دانلود آهنگ جدید

موزیک تراک : دانلود آهنگ جدید

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
یکشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۸

بیوگرافی محمد نوری

دسته بندی : بیوگرافی تاریخ : سه شنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۵

بیوگرافی محمد نوری

 

زادروز: ۱ دی ۱۳۰۸
کار(ها) : خواننده

سبک‌ها: لایت کلاسیک
درگذشت : ۹ مرداد ۱۳۸۹

نوری در اول دی ماه ۱۳۰۸ در تهران زاده شد و در جوانی آواز را نزد خانم اولین باغچه‌بان و تئوری موسیقی را نزد سیروس شهردار و فریدون فرزانه، اساتید هنرستان عالی موسیقی، فراگرفت. وی شیوهٔ آواز خود را متأثر از بافت و غنای زخمه‌ایِ اساتیدی چون حسین اصلانی، ناصر حسینی، و محمد سریر می‌داند.

دههٔ بیست، دوران آغاز نوعی تفکر در شعر و موسیقی آوازی درمیان مردم ایران، به‌ویژه نسل جوان بود که بخشی را می‌توان متأثر از نشر و پخش وسیع‌تر موسیقی علمی و آثار فولکلور کشورهای مختلف جهان ازطریق رادیو و صفحات گرامافون دانست. «محمد نوری» در همین سال‌ها – سنین نوجوانی – با خواندن اشعار نوینی که برروی نغمه‌های روز مغرب‌زمین و برخی قطعات کلاسیکِ آوازی سروده شده‌بود، کار خوانندگی را آغاز کرد.

محمد نوری طی سال‌های بعد، با تکیه بر تحصیلات هنرستانی و دانشگاهی خود، توانست هویت مستقلی به این اندیشه و گرایش ببخشد و با اجرای آثار اساتیدی که قبلاً ذکر آنان رفت، فضای متفکرانه‌ای به گونهٔ آوازیِ خویش دهد. محمد نوری طی پنج دهه بیش از سیصد قطعهٔ آوازی اجرا کرد. او همچنین به تقریر و ترجمهٔ مقالات و سرودن اشعاری برای ترانه‌ نیز پرداخت. محمد نوری در سال های پایانی عمر چند اجرا به نفع بیماران خاص داشت. وی ترانه‌های زیادی با تم میهنی چون «جان مریم»، «شالیزار»، «واسونک»، «جمعه بازار»، «ایران» را اجرا کرده‌است.

یکی از مهمترین و معروف‌ترین ترانه‌های محمد نوری، جان مریم نام دارد که آهنگ زیبای آن از ساخته‌های خود نوری است. نوری در کنار تحصیل در رشته ادبیات زبان انگلیسی و رشته نمایش، آواز ایرانی را نزد اسماعیل مهرتاش آموخت. بعد از آن نزد اساتید هنرستان عالی موسیقی «سیروس شهردار» و «فریدون فرزانه» و«مصطفی پورتراب» رفت و از آن‌ها تئوری موسیقی، سلفژ و نوازندگی پیانو را فراگرفت. آواز کلاسیک را نزد اولین باغچه بان و فاخره صبا آموخته و شیوه آوازی خود را با تاثیر از استادانی چون حسین اصلانی، ناصر حسینی پیدا کرد و رفته رفته به شیوه منحصر به فرد خود دست یافت. شیوه‌ای که به سختی می‌توان آن را در زیر شاخه‌ای از شاخه‌هایی چون پاپ، کلاسیک و… گنجاند.

محمد نوری فارغ‏‌التحصیل هنرستان تئاتر، زبان و ادبیات انگلیسی از دانشگاه تهران، و مبانی تئاتر از دانشکدهٔ علوم اجتماعی بود. او پس از انقلاب اسلامی و پس از مدتی سکوت، فعالیت هنری خود را با آلبوم در شب سرد زمستانی همراه با فریبرز لاچینی و احمدرضا احمدی در سال ۱۳۶۸ از سر گرفت و این همکاری بعدها با آلبوم آوازهای سرزمین خورشید ادامه یافت. در سال ۱۳۸۵ او از سوی سازمان صدا و سیما به عنوان چهره ماندگار موسیقی انتخاب و معرفی شد.

سرانجام پس از سال‌ها مبارزه با بیماری سرطان مغز استخوان و وخامت وضعیت جسمانی در شامگاه ۹ مرداد ۱۳۸۹ در بیمارستان جم در تهران در گذشت.

 

فهرست آلبوم‌های محمد نوری
– جان مریم
۱. جان مریم ۲. آرزوها ۳. نسترن ۴. عروسی ۵. یاد اون روزها بخیر ۶. پس از انتظار ۷. لالایی ۸. یک شب خوش ۹. بیا بار سفر بندیم ۱۰. تصویر تو ۱۱. مبارک باد ۱۲. تا تو بودی ۱۳. ای وطن

 

-در شب سرد زمستانی

(دکلمه: احمدرضا احمدی؛ آهنگساز: فریبرز لاچینی، شعر: نیمایوشیج)
۱. در شب سرد زمستانی ۲. داستان زندگی من ۳. قو ۴. بر سر قایقش ۵. تو را من چشم‌درراه‌ام ۶. از دور ۷. داستانی نه تازه ۸. هنگام که گریه می‌دهد ساز ۹. ری‌را ۱۰. پدرم ۱۱. خانه‌ام ابری‌ست ۱۲. اجاق سرد

