئاتر می‌رفتم. مرحوم طباطبایی برایم رمان‌های خوب هم می‌گرفت و تاثیر بسیاری بر من گذاشت.»

او که طبق گفته خودش در دانشکده با بازیگرانی مثل گوهر خیراندیش و مهرانه مهین‌ترابی هم دوره بوده در مورد ورودش به دنیای تصویر گفت: «اولین تجربه‌ام در تلویزیون سریال «رعنا» بود که به سال ۶۹ یا ۷۰ برمی‌گردد.»

بازیگر سریال «دیوار به دیوار» در پاسخ این که بعد از «رعنا» شکل زندگی‌اش عوض شد یا نه گفت: «اساتیدم به من یاد داده بودند که باید کوله‌بارم را با تجربه‌های تئاتری پر کنم. آن دوران، دوران ویژه‌ای بود و مثل امروز نبود. نقش خانم‌ها در سریال‌ها و فیلم‌های سینمایی کم بود و من هم که قبل از «رعنا» تئاتر کار می‌کردم، بعد از آن هم به تئاتر برگشتم.»

این بازیگر در مقابل سوال مدیری در مورد سنش هم گفت: «متولد ۲۷ اسفند ۱۳۳۷ هستم. دو روز مانده ۱۳۳۸ (با خنده) برای همین فکر می‌کنم اگر بگویید ۵۹ ساله‌ام بی‌انصافی کرده‌اید.»

بازیگر نمایش «پنج ثانیه برف» در مورد دخترهایش هم گفت: «دخترهایم خیلی دوست ندارند در موردشان صحبت کنم چون فکر می‌کنند دارم تبلیغشان را می‌کنم. دختر بزرگم کارگردانی خوانده و سال‌هاست که کار دستیاری و برنامه‌ریزی می‌کند و دختر کوچکم طراحی صحنه و لباس خوانده و با کسانی مثل کیومرث مرادی کار کرده است.»

او در پاسخ به سوال عاشق شدید هم به ماجرای ازدواجش با مسعود رایگان اشاره کرد و توضیح داد: «سال‌های سال بود با دخترانم تنها زندگی می‌کردیم. من و ۹ نفر از خانم‌های بزرگ تئاتر در نمایشی بازی می‌کردیم که کار مشترک ایران و آلمان بود و در کشورهایی مثل سوئد و بلژیک اجرا شد. در سوئد در سالنی اجرا داشتیم که مسعود رایگان هم در آن، روی صحنه می‌رفت. وقتی مسئول سالن به او اطلاع داد که کاری از ایران آمده و دعوتش کرد تا کار را ببیند گفته بود به خاطر اجرای خودش نمی‌تواند.»

تیموریان ادامه داد: «شبی که اجرا داشتند و ما هم اجرا داشتیم، پای بازیگر مقابلش شکست و اجرایشان به هم خورد و این شد که برای دیدن کار ما آمد. ما در ایران هم دانشکده‌ای بودیم و آن شب در واقع بعد از ۲۲ سال یکدیگر را دیدیم. بعد از آن او به ایران آمد و تلفن‌ها و ملاقات‌هایی داشتیم و بعدش هم شد دیگر.»

او که با فیلم سینمایی «کافه ستاره» اولین تجربه کار کمدی را از سر گذراند در مورد این که کاری هست که از بازی در آن پشیمان باشد هم گفت: «بله هست. کار کسی که به ظاهر آدم بزرگی است و سال‌هاست که منتظر ایجاد زمینه‌ای برای چالش است و برای همین اسمش را نمی‌برم اما اطرافیانم می‌دانند منظورم چه کسی است.»

تیموریان در مورد آرزویش هم گفت: «دوست دارم یک سالن کوچک تئاتر داشته باشم. جایی که هم در آن نمایش‌هایی را که دوست دارم کارگردانی و اجرا کنم و هم درس بدهم.»

مهران مدیری نیز در ادامه حرف او گفت: «آرزوی من هم این است که بتوانم یک آموزشگاه یا حتی یک دانشگاه بسازم، جایی با مجوز وزارت علوم که چند رشته اصلی داشته باشد و همین الان از شما قول می‌گیرم که در آن جا تدریس کنید.»

رویا تیموریان در پایان یکی از تیله‌های دوران کودکی و شالِ مادرش را به هم به موزه «دورهمی» داد.

منبع: خبرآنلاین

۰۰

اجرای کاوه آفاق در سالن میلاد

دسته بندی : اخبار موسیقی تاریخ : جمعه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۶

اجرای کاوه آفاق در سالن میلاد

 

 

 

 

تازه‌ترین کنسرت کاوه آفاق در سالن میلاد نمایشگاه بین‌المللی تهران برگزار شد.

۲۰ اردیبهشت ماه سالن میلاد نمایشگاه بین المللی تهران میزبان خواننده ای بود که سال گذشته، پس از پنج سال برای مجوز اقدام کرد و بالاخره توانست بر روی صحنه با مخاطبانش ملاقات کند. چهارشنبه شب کاوه آفاق اولین کنسرت خود در سال جدید روی صحنه برد. کنسرت این خواننده طی دو سئانس تحت امتیاز موسسه فرهنگی-هنری ققنوس برگزار شد.