 

– آوازهای سرزمین خورشید

(آهنگساز: فریبرز لاچینی)
۱. چوپان ۲. تو بیو ۳. سرزمین خورشید ۴. ای دیار خوب من ۵. مارال ۶. شالیزار ۷. ای وطن ۸. بخفته دل ۹. نُشو نُشو ۱۰. گیلان جان ۱۱. لالایی

 

– دلاویزترین

(آهنگساز: محمد سریر)
۱. ایران ایران ۲. دلاویزترین ۳. با نام تو ۴. قایقی باید ساخت ۵. دوران عاشق‌ها ۶. کوچ ۷. غم بیهودگی‌ها ۸. بی تو ۹. تولدت مبارک

 

– در ماه باران

(آهنگساز: شهرام گلپریان، شعر: علی‌اصغر محتاج)
۱. ساقی ۲. مرغ سپیده ۳. آسمان روشن ۴. از روزگاران ۵. مژده نور ۶. همه آبی ۷. در ماه باران

 

– جاودانه با عشق

(آهنگساز: محمد سریر)
۱. اگر تو آمده‌بودی ۲. آواز با عشق ۳. باران ۴. سخن عشق ۵. روزی با غروب ۶. در سفر گم شدن ۷. کهکشان عشق ۸. شب‌های تهران

 

– شکوفهٔ خاطرات

گل مریم(آهنگساز: شهرام گلپریان)
۱. گل مریم ۲. گلچهره ۳. جمعه‌بازار ۴. مرغک زیبا ۵. آخرین درود ۶. رود آواره ۷. بزم خیال ۸. جنگ و جنگ‌ساز

 

– چراغی در افق

(آهنگساز: محمد سریر)
۱. چراغی در افق ۲. آواز با عشق ۳. نوازش باران ۴. حریر مهتاب ۵. شب تنهایی ۶. عشق دیرین ۷. حسرت ۸. کوره‌راه زندگی

 

– شکوفه در شکوفه

(آهنگساز: شهرام گلپریان)
۱. زمزمه ۲. باز اومد ۳. شکفتن ۴. خاموشی‌های ساحل ۵. رها ۶. لانهٔ متروک ۷. سرزمین محبوب من

 

– جلوه‌های ماندگار
۱. عاشقانه ۲. برای فرزندم ۳. زورق شکسته ۴. آرزو ۵. عروسی ۶. رویای جوانی ۷. امید ۸. دور ۹. بدرود

۰۰

بیوگرافی رضا پیشرو

دسته بندی : بیوگرافی تاریخ : سه شنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۵

بیوگرافی رضا پیشرو

 

نام:رضا
نام خانوادگی:ناصری آزاد
متولد:بهمن ۱۳۶۴
لقب:پیشرو
ساکن تهران

 

خیلی از سایت های مزخرف برای جمع کردن افراد وجالب کردن مطالب خیلی بلف می زنن ودروغ می نویسند که رضا چه جوری متولد شده که نمی دونم چی باید اسمشون گذاشت رضا هم مثل همه از پدر ومادرش متولد شده پس به شایعه ی وچرندیات توجه نکنید….پدررضا خیلی زود فوت می کنه و رضا اصلا اون رو یادش نمیاد.

رضا تو ۲ سالگی مادرش با مردی ازدواج میکنه که پسری که به دنیا میاد علی داداش کوچیک رضا و ناتنیش میشه.رضا تا ۱۰ سالگی با مامانش و بابای ناتنیشو علی داداش کوچترش تو هفت حوض نارمک زندگی میکردن تا وقتی که بابای ناتنیش به خاطر سرطان خون سال ۷۶ از دنیا میره که مامانش مجبور میشه خونه رو بفروشه و به نظام آباد منتقل کنه.سال بعدش به خاطر فوت پدر خونه رضا ترک تحصیل میکنه و میره تو بازار برای کار.سال ۷۹ هم علی به دنبال رضا درسو ول میکنه و میره کلاس های آرایشگری که شاید بتونه به کمک عموش بره دبی آرایشگر بشه.

رضا سال ۸۰ با کارای زیرزمینی رپ آشنا میشه و کم کم خوشش میاد ومیره دنبال کسایی که دارن اینکارارو میکنن ( اون زمان فقط سروش تو گرگان هژیر و شایان تو تهران رپ میکردن و ابلیس چند ماهی بوده که تو مشهد …) اول رضا میره سراغ شایان و هژیر که بتونه با کمک اونا آهنگ بخونه که شایان و هژیر قبول نمیکنن و رضا با ابلیس که تازه اومده بوده تهران آشنا میشه وبا اون یه ترک با کیفیت خیلی پایین و شعر خیلی ضعیف مشترکا بیرون میدن .

سال ۸۱ رضا کنار میزنه از رپ و دوباره میره سر کار تا سال ۸۲ که دوباره سر یه کل کلایی با دوستاش وارد رپ میشه و شروع به کار جدی کردن میکنه.سال ۸۳ یه ۶ تا ترک (با آهنگهای که از رپ خون های خارج بود ولی شعرش از خودش )بیرون می ده که فقط بین دوستاش پخش میکنه.( این ۶ تا ترک تو خونه با میکروفون عادی ضبط شده بود )سال ۸۴ رضا موضوع های بهتری واسه خوندن گیر میاره و شروع به نوشتن شعرهای بهتر و قوی میکنه بعد از چند وقت با بچه های ۰۲۱ آشنا میشه و قاطی اینا میشه و چند تا آهنگ با شعرهای بهتر و برای اولین بار تو استادیو میخونه.ولی جایی پخش نمیکنه.درست در همون زمان امزیپر وزد بازی هم واردکار شدن.

آخرای سال ۸۴ رضا به فکر کارا و موضوع های نو و اسم جدید میشه و اول اسم رضا کینگ رو انتخاب میکنه ولی بعد از ۴ هفته که میبینه شعرهایی که نوشته قشنگ شده و داره یه تغییراتی تو کاراش میده با مشورت سروش هیچکس اسم پیشرو رو انتخاب میکنه. (وبقیه میگفتن با کارای ضعیف اسم ۳pac اسم ۲pac رو خراب میکنی)

تمام فروردین و اردیبهشت سال ۸۵ رو رضا شب تا صبح روی شعر و آهنگای جدید و موضوع های بهتر و وضبط کاراش کار میکنه و آلبومی ۱۰ ترک به نام واقعیت به بیرون میده که توش از هیچکس و تتلو و تهی و ابلیس کمک میگیره.قبل از پخش کامل آلبوم به صورت دست به دست با پیشنهاد سروش اسم آلبوم به آلبوم ۰۲۱ تغییر میکنه و ۱۴ ترکمیشه که سروش .

تیغه و چند نفر دیگه رو واسه کارای این آلبوم معرفی میکنه که ۱ ترک از تیغه و ۳ ترک دیگه با حضور رضا و دوستاش ( مهدی قاتل – اس بی و .. ) به همراه این آلبوم بیرون میاد و کامل تو سطح تهران پخش میشه.ولی رضا اسم آلبوم واقعیت رو از بین نمیبره و کارای جدیدشو به نام ترک هایی از اون آلبوم ( واقعیت ) بیرون میده.بعد از مدتی که با تتلو کارای آر اند بی و رپ بیرون دادن که سبک جدیدی بود و آهنگهای زود پخش شد شروع به دادن آهنگای جدید با همون اعضای آلبوم ۱۴ ترک ۰۲۱ شد که ۱۵ ترک دیگه هم به آلبومش اضافه کرد و آلبومش رو تمام کرد.
ولی به صورت یکه آلبوم رو بیرون نداد و تک تک آهنگهارو بیرون میداد که یکی از دلایل معروفیتش هم همین بود.بالاخره تو آبان سال ۸۵ به فکر جمع کردن آلبومی جدید شد که به تازگی پخش شده و اسم آلبومم با کمک سروش هیچکس (جهنم ساکت) انتخاب شد.

آلبوم جدید رضا۷ترک که یکیش به نام >>پدر <<که برای پدر واقعیش خوانده باهمراهی تتلو یکیش به نام هدیه که برای امید داداش کوچیکش خوانده و>> از همتون بیزارم <<برای کسای که وقتی خواست رپ بخونه محلش نذاشتن و >>دیوونه<< با کمک هیچ کس .و>> برای رپ <<با کمک تتلو.و >> برو جلو <<باز با همراهی هیچ کس وبالاخره جهنم ساکت.

۰۱

بیوگرافی حصین

دسته بندی : بیوگرافی تاریخ : سه شنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۵

بیوگرافی حصین ابلیس

نام اصلی حسین رحمتی
نام مستعار حصین، حسین ابلیس
زادروز ۱۳۶۶
اهل کشور ایران
سبک‌ها رپ پارسی، هیپ‌هاپ
کار(ها) ترانه‌سرا و خواننده
ساز(ها) کیبرد
گونه(های) آوا گنگ،دیس،گله،تنهایی
مدت کار ۱۳۸۳-تاکنون
ناشر(ها) کاغذ رکوردز
نقش‌های
مرتبط صادق، کاغذ رکوردز

 

حسین رحمتی (متولد مشهد، ۱۳۶۶) با نام هنری حصین یا حسین ابلیس خواننده رپ پارسی است.

حصین کار خود را با گروه ۰۵۱ آغاز کرد. حصین رپ را به صورت زیرزمینی و با کیفیت پایین آغاز کرد. هیچکس رپ را با انگیزه و کیفیت بیشتری آغاز کرد و خود را پدر نامید که این موضوع باعث شد تا حصین جنجالی ترین دیس ترک رپ فارس {دیس ۰۲۱} را رکورد کند در بین آهنگهای او می‌توان از سنگین (همراه صادق)، ۱۸ تیر، تو مستی (همراه سروش هیچکس)، کلمه عبور (همراه رضا پیشرو)، شبا، رد پا، تنهایی، لزجا و جوبیا، چالیم ۲ و خلیج فارس نام برد.
گروه ۰۵۱

حصین در سن ۱۷ سالگی رپ کنی رو اغاز کرد به عبارتی سال۱۳۸۳ استارت کار حصین با گروه ۰۵۱ و آهنگ تو زنده میمونی زده شد. اعضای اولیه گروه ۰۵۱ حسین ابلیس، کنبین، رضا، مستر کیلر و مبهم بودند .که بعدها کسان دیگری مثل حسین تهی نیز به گروه پیوستند. بدلیل اینکه اکثر اعضای گروه اهل مشهد بودند. نام ۰۵۱ را که از ابتدای کد شهر مشهد گرفته شده بود برای گروه انتخاب کردند.