ساعت از ده گذشته بود کنسرت به علت ترافیک همیشگی سئول، تاخیر داشت. جمعیت داخل سالن با تشویق های شان از خواننده محبوب شان دعوت می کردند. انتظار خیلی طولانی نشد و اعضای ارکستر یک به یک روی صحنه آمدند. صدای ملودی قطعه “فلوکستین” بلند شد و آفاق از پشت صحنه شروع به خواندن کرد و وارد صحنه شد. پس از اولین قطعه او با حاضران حال و احوال کرد و با معرفی قطعه دوم صدای تشویق و جیغ جمعیت شنیده شد. “پرانتز” ریتمیک، پر شور اجرا شد و همه را با ریتم خود همراه نمود.

“بدرود” با تلفیق صدای کاوه آفاق و جمعیت آهسته در میلاد طنین انداز شد. آفاق با اکت های خود حاضران را به شور آورد و همراهی آن ها را تا پایان این قطعه با خود برد.

همزمان با پخش کلیپی قطعه “عبور نو” اجرا شد. صدای زمزمه ترانه این قطعه از هر گوشه سالن شنیده می شد. “من که هستم با تمام بودنم، با تمام بودنت پیشم بمون… عشقمون اندازه همدیگه نیست، خیلی راهه از زمین تا آسمون” یک صدا در طول قطعه تکرار شد.

“بیگانه” انتخاب بعدی بود. طرفداران سبک موسیقی راک ملودی نواخته شده را دنبال می کردند. نور پردازی همگام با ریتم به بهتر اجرا شدن قطعات کمک می کرد و رضایت حاضران را برمی‌انگیخت.

نوبت به قطعه قدیمی و خاطره انگیز “اتاق آبی” رسید. همنوازی گیتاریست ها شروع کننده این قطعه شد و اکت های آفاق آن را به پایان برد.

“شال اون شال سرخ تو، موج موج موی تو…” جلوتر از ملودی قطعه شنیده شد. کاوه آفاق گیتارش را به دست گرفت. جمعیت شروع به تشویق کردن، کرد و این قطعه شروع شد. صدای دوباره-دوباره بلند شد. آفاق هم دوباره ترانه این قطعه را خواند و جمعیت با خوشحالی او را همراهی کردند. “شال” را می توان یکی از قطعات پر طرفدار امشب دانست.

هر یک از نوازندگان در قطعات هنرمندانه تکنوازی های خود ‌را به نمایش گذاشتند و آفاق نیز در میان قطعات به معرفی اعضای ارکسترش پرداخت.

“مخمصه” نواخته شد و کلیپی همراه با آن در مانیتورها نمایش داده شد. پس از “مخمصه”٬ “ماسک” شنیده شد. پس از این قطعه آفاق رو به جمعیت گفت: درسته، رسیدن به شما برام گرون تموم شد اما می ارزید. گروه به خاطر آسیب دیدن نوازنده درامز، برای دقایقی استراحت اعلام کرد.

گروه دوباره روی صحنه حاضر شد و “فلوکستین” ٬قطعه ای که در ابتدا آفاق با آن روی صحنه حاضر شد٬ خوانده شد. کاوه آفاق از اشکان دباغ دعوت کرد. هردو لبه سن کنار یکدیگر نشستند و جدیدترین قطعه منتشر شده از این خواننده راک با نام “امسال” اجرا شد. او سپس از تمام کسانی که در امسال از میان ما سفر کردند، یاد کرد.

بعد از “عطر تو” قطعه “کلنجار” حال و هوای سالن را تغییر داد. دست زدن های مرتب با ریتم این قطعه جو شادی را حاکم کرد. “شهر من کو”، “شال”٬ “پرانتز” سه قطعه انتهایی بودند.

آندره خاچیکیان (لید گیتار)، شهاب آفاقی (گیتار)، پیام زمانی (درامز)، یزدان آهی (سازهای سنتی) و مهرداد حامدی (باس)، به رهبری آرمان مهربان نواختند.

ابوالحسن داوودی، بیتا منصوری، رستاک حلاج، علی تفرشی، علی شمس اللهی مهمان سانس دوم این کنسرت بودند.

منبع: هنرآنلاین

۰۰

کلیپم مثل بعضی‌ها در ماهواره باشد اعدام می‌شوم

دسته بندی : اخبار موسیقی تاریخ : جمعه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۶

کلیپم مثل بعضی‌ها در ماهواره باشد اعدام می‌شوم

 

 

 

 

 

حامی که به خاطر پخش تیزری چند ثانیه‌ای در شبکه‌ای ماهواره‌ای دچار مشکل شده می‌گوید «اگر بخواهم مثل بعضی که پیش از این ممنوع‌الفعالیت‌ها بودند و الان مجاز هستند، از شبکه‌های ماهواره‌ای ویدئوکلیپ پخش کنم، قطعا اعدامم می‌کنند!»