دومین آهنگ این گروه کل کل نکن بود که نخستین دیس رپ پارسی بود که بعد از این آهنگ، آهنگهای سبک کل کل و دیس از سوی دیگر رپکن ها بیشتر منتشر شد. بعد از این کارها نوبت به آهنگ سیاسی ۱۸ تیر رسید که یکی از پر سر و صداترین کارهای سیاسی تا به امروز بوده است. حصین در گروه ۰۵۱ آهنگهای نسبتاً زیادی را بیرون داد. آهنگهای این گروه در ابتدا روی سایت مخصوص گروه قرار می‌گرفت، البته بعضی از سایتهای آن دوره هم کارهای ۰۵۱ را پخش می‌کردند. گروه ۰۵۱ حدود ۴ سال پا بر جا ماند و به یکباره به شکل عجیبی فروپاشید.
مهاجرت به ارمنستان و آشنایی با صادق و تشکیل کاغذ رکوردز

بعد از منحل شدن ۰۵۱ به مدت سه سال هیچ آهنگی از حصین منتشر نشد. تا اینکه او برای ادامه تحصیل به ارمنستان رفت و در آنجا با شخصی به نام صادق آشنا شد. صادق قبل از این آشنایی به رپ علاقه داشت و حتی شعر هم می‌نوشت ولی بعد از آشنایی با حصین دوران حرفه‌ای خودش را آغاز کرد. اولین آهنگ رسمی حصین و صادق به نام “جفت کفش” در دی ماه ۱۳۸۹ منتشر شد. این آهنگ یکی از آهنگ‌های «آلبوم صبح بخیر ایران» بود که با لیبل کاغذ رکوردز منتشر شد. صادق با همکاری حصین آلبوم «صبح بخیر ایران» که نخستین آلبوم او نیز بود را پخش کرد. آهنگ «سنگین» از این آلبوم توانست به موفقیت و محبوبیت زیادی بین مخاطبین رپ پارسی برسد. همچنین این دو در سال ۹۰ آلبوم کوتاه «شبا، رد پا، تنهایی» را با همکاری هم منتشر کردند.
آثار ویدیویی

تنها نماهنگ رسمی منتشر شده از حصین آهنگ چالیم ۲ به همراه موژان وای زد و سامان پی آی بوده است
دستگیری در ارمنستان

در فوریه ۲۰۱۳ او و صادق به دلیل حمل مواد مخدری چون حشیش و ماری جوانا در ارمنستان دستگیر شدند.
آهنگ صبح ظهر شب

حصین بعد از چندین ماه سکوت این آهنگ جنجالی را رکورد کرد که در این آهنگ هیچکس به شدت مورد انتقاد قرار گرفته است.
آهنگ بن بست

این آهنگ در روز دوشنبه ۱۶دی منتشر شد که حواشی زیادی در بر داشت که منشاء آن ها استفاده از صدای ضبط شده علی لاریجانی، رییس مجلس شورای اسلامی و نماینده مجلس استان کهگیلویه و بویر احمد بود و همچنین استفاده پرچم ایران با لوگوی تغیر یافته الله به شکل نیمه است. حصین درمورد این حواشی در صفحه رسمی فیسبوکش نوشت: ((سیاسی نیست،واقعیته))
تک آهنگ ها

سیاهه تک آهنگ‌های خوانده شده توسط حصین (بعد از منحل شدن گروه ۰۵۱)

نام آهنگ                                       ترانه سرا                                خواننده مشترک
دیس ۰۲۱                                       حصین                                          –
تو مستی                                  هیچکس و حصین                               هیچکس
حسرت                                           حصین                                           –
آیینه                                               حصین                                        پورنام
چالیم ۲                                      موژان و ای زد                   حصین موژان وای زد، سامان پی آی
جفت کفش                                 حصین و صادق                                 صادق
سنگین                                      حصین و صادق                                  صادق
آسمون                                      حصین و صادق                                  صادق
برد و باخت                                 حصین و صادق                             صادق و سوگند
کلمه عبور                            حصین، پیشرو، صادق، اوج                    پیشرو، صادق، اوج
باد و بارون                                حصین و صادق                                    صادق
من                                             حصین                                             –
لزجا و جوبیا(دیس ترک)                   حصین                                          تی دی
کما                                     صادق و حصین                                       صادق
دلخوشی                                   حصین                                             بیگرز
خیابون                                      حصین                                         بیگرز و دانبال
کوچه علی چپ                       حصین و شایع                                        شایع
صبح ظهر شب(دیس ترک)              حصین                                                –
شهر من                            حصین و صادق                                             –
بن بست                                  حصین                                                  –
Like A What                           حصین                                                ۳۰Kaas

ببین کاراتو                               حصین                                             سامی بیگى

۰۰

دانلود آلبوم جدید علیرضا طلیسچی به نام دقیقه هام

دسته بندی : دانلود آلبوم جدید تاریخ : سه شنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۵

دانلود آلبوم جدید و فوق العاده زیبای علیرضا طلیسچی به نام دقیقه هام

آلبوم جدید بسیار زیبا و شنیدنی به نام دقیقه هام با صدای دلنشین علیرضا طلیسچی با کیفیت بالا و لینک مستقیم همراه با متن آهنگ و پخش آنلاین از رسانه موزیک تراک هم اکنون دانلود نمایید.