حامی از نسل خوانندگانی است که در سال‌های اولیه فعالیت موسیقی پاپ بعد از انقلاب کار خود را آغاز کردند.

اگرچه مدتی بود که خبر جدیدی از حامی نمی‌شنیدیم٬ اما او از سال گذشته با برگزاری کنسرت‌هایی با رپرتواری از آهنگ‌های خاطره‌انگیزش بار دیگر فعالیت خود را از سر گرفت. حامی در ادامه همین روند ۲۴ و ۲۵ اردیبهشت در تالار وحدت روی صحنه خواهد رفت.

آن‌چه در ادامه می‌خوانید حاصل گفت‌و‌گویی است که با حضور حامی در کافه خبر شکل گرفت. او در این مصاحبه از دردسرهای ناشی از پخش تیزری چند ثانیه‌ای از یکی از کنسرت‌هایش در شبکه‌ای ماهواره‌ای، نابرابری برخورد با خوانندگانی که تیزرها و ویدئوهایشان از این شبکه‌ها پخش می‌شود، زنده‌نمایی بعضی خوانندگان پاپ در کنسرت‌ها و فیلم کنسرت‌هایشان، نترسیدنش از این که مخاطبانش کمتر از رده سنی ۱۶ تا ۲۰ سالند و در نهایت از سرنوشت مسترکلاس‌هایش گفت.

سال ۹۴ بود که اسامی ۲۴ خواننده داخلی اعلام و گفته شد به دلیل پخش موزیک‌ویدئوهایشان از شبکه‌های ماهواره‌ای ممنوع‌الفعالیت خواهند شد. بعد از آن شما اگرچه خود ممنوع‌الفعالیت نبودید اما همراه با ۱۳ خواننده دیگر پاپ، در نامه‌ای سرگشاده خطاب به رئیس‌جمهور خواهان رسیدگی به این وضعیت شدید.

یکی از مسائلی که این روزها دوباره در موردش سر و صدا شده پخش تبلیغات کنسرت‌ها از شبکه‌های ماهواره‌ای است که دامن یکی از سایت‌های فروش بلیت را هم گرفته. جدا از این ظاهرا بعد از پخش شدن تیزری چند ثانیه‌ای از کنسرت شما در یکی از شبکه‌های ماهواره‌ای مشکلاتی برایتان پیش آمده است.

پیوستن من به آن اعتراضات به این دلیل بود که مسئول ساماندهی آن، یکی از دوستان قدیمی‌ام به حساب می‌آمد و اگرچه هنرمند نبود٬ اما دِینی به گردنم داشت که موجب شد با این که خود جزو ممنوع‌الفعالیت‌ها نبودم به اعتراض‌شان بپیوندم.

این دوست قرار بود آن زمان گروهی به اسم «انجمن خوانندگان پاپ» تشکیل دهد تا خوانندگان این سبک از موسیقی بتوانند در حوزه‌های مختلف کاری‌شان از حقوق خود دفاع کنند و من هم چون چشم امیدم به این بود که در آینده بتوانم از این کار گروهی برای احقاق حق خود در سایر زمینه‌ها استفاده کنم به آن‌ها ملحق شدم.

من اگرچه هیچ گاه ممنوع‌الفعالیت نشده‌ام٬ اما همیشه نسبت به این که چرا با برخی خوانندگان به علت پخش آثارشان از رسانه‌ای مثل رادیو جوان برخورد می‌شود و با برخی دیگر نه، معترض بوده‌ام و تاکید می‌کنم که نسبت به پخش ویدئوکلیپ خوانندگان از شبکه‌های خارجی بدون اعمال قانون در موردشان معترض‌ هستم و گمان می‌کنم به لابی‌هایی برمی‌گردد که آن‌ها با اعمال‌کنندگان قانون برقرار می‌کنند.

بعد از ماجرایی که به آن اشاره کردید خوانندگانی که ممنوع‌الفعالیت بودند، مشکلشان برطرف شد و شروع به کار کردند. اگر توجه کرده باشید الان رادیو جوان شبکه‌ای تصویری راه‌اندازی کرده و من هر وقت این شبکه را نگاه می‌کنم امکان ندارد ویدئوکلیپ‌ یا فیلم کنسرت‌ همان خوانندگان را نبینم. در حالی که از آن طرف در ایران هم کنسرت می‌گذارند، بیلبوردشان همه جا دیده و صدایشان هم از شبکه‌های داخلی شنیده می‌شود. در واقع هم مجازند و هم از امکاناتی مثل شبکه‌های ماهواره‌ای که برای غیرمجازها وجود دارد استفاده می‌کنند. یعنی هم از توبره می‌خورند و هم از آخور.

من خواننده‌ای هستم که صرفا در چارچوب مجوزم حرکت کرده‌ام و چه آسیب دیده‌ام و چه سود برده‌ام فقط و فقط در مسیر مجوزم بوده و هیچ گاه از امکاناتی که خارج از خط قرمزها وجود دارد استفاده نکرده‌ام اما الان می‌بینیم که ویدئوکلیپ‌های همان خوانندگانی که در مرز ممنوع‌الفعالیتی بودند از شبکه‌های ماهواره‌ای از جمله جم، pmc و رادیو جوان پخش می‌شود و در داخل هم کارشان را ادامه می‌دهند. پس این نشان می‌دهد که من با پیوستن به آن اعتراض فریب خوردم، وارد این ماجرا شدم و بعدا هم احساس پشیمانی کردم ولی خودم را این طور راضی کردم که چیزی از من کم نشده و حضورم امتیازی بوده برای آن‌ها که صدایشان شنیده شود و بتوانند از ممنوع‌الفعالیتی درآیند، اگرچه اکنون هم از امتیاز خوانندگان مجاز استفاده می‌کنند و هم از امتیاز خوانندگان غیرمجاز.

من فعالیت این ۲۴ نفر را رصد می‌کنم اما اعتراضی نمی‌کنم مگر به صورت خیلی خفیف. در واقع شمشیر را برایشان از رو نبسته‌ام. از این که صدایم به جایی نمی‌رسد خسته شده‌ام و اگرچه اعتراضاتم باعث روشنگری می‌شود و روی اذهان مردم تاثیر می‌گذارد٬ اما تغییری در قوانین ایجاد نمی‌کند.

ولی خوانندگانی که تبلیغ کنسرت یا ویدئوکلیپ‌شان از شبکه‌های ماهواره‌ای پخش می‌شود بر این که این اتفاق بدون اطلاع‌شان بوده تاکید می‌کنند.

این یک شیوه فریبکارانه است که تهیه‌کنندگان می‌خواستند به من هم یاد بدهند. بارها پیش آمده که تهیه‌کنندگانی به من گفته‌اند اگر می‌خواهی دیده شوی، ویدئوکلیپ بساز، می‌دهیم شبکه‌های ماهواره‌ای پخش کنند و بعد می‌گوییم ما بی‌خبر بودیم. نهایت مجازاتی که برای چنین حرکتی در نظر گرفته شده شش ماه تعلیق است. در آن شش ماه هم، در حالی که می‌توانید کنسرت برگزار کنید صرفا نمی‌توانید آلبوم بدهید و با پایانش به روال عادی برمی‌گردید.

خیلی از همکاران من این کار را کردند. وقتی به انتشار آلبوم نزدیک می‌شدند، ویدئوکلیپ‌هایشان را به شبکه‌های ماهواره‌ای می‌دادند، آلبوم‌شان خوب فروش می‌رفت، شش ماه ممنوع‌الفعالیت می‌شدند یعنی می‌توانستند کنسرت بدهند اما نمی‌توانستند آلبوم دیگری منتشر کنند که طبیعتا به فاصله شش ماه از آلبوم قبلی، نه تمایلی داشتند و نه منطقی بود که آلبوم دیگری بیرون دهند. خیلی‌ها برای بِرَند شدن از این سیستم استفاده کردند و الان بیلبورد کنسرت‌هایشان در سطح شهر هست و روند انتشار ویدئوکلیپ در شبکه‌های ماهواره‌ای را هم تا همین لحظه ادامه می‌دهند.

شما می‌گویید آن‌ها معتقدند که شبکه‌های ماهواره‌ای خودشان بدون اطلاع خواننده و تهیه کننده‌اش، ویدئوها را پخش می‌کنند. اگر بدون اطلاع بوده چرا این اتفاق هیچ وقت برای من رخ نداده است؟! چرا هیچ وقت ویدئوها و تیزرهای من بدون اطلاعم پخش نشده است؟! آیا من دلم نمی‌خواهد آن‌ها بدون اطلاعم ویدئوهایم را پخش کنند؟!

ولی الان آهنگ‌های شما هم در رادیو جوان هست.

بله هست. ولی چرا مرا به واسطه بودن آهنگ‌هایم در رادیو جوان ممنوع‌الفعالیت نکردند؟! چون به عنوان یک خبرنگار قطعا می‌دانید که زندگی هنرمندان و تک تک رفتارهایشان رصد می‌شود و کسانی که مسئول این کارند خوب می‌دانند چه کسی خودش آهنگ‌هایش را داده و چه کسی روحش از این ماجرا خبر نداشته است.

مسئله این جاست که در مورد بعضی‌ها می‌دانند و با وجود این، هیچ محدودیتی برای فعالیت‌شان ایجاد نمی‌کنند. انگار قشر خاصی که از وابستگی‌های سیاسی سود می‌برند مشمول هیچ قانونی نخواهند شد.