Download New Album By Alireza Talischi Called Daghigheham

دانلود آلبوم جدید علیرضا طلیسچی به نام دقیقه هام

متن آهنگ دقیقه هام از علیرضا طلیسچی :
دورو ور تو یه عده اضافه کارن
که هرکدومشون یه روزی تنهات میذارن
شاید یه روز بیاد بیفتی یاد حرفه من
میشد نذاری چشمام عینه بارون ببارن
ولی حیف حیف کارات ادامه دارن
خستم از اینکه از تو واسه من همش بگن
چجوری دل میبری وقتی من بیقرارتم
تو خیلی وقته نیستیو باز کنارتم
تو خیلی وقته نیستیو باز کنارتم نرو
من نمیدونم با اینهمه خوبی چرا بدی
تو راجبه جداشدن حرف نمیزدی
تو راجبه جداشدن حرف نمیزدی نرو
دقیقه هام شقیقه هامو سفید کردن
شقیقه هام همیشه هام باعث سردردن
کاش بدونی بعد تو رابطه ها سردن
دقیقه هام شقیقه هامو سفید کردن
شقیقه هام همیشه هام باعث سردردن
کاش بدونی بعد تو رابطه ها سردن
رابطه ها سردن
تکست آهنگ دقیقه هام علیرضا طلیسچی
زندگیم تویی که خیلی وقته سوخت دادم
حالا که آزادم دردم اینه عاشقه کسی نمیشم
حالا که خیلی وقته از سکه افتادم
زیادم باید تو زندگیت یه جور بهتری شم
تو باشی دلخوشی که دیگه نیست
دله تو پیشه من نموند
دوست دارمت ولی تو که همیشه من , همیشه من
تو قعر خاطراتم ولی باهاتم
زنده ام با فکر اینکه کی میدی نجاتم
دقیقه هام شقیقه هامو سفید کردن
شقیقه هام همیشه هام باعث سردردن
کاش بدونی بعد تو رابطه ها سردن
دقیقه هام شقیقه هامو سفید کردن
شقیقه هام همیشه هام باعث سردردن
کاش بدونی بعد تو رابطه ها سردن
رابطه ها سردن

۰۰

بیوگرافی زنده یاد علی‌اصغر بهاری

دسته بندی : بیوگرافی تاریخ : سه شنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۵

بیوگرافی زنده یاد علی‌اصغر بهاری

 

تولد: ۱۲۸۴ تهران
مرگ: ۲۰ خرداد ۱۳۷۴
سبک‌ها: موسیقی سنتی ایرانی
سازها: کمانچه
علی‌اصغر بهاری از استادان موسیقی ایرانی و نوازنده برجسته ساز کمانچه بود. وی در دههٔ ۶۰، با فرامرز پایور، جلیل شهناز، محمد اسماعیلی و محمد موسوی، در «گروه اساتید»، همکاری داشت.

علی‌اصغر بهاری، به سال ۱۲۸۴ در ناحیه بازار عباس آباد تهران متولد شد. وی اصالتاً اهل بهار بوده است. پدرش نایب محمدتقی‌خان تا سن ۱۳ سالگی تربیت او را بر عهده داشت. پس از آنکه پدرش ورشکسته شد، مادرش گوهر خانم فرزند میرزا علی خان نوازنده ماهر کمانچه، ناگزیر به همراه خانواده به خانه پدری پناه برد. در این زمان بود که با موسیقی انس گرفت و به کمانچه‌نوازی پدربزرگش علاقه‌مند شد. به درخواست مادرش از میرزا علی خان به مدت ۲ سال نواختن کمانچه را آموخت و سپس به مدت ۴ سال در مکتب سه دایی خود به نام‌های رضاخان، اکبرخان و حسن‌خان که در یک قرن پیش جزو هنرمندان نامی ایران به حساب می‌آمدند، دست به تکمیل تجربیات خود درکمانچه نوازی زد.

علی‌اصغر بهاری، از دایی‌های خود چیزهایی را که باید بیاموزد آموخت تا اینکه در هجده سالگی، همراه با ارکستر ابراهیم خان منصوری در کنسرتی که در یک سالن بر پا شده بود شرکت می‌کند و از همین جا آوازه شهرت بهاری به گوش موسیقی‌دانان می‌رسد و او را به نام نوازنده خوب و آگاه به نواختن گوشه هایی ایرانی می‌پذیرند. در این زمان بود که با مرگ پدرش، اداره امور خانواده به او، که پسر بزرگ خانواده بود، سپرده شد. پس از چند سال که پیانو به جای سنتور و ویولن به جای کمانچه رواج پیدا کرده بود، وی نیز کمانچه را زمین گذاشت و نواختن ویولن را آغاز کرد و نزد رضا محجوبی به تکمیل آموخته‌های خود در موسیقی ایرانی پرداخت. چنانچه پس از اتمام تحصیل، استادش چنان از حاصل کار خشنود بود که تمام شهریه‌ای که تا آن زمان به وی پرداخته بود یکجا به او برگرداند.