شبکه‌های ماهواره‌ای تریبون‌هایی هستند که مردم آن‌ها را می‌بینند و اگر دیگران از مزایای آن برای تبلیغ خود استفاده می‌کنند و مجازات نمی‌شوند، حقِ منِ نوعی هم هست که استفاده کنم٬ اما چون خودم به حرکت در چهارچوب قوانین و مقررات معتقدم و دوست ندارم خط قرمزها را رد کنم این کار را نمی‌کنم، به امید این که روزی بابت رعایت قوانین از امتیازاتی برخوردار شوم و هنوز که هنوز است و ۲۰ سال از شروع فعالیت حرفه‌ای‌ام می‌گذرد این اتفاق نیافتاده و هیچ گاه نشده است که به خاطر رعایت قوانین برایم امتیازی در نظر بگیرند.

ماجرای پخش شدن تیزری چند ثانیه‌ای از کنسرت شما در شبکه‌های ماهواره‌ای چه بود؟

کنسرت فروردین ماه ما برگزار و تمام شده بود که تیزری از ما در یکی از شبکه‌های ماهواره‌ای پخش شد و الان برایمان دردسرساز شده است طوری که تهیه کننده‌ام را دادگاه خواسته است و به خاطر پخش تیزری ۲۰ ثانیه‌ای از یکی از شبکه‌های ماهواره‌ای برخورد بدی با او کرده‌اند. حالا تصور کنید که من بخواهم مثل آن خوانندگانِ پیش از این ممنوع‌الفعالیت و الان مشغول به کار‌اند، از شبکه‌های ماهواره‌ای ویدئوکلیپ پخش کنم، قطعا اعدامم می‌کنند!

نکته این جاست که همان بچه‌هایی که جزو ممنوع‌الفعالیت‌ها بودند تحمل نمی‌کنند که همین تیزر ۲۰ ثانیه‌ای از من در شبکه‌های ماهواره‌ای پخش شود و صدایشان درمی‌آید. چون کسی که جزو بازی آن‌ها نیست، بخشی از کاری را کرده که خودشان مدت‌هاست مشغول انجامش هستند.

در هر صورت امیدوارم کنسرت ۲۴ و ۲۵ اردیبهشتم به خوبی برگزار شود چون این هراس را دارم که دردسرهای پخش تیزر همچنان ادامه داشته باشد و دامنم را بگیرد.

چرا این دردسرها برای شما پیش می‌آید و برای همان خوانندگان نه؟

چون پشتوانه سیاسی ندارم، تهیه کننده‌ام آدمی سیاسی نیست، لابی‌باز نیست، اهل مافیابازی نیست. آدمی است که سرمایه دارد، هنر را دوست دارد٬ اما پشتوانه سیاسی ندارد. مثل خود من، من هنر را دوست دارم. سرمایه‌ای به اسم صدا دارم و دلم نمی‌خواهد وابستگی سیاسی داشته باشم.

فکر نکنید که این آدم‌های لابی‌باز و رانت‌خوار سراغ من نیامده‌اند. چندین و چند بار آمده‌اند٬ ولی چون من اهل بازی نیستم، به بازی‌ام نمی‌گیرند. می‌توانیم امتحان کنیم. یعنی همین الان که این جا نشسته‌ایم با هم قرار بگذاریم که در فاصله این دیدار تا دیدار بعدی‌مان، من یک ویدئوکلیپ در شبکه‌های ماهواره‌ای پخش کنم و ببینیم واکنش‌ها چه خواهد بود!

یکی از مسائلی که همیشه در مورد آن صحبت می‌شود بحث زنده‌نمایی در کنسرت به معنی ظاهرا اجرای زنده اما در اصل پلی‌بک است. این مسئله چیزی هست که در حوزه موسیقی پاپ و در کار همکارانتان چه در خودِ‌ کنسرت‌ها و چه در فیلم آن‌ها توجه‌تان را جلب کرده باشد؟

داستان خوانندگان موسیقی اصیل ایرانی مثل استاد محمدرضا شجریان، محمد معتمدی، علیرضا قربانی، سالار عقیلی و… که اساسا متفاوت است و با ۹۹ درصد خوانندگان پاپ از زمین تا آسمان تفاوت کیفی دارند. آن‌ها با دو یا سه ساز موسیقی سنتی چنان زیبا و تاثیرگذار می‌خوانند که صدایشان نیاز به هیچ دستگاه و تیونری ندارد. داستان سنتی‌ها جداست و ما آن‌ها را به عنوان ملاکی برای کار درست قرار می‌دهیم.

می‌رسیم به خوانندگان پاپ متوسط و ضعیف که بالای ۸۰ درصدشان، در کنسرت‌هایشان از تیونر استفاده می‌کنند؛ دستگاهی که کوک‌ها و اشتباهات خواننده را اصلاح می‌کند و به گوش مردم می‌رساند.