بهاری پس از چندی در مشهد کلاس موسیقی جهت تعلیم می‌گشاید و یک سال هم با حبیب سماعی استاد سنتور کار می‌کند و شاگرد تعلیم می‌دهند و بعداً به تهران می‌آید و توسط استاد روح الله خالقی به مدرسه موسیقی جهت تعلیم دعوت می‌شود و در هنرستان شروع به همکاری می‌نماید.

این ایام مصادف بود با گشایش رادیو که او را نیز به همکاری فرا می‌خواند. در سال ۳۲ بود که پس از سال‌ها دوری از کمانچه، با علاقه فراوان دوباره این ساز را دست گرفت. در روزگاری که این ساز در حال فراموشی بود و اغلب به دیده تحقیر به آن نگریسته می‌شد و این ساز مخصوص مطرب‌های دوره‌گرد تلقی می‌شد. پس از اجراهای اصفر بهاری در رادیو، دانشگاه تهران از وی دعوت کرد تا به تعلیم هنرجویان این دانشگاه بپردازد. در سال ۱۳۴۶ با دعوت رادیو فرانسه در سالن دلاویل در میان سه هزار بیننده به اجرا پرداخت.
وی با همکاری با مرکز حفظ و اشاعه موسیقی ایران، شاگردان خوبی را تربیت کرد که هر کدام هم اکنون یکی از بهترین کمانچه‌نوازهای کشور می‌باشند.او علاوه بر ساختن قطعه‌های ضربی از قبیل پیش درآمد و رِنگ، بر ردیف موسیقی ایرانی و ضربی‌های روایت شده از متقدمین تسلط کامل داشت. اصغر بهاری نقش مهمی را در روایت تصانیف و نغمه‌های فراموش شده و مهجور موسیقی ایرانی دارد. چنانچه بسیاری از تصانیف و نغمه‌هایی که اکنون موجود است، مدیون حافظه اوست. وی در روز دوشنبه ۲۰ خرداد ماه ۱۳۷۴ درگذشت.

۰۰

بیوگرافی یغما گلرویی

دسته بندی : بیوگرافی تاریخ : سه شنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۵

بیوگرافی یغما گلرویی

 

زادروز: ۶ مرداد ۱۳۵۴
ملیت: ایرانی
پیشه: شاعر، ترانه‌سرا، مترجم، خواننده، نویسنده
سال‌های فعالیت: ۱۳۷۷-اکنون
سبک: موسیقی پاپ
لقب: گلایل
همسر: آتنا حبیبی

«یغماگلرویی» شاعر، ترانه‌سرا، نویسنده ایرانی در ساعت پنج بامدادِ روز ششمِ مرداد ۱۳۵۴ در بیمارستان «مهر» «شهرستانِ ارومیه» متولد شد. مادرش «نسرین آقاخانی»، پدرش «هوشنگ گلرویی» و خواهری بزرگتر از خود به نامِ «یلدا» دارد.

در یک سالگی‌اش خانواده به «تهران» نقل مکان کرد و در خیابان «گیشا» ساکن شد. در دوران ابتدایی سیاهی جنگ و مرگِ دوستانِ همکلاسش در بمباران را تجربه کرد. یغماگلرویی سال دوم دبیرستان بود که به خاطرِ درگیری فیزیکی با ناظم دبیرستان که در مراسم صبح‌گاه به گوش او سیلی زده بود برای دو سال از تحصیل در مدارس روزانه محروم شد و به دبیرستانِ شبانه رفت. در همان سال‌ها به جرمِ «دیوارنویسی» برای چند روز بازداشت و به مدتِ شش ماه مجبور به خارج نشدن از «تهران» شد.

یغما گلرویی شاعر، ترانه‌سرا و نویسنده ایرانی است
یغماگلرویی در اوایل دههٔ هفتاد، با «غزاله علیزاده» آشنا شد و به سفارشِ او به دفترِ نشریه آدینه رفت‌وآمد پیدا کرد و توانست با نویسندگانی چون «فرج سرکوهی»، «مسعود بهنود»، «عمران صلاحی»، «محمدمختاری»، «حمید مصدق»، «علی باباچاهی»، «ناصرتقوایی» دیدار کند. در پاییز سال هفتاد و سه، برای بار نخست با «احمدشاملو» در دهکدی فردیس کرج دیدار کرد و آثار خود را برای او خواند. این دیدار و دیدارهای بعدی باعث مصمم شدنش به ادامه دادنِ راهِ شعر شد.

یغماگلرویی به همراهِ «عزت ابراهیم‌نژاد» کوشید نشریه یی با نامِ «آرمان» را راه‌اندازی کند اما تمامِ مطالبِ جمع‌آوری شده برای شماره نخست به همراه رایانه شبانه از تحریریه به سرقت رفت. در اردیبهشت سال هفتاد و هفت نخستین مجموعه شعرِ خود را با عنوان «گفتم: بمان! نماند…» توسط مؤسسه فرهنگی هنری دارینوش منتشر کرد و بعد از آن حدود سی عنوان کتاب از او در زمینه‌های شعر، ترانه، ترجمه، فیلم‌نامه بازسرایی متون منتشر شده است.