مسئله دیگر این است که صدای تعدادی از سازها را ضبط و در کنار سایر سازهایی که به صورت زنده اجرا می‌شود پخش می‌کنند که البته این مسئله را نمی‌توان همواره به عنوان ایراد مطرح کرد. من نیز در کنسرت‌های اخیرم، از سازهایی که قبلا صدایشان ضبط شده بود کمک گرفتم. یعنی اگر پنج نوازنده ویلن روی صحنه داشتم، صدای دو ویلن که پیش از این ضبط شده بود هم در کنار آن پخش می‌شد٬ اما این خوانندگان پاپی که من می‌گویم بالای ۸۰ درصدِ صداهایی که از ارکسترشان شنیده می‌شود پیش از این ضبط شده و زنده نیست. یعنی علاوه بر صدای سازها، صدای خودشان را هم قبلا در استودیو ضبط کرده‌اند و در کنسرت روی آن لب می‌زنند.

مسئله این جاست که مردم حتی اگر متوجه این مسئله شوند، باورشان نمی‌شود که کسی ذهنش این قدر آلوده باشد و بتواند این طور بازی‌شان دهد. در مورد فیلم‌ کنسرت نیز باید بگویم ما زمانی که قبل از اجرا، قطعات‌مان را تمرین و ضبط می‌کنیم هنگام انتشار فیلم کنسرت می‌توانیم همان قطعات ضبط شده را با قطعاتی که به صورت زنده روی صحنه اجرا کرده‌ایم جایگزین کنیم تا با باقی فیلم میکس و بدون کوچکترین خطایی مونتاژ شود.

فیلم‌های کنسرتی که از رادیو جوان و شبکه‌های ماهواره‌ای پخش می‌شود و دو فیلم کنسرتی که در شبکه نمایش خانگی منتشر شده‌اند تماما به همین صورت اصلاح شده‌اند.

آن‌چه می‌تواند صحبت مرا تایید کند کیفیت این فیلم‌ها است، بدون شک کیفیت و تجهیزات صدابرداری ما در ایران در حدی نیست که در این فیلم‌ها می‌بینید و حتما زمان زیادی در استودیو برای میکس آن‌ها صرف شده است.

و فکر می‌کنید کسی که تخصصی در موسیقی ندارد و مخاطبی عادی است متوجه این مسئله می‌شود؟

من بارها از دور و بری‌هایم شنیده‌ام که به کنسرتی رفته‌اند و می‌گویند خواننده در بعضی قطعات صدایش درنمی‌آمد٬ اما در بعضی دیگر صدایش خوب بود که دقیقا مشخص است پلی‌بک شده است.

این که الان طرفداران موسیقى‌هایی شبیه کار شما کمتر از رده سنى ١۶ تا ٢٠ سال هستند و بیشتر طرفدار موسیقى روزند را قبول دارید؟ البته در این میان استثناهایى هم وجود دارد.

من زمانی که ۱۷، ۱۸ ساله بودم به خاطر نوع تربیت موسیقایی‌ام، موسیقی خوب گوش می‌دادم چون خانواده‌ام اهل موسیقی بودند. نمی‌گویم موزیکی را که جوانان هم سن و سالم دوست داشتند، گوش نمی‌دادم، مثلا آهنگ‌هاى عامیانه از خواننده‌هاى روز را هم می‌شنیدم٬ اما در کنارش موسیقی فاخر هم بود. به مرور زمان که سنم بیشتر شد و فهمیدم عشق چیست، درد چیست، فقر چیست و احساسات چیست گرایشم به سمت موسیقی عمیق بیشتر شد.

مسلما جوان بی‌غمِ ۱۶، ۱۷ ساله‌ای که هنوز چندان دغدغه‌های فکری، عاطفی، اجتماعی و خانوادگی ندارد سراغ موسیقی‌هایی می‌رود که فقط شادش کند حال اگر همان جوان در آن سن عاشق شود یا خدایی نکرده معضلی اجتماعی یا اقتصادی یا فرهنگی برایش پیش بیاید یا سطح فکری‌اش را از طریق مطالعه افزایش دهد مسلما ذائقه موسیقایی‌اش تغییر خواهد کرد.

درست است که شادی نیاز همه‌مان است و من هم خیلی از اوقات موسیقی شاد گوش می‌دهم٬ اما آدم‌ها بسته به رده سنی‌شان ذائقه‌های متفاوتی در موسیقی دارند. مثلا ۱۶ تا ۱۸ ساله‌ها فرمی از موزیک را دوست دارند که اقتضای سن‌شان است و قطعا با بزرگ‌تر شدن‌شان تغییر خواهد کرد.

من هم از این ماجرا و از این که مخاطب ۱۶، ۱۷ ساله نداشته باشم نمی‌ترسم چون خواننده جوانِ ۱۷، ۱۸ ساله نیستم و همیشه دلم می‌خواسته خواننده نسل‌های مختلف باشم و نه فقط یک نسل، همان طور که پدران و مادران ما، خواهرها و برادرهای ما، فرزندان ما و فرزندانِ فرزندان‌مان مطمئنا همواره آثار خوانندگان متفکر دهه پنجاهی را گوش خواهند کرد و زمان هیچ وقت به صدا و موسیقی آن‌ها رنگ کهنگی نمی‌زند، ایده‌آل من نیز چنین حالتی است.

شما قول داده بودید نفر اول مسترکلاسی که برگزار کردید را در کنسرتتان با خود روی صحنه ببرید. قولی که هنوز عملی نشده است.

مسترکلاس من قرار بود مجددا در اسفند سال گذشته برگزار شود ولی چون به وعده‌هایم در مسترکلاس قبلی عمل نکرده بودم به این ماجرا تن ندادم و برگزارکنندگان هم ایده‌های مرا کپی و به خواننده دیگری دادند. این کپی کردن در حدی بود که حتی نوشته‌های روی پوستر تبلیغاتی هم از ایده‌های من بود، از این بگیرید و بروید تا فرم اجرا و نحوه چینش داورها٬ اما چون بحث، بحث آموزش و فرهنگ‌سازی بود من حتی از این کپی‌کاری استقبال کردم و ایرادی در آن ندیدم.

وعده‌های مکتوبی که من به آن‌ها عمل نکرده بودم و به همین دلیل برگزاری دور دوم مسترکلاس را نپذیرفتم این بود که خواننده شماره یک در کنسرتم حضور خواهد داشت.

ما قرار بود سه نفر را به عنوان نفرات برتر انتخاب کنیم، نفر اول با من روی صحنه بیاید و به دو نفر دیگر لوحی تعلق بگیرد. در حین برگزاری مسترکلاس این سه نفر به شش، هفت نفر رسیدند چون کارشان واقعا خوب بود و بعد هم هشت نفر شدند. قرار شد این هشت نفر یک قطعه را به صورت مشترک ضبط کنند و برای روی صحنه آمدن‌شان با من کارهای مربوط به مجوزشان را پیگیری کنیم.

جدا از سختی‌های مجوز گرفتن، در کنسرت قبلی می‌خواستم روی صحنه بیاورمشان٬ اما به دلیل این که پیش از ما نمایش «می‌سی‌سی‌پی نشسته می‌میرد» روی صحنه بود ما یک ساعت تا یک ساعت و نیم را از دست دادیم و من حتی فرصت نکردم قطعاتی را که خودم انتخاب کرده بودم اجرا کنم چه رسد به این که بخواهم بچه‌هایم را روی صحنه بیاورم.

جدا از این مسئولین تالار وحدت اعلام کرده‌اند که از این به بعد به خوانندگان پاپ، حتی فاخر و حتی با درجه A و خوانندگان پاپ کلاسیک اجازه اجرا در این تالار داده نمی‌شود و ظاهرا کنسرت ۲۴ و ۲۵ اردیبهشت آخرین اجرای من در این تالار خواهد بود، با اعلام شدن این تصمیم و ترس از این که مبادا باز هم در کنسرت پیش رو، پیش از ما تئاتر یا مراسم دیگری برگزار و از زمان ما کم شود و به مشکل بخوریم در این کنسرت هم پذیرای این عزیزان نخواهم بود.

وگرنه من سر قولی که داده‌ام هستم و اگرچه دیر و زود دارد اما سوخت و سوز ندارد و هر زمان که در سالن دیگری روی صحنه بروم که وقت بیشتری در اختیارم باشد حتما بچه‌ها را دعوت می‌کنم.

اردلان سردارشهید که در مسترکلاس من نفر اول شد خواننده بسیار خوبی است و امیدوارم تفکرات لازم برای پیشرفت را هم داشته باشد چون فقط صدای خوب کافی نیست. یک نفر را می‌بینید که با دو ریال صدا ایران را گرفته است همان طور که الان گرفته‌اند، پس صرف صدای خوب بس نیست و باید فاکتورهای دیگری هم داشت.

منبع: خبرآنلاین

۰۰

با مرجانه گلچین از آرماندو تا کار در حوزه تئاتر و موسیقی

 

 

 

 

 

مرجانه گلچین می‌گوید اغلب فیلمنامه‌هایی که این روزها ارائه می‌شوند کامل نیستند و بازیگران از انتهای ماجرا خبر ندارند که این اصلاً خوب نیست.

مرجانه گلچین بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون سال ۹۴ مجموعه “نفس گرم ” را از شبکه اول سیما به روی آنتن داشت و سال گذشته نیز کنسرت “نوای گلچین ” را با همراهی منیژه گلچین خواهرش در تالار وحدت اجرا کرد. او این روزها مشغول بازی در سریال “آرماندو” به کارگردانی احسان عبدی پور است.

گلچین درباره فعالیت‌های خود به خبرنگار هنرآنلاین گفت: این روزها مشغول بازی در سریال “آرماندو” هستم و تا مردادماه درگیر فیلمبرداری این سریال هستم. برای حضور در عرصه تئاتر هم‌صحبت‌هایی شده است که اگر با ضبط سریال تداخلی نداشته باشد احتمالاً بپذیرم و اواخر تابستان به روی صحنه برویم، اما در حوزه موسیقی بعد از برگزاری کنسرت سال گذشته خواهرم به سفر خارج از کشور رفت و تا زمان بازگشت او فعلاً کار خاصی انجام نمی‌دهیم اما در نیمه دوم پاییز احتمالاً اتفاقاتی را در این حوزه رقم خواهیم زد.