یغماگلرویی به همراهِ «افشین یداللهی»، «نیلوفرلاری‌پو»، «سعید امیراصلانی»، «افشین سیاه‌پوش»، «مهدی محتشم» و… جلساتِ ترانه‌خوانی در خانهٔ پدری خود برگزار کرد و تداوم این جلسات رفته رفته باعث تشکیلِ «خانه ترانه» شد. بعد از حدود یک دهه در اعتراض به نحوهٔ گرداندن جلسات با نوشتن یک یادداشت از آن جلسات اعلام جدایی کرد. در فیلم سینمایی هفت ترانه به کارگردانیِ بهمن زرین‌پور در کنارِ ایرج راد، لعیا زنگنه، سحر جعفری‌جوزانی، شروین نجفیان بازی کرده و همچنین درچند مستند مانندِ «سفرنامه»، «شبِ شیدایی»، «خاطره‌های خط‌خطی»، «ترانه در تبعید» و «یغما گلرویی: ترانه‌سرا» حضور داشته است.
مقالات یغماگلرویی در نشریه‌هایی مانندِ «فیلم و سینما»، «ترانهٔ ماه»، «باور»، «گلستان ایران»، «نسیم هراز»، «گوهران»، «شرق»، «اعتماد»، «همشهری» منتشر شده‌اند. مادرش علاقه زیادی به ادبیات داشت، به همین دلیل از وقتی کودک بود با ادبیات و شعر آشنا شد و همین موضوع یکی از عواملی بود که وی را برای ورود به حوزه شعر و ترانه علاقه‌مند کرد.

 

شروع کار یغما گلرویی در زمینهٔ شعر، با شعر سپید بود

یغما دربارهٔ سال‌های تحصیلاتش می‌گوید:
دوران دبستان در مدرسه محمد باقر صدر خوندم، دورهٔ راهنمایی را در مدرسهٔ طالقانی و دبیرستان را مدرسهٔ مطهری که البته به دلایلی ۲ سال از تحصیل محروم شدم و بعد در مدرسه شبانه درس خوندم… من هیچ خاطره شیرینی از دوران مدرسه ندارم. چون آنقدر از مدرسه بدم می‌اومد که چیز شیرینی برام نداشت. همیشه از دیوار مدرسه می‌پریدم و فرار می‌کردم و …

 

زندگی حرفه‌ای یغما گلرویی
شروع کار یغما گلرویی در زمینهٔ شعر، با شعر سپید بود و کتاب‌های اولش در قالب شعر سپید منتشر گشت. اولین کسی که شعرهای یغما را اجرا کرد، امیر کریمی بود که در «آلبوم تا همیشه» چهار شعر از ترانه‌های او را ضبط نمود. اما اولین آلبومی که انتشار یافت، کاری از ناصر عبداللهی بود در «آلبوم دوستت دارم» که ۲ ترانه از یغما در آن بود.

یغما گلرویی پس از نامهٔ خداحافظی خود از دنیای هنر مدتی بی سر و صدا به زندگی عادی ادامه داد اما شروع دوباره بر سرزبانها افتادن نام وی شروع کار با خوانندهٔ ایرانی ساکن در آلمان شاهین نجفی بود. در تاریخ ۱۰ اسفندماه ۱۳۹۰ چهارمین آلبوم شاهین نجفی با نام هیچ هیچ هیچ منتشر شد. این آلبوم که در مجموع دارای ده قطعه بود دو قطعهٔ آن توسط یغما گلرویی سراییده شده بود.

یغما گلرویی در صحنه‌ها و رخدادهای اجتماعی حضوری ملموس دارد. در فروردین ماه ۱۳۹۳ خبر اعدام گروهبانی ایرانی با نام جمشید دانایی فر واکنش‌هایی را برانگیخت که یغما گلرویی هم با سرودن شعری با نام «این آسیاب به نوبت خون می‌گردد» انزجار خود را از این حرکت نشان داد.
اولین آلبومی که از ترانه های یغما گلرویی انتشار یافت، کاری از ناصر عبداللهی بود

 

آثار یغما گلرویی
از یغما گلرویی آثار متعددی از جمله شعر، داستان، ترجمهٔ شعر، فیلم‌نامه و غیره منتشر شده است و ترانه‌های او توسط خوانندگانی چون شادمهر عقیلی ،سیاوش قمیشی، امیر کریمی، حسن شماعی زاده، امید، شاهین نجفی، فرهاد جواهر کلام، ناصر عبدالهی، قاسم افشار، سعید شهروز، رضا یزدانی و چند خواننده دیگر اجرا شده است. ترانهٔ «تصور کن» که در آلبوم روزهای بی‌خاطرهٔ سیاوش قمیشی اجرا شد و ترانه ستاره که توسط شادمهر عقیلی در آلبوم آدم و حوا اجرا شد معروف‌ترین ترانه‌های او است.