گلچین در توضیح نقش خود و ویژگی‌های آن بیان کرد: داستان سریال “آرماندو” درباره پسر خوش‌دل و مهربانی است که تلاش می‌کند مشکلات خواهر و فرزندان خواهرش را برطرف کند. او در این مسیر درگیر موقعیت‌هایی جذاب و نفس‌گیر می‌شود، اما برخلاف داستانش مسئله بسیار تراژیکی است. یک درام اجتماعی است که در موقعیت ممکن است لحظات طنزی را ایجاد کند، اما خود مسئله خیلی خوشایند نیست و حتی در بخش‌هایی مخاطب را غمگین هم می‌کند و گاهی همین شرایط دردآور خنده‌دار شده و مخاطب را به خنده وادار می‌کند، به‌طورکلی بنیاد بازی بر اساس کمدی نیست و تراژیک است.

وی در پاسخ به این سؤال که چرا مدتی از تلویزیون دور بود، عنوان کرد: از آخرین کارم در تلویزیون یعنی سریال “نفس گرم ” به بعد دیگر کاری قبول نکردم، چراکه فیلمنامه خوبی وجود نداشت و آنچه پیشنهاد می‌شد، اغلب فیلمنامه‌هایی بود که دو سه قسمت از آن نوشته‌ شده بود و فیلمنامه کاملی وجود نداشت. اگرچه من و همکارانم به‌شدت با این موضوع مبارزه می‌کنیم اما این بی فیلمنامه بودن باز هم ما را درگیر می‌کند و این اتفاق ما را ترسانده است چراکه نمی‌دانیم آخر کار چه می‌شود و تمرکزمان را هم کم می‌کند به این دلیل که باید هم به فیلمنامه و هم به بخش تولید فکر کنیم.

بازیگر “دزد و پلیس” ادامه داد: امیدوارم همه‌چیز به روال سابق برگردد، به این دلیل که در آن زمان ما می‌دانستیم ابتدا و انتهای کاری که انجام می‌دهیم چگونه است و شخصیتی که ایفا می‌کنیم به چه سرنوشتی مواجه می‌شود، ولی الآن نمی‌دانیم سرانجام کاری که انجام می‌دهیم قرار است چه شود. امیدوارم که همه‌چیز به همان نظمی که در سال‌های دهه ۶۰ -۷۰ وجود داشت بازگردد. نمی‌دانم چرا باید وقتی متنی کاملاً آماده نیست به آن مجوز داده شود، این اصلاً خوشایند نیست نه برای بازیگر و نه برای سایر اعضای گروه.

گلچین همچنین با اشاره به اینکه ما تنها از طریق بازیگری امرارمعاش می‌کنیم و مجبوریم که در این حرفه حضورداشته باشیم گفت: در چنین شرایطی ما تنها با کمک خود کارگردان کار را پیش می‌بریم و ناچاریم به او اطمینان کنیم چرا که تنها اوست که می‌داند قرار است چه اتفاقی رخ دهد. از سوی دیگر نمی‌توانیم تمام‌ کارهایی که پیشنهاد می‌شود را رد کنیم، به این دلیل که به‌ هر حال بازیگری حرفه ماست و باید از این طریق امرارمعاش کنیم، بنابراین مجبوریم به این شرایط تن دهیم و این نامنظمی و این شرایط نامطلوب را تحمل‌کنیم.

وی ادامه داد: باید برای تولید یک برنامه موفق همه‌چیز از پیش برنامه‌ریزی و تعیین‌شده باشد تا بازیگر هم بتواند خودش را آماده کند و این شرایط نامساعد از تمرکز مجموعه کم می‌کند. من به‌شخصه معتقدم باید برای رسیدن به یک نقش مطلوب بسیار تمرین کرد. دوست دارم از شب قبل نسبت به کاری که قراراست فردا در مقابل دوربین انجام دهم فکر کنم و تمرین داشته باشم، متنم را حفظ کرده و نقش را مال خود کنم اما با این شرایط چنین اتفاقی رخ نمی‌دهد و این اصلاً خوب نیست.

این بازیگر در انتها درباره چگونگی رسیدن به نقش و باورپذیر کردن آن برای مخاطب در چنین شرایطی عنوان کرد: به این‌که چطور نقش را باورپذیر کنم فکر می‌کنم برایم مهم است که بعد از پخش چند قسمت از کار مخاطب اسم من را به‌عنوان بازیگر فراموش کند و درگیر شخصیت شود، فکر می‌کنم در چنین شرایطی ارتباط نقش با مخاطب برقرارشده است. تا جایی که بضاعت خودم است و نقش پتانسیل دارد سعی می‌کنم کار مقبولی ارائه دهم.

منبع: هنرآنلاین

۰۰