 

مجموعه شعرها و ترانه‌های یغما گلرویی
– رانندگی در مستی (در ایران مجوز چاپ نیافت و در آلمان منتشر شد)
– باران برای تو می‌بارد (مجموعه شعر چاپ پنجم زمستان سال ۱۳۹۲)
– گریه‌های گربه خاکستری (مجموعه شعر چاپ نشد)
– دیوارنوشته‌های انفرادی (مجموعه شعر چاپ نشد)
– چپق صلح (مجموعه شعر)
– تصور کن (پنجمین مجموعه ترانه چاپ اول ۱۳۸۶)
– هایکوهای زندان (مجموعه شعرهای کوتاه چاپ نشد)
– ما رُ ببخشین! آقای دیکتاتور! (مجموعه شعر چاپ نشد)
– رقص در سلول انفرادی (چهارمین مجموعه ترانه چاپ اول ۱۳۸۴
– بی سرزمین تر از باد (سومین مجموعه ترانه چاپ اول ۱۳۸۲)
– اینجا ایران است و من تو را دوست می‌دارم (مجموعه شعر چاپ اول ۱۳۸۱)
– تنها برای تو می‌نویسم، بی بی باران (دومین مجموعه ترانه چاپ اول ۱۳۸۰)
– پرنده بی پرنده (نخستین مجموعه ترانه چاپ اول ۱۳۷۹)
– فاصله (سیاوش قمیشی مجموعه شعر چاپ اول ۱۳۸۰)
– مگر تو با ما بودی!؟ (مجموعه شعر چاپ اول ۱۳۷۸)
– گفتم بمان! نماند… (مجموعه شعر چاپ اول ۱۳۷۷)
– آهنگ یه دختر (خواننده ابی و شادمهر ۱۳۹۲)
– من رؤیایی دارم (مجموعه شعر چاپ اول ۱۳۹۳)

 

داستان، فیلم‌نامه، مجموعه‌نامه
– مسیح سرگردان
– سلام! خانم رنگین کمان!
– زنجیری (فیلم‌نامه)
– پوکه (فیلم‌نامه)

 

برخی از ترجمه‌های یغما گلرویی
– جهان در بوسه‌های ما زاده می‌شود، اشعار شاعران جهان
– فرشته‌ای در کنارِ توست!، شعرهای مارگوت بیکل، با همکاری ندا زندیه
– دو فنجون قهوه، دو نخ سیگار، شل سیلور استاین
– باران یعنی: تو بر می‌گردی!، نزار قبانی
– نه! نمی‌خواهم ببینمش… ، فدریکو گارسیا لورکا
– آوازهای کولی، فدریکو گارسیا لورکا

۰۰

بیوگرافی فرزین

دسته بندی : بیوگرافی تاریخ : سه شنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۵

بیوگرافی فرزین

 

نام اصلی فرزین
نام مستعار فرزین
زادروز ۱۳۳۱ / ۱۹۵۲(میلادی)
آبادان، ایران
اهل کشور ایرانی
درگذشت آبان ۱۳۷۸ / نوامبر ۱۹۹۹ (میلادی)
بن آلمان
سبک‌ها موسیقی پاپ
کار(ها) خواننده
مدت کار دهه‌های پنجاه و شصت خورشیدی
دلیل سرشناسی آهنگ دم بگیریم
آلبوم سرشناس گریه نکن

فرزین (درگذشت ۱۳۷۸ / نوامبر ۱۹۹۹ (میلادی)بن آلمان) خواننده موسیقی پاپ ایرانی در دهه‌های پنجاه و شصت خورشیدی بود. وی اصالت آبادانی داشت.

 

زندگی نامه

فرزین از هنرمندانی بود که قبل از انقلاب و در اوایل دهه ۵۰ شمسی کار خوانندگی را آغاز کرد. اولین آهنگی که اجرا کرد “مهمان” نام داشت که ساختهٔ بیژن قادری بود. وی قبل از انقلاب “دمیس روسس” ایران لقب گرفت.

فرزین قبل از انقلاب در ساتی نیک با عارف همکاری داشت. ساتی نیک پاتوق دوستداران عارف و فرزین بود.

از جمله آهنگهای آن موقع میتوان به آهنگ دم بگیرین (از آلبوم خداحافظ) اشاره کرد که در زمان خود جز آهنگهای روز و پرسرو صدا بشمار می آمد و میتوان آن را یکی از بهترین ترانه های فرزین دانست. مهرداد آسمانی (آهنگساز و خواننده ی معروف ایرانی) که خواهرزاده ی فرزین است به یاد او آهنگ “دم بگیرین” را باز خونی کرده است.

فرزین بعد از انقلاب پس از هشت سال سکوت در کار هنری ایران را ترک و به آمریکا مهاجرت کرد و اولین آلبوم خود را بنام گریه نکن ارائه داد که از جمله موفق ترین کارهای او و اثری جاودانه از آهنگساز معروف جهانبخش پازوکی بوده است و شامل ترانه هایی چون رطب، همنفس، هوای یار است. از دیگر آلبوم‌هایی که در خارج از او منتشر شده است میتوان به : معشوقه (منتشر شده در سال ۱۳۶۸) , عشق (منتشر شده در سال ۱۳۶۹، یکی از آهنگهای این آلبوم توسط خود او ساخته شده), زینو، بی رخ تو، اگه سوختیم، به یاد دیروز، شما واشک (آخرین آلبوم) اشاره کرد. وی همچنین آلبومی دارد که شامل بازخوانی آهنگهای داریوش است. یکی از آهنگسازانی که در کار او تاثیر بسیاری داشته است جهانبخش پازوکی می باشد. که تعداد زیادی آهنگ و ترانه برای او ساخته است.

او یکی ازعلاقه‌مندان به فوتبال بود به همین دلیل هم به تیم هنرمندان لس‌آنجلس پیوست و جزً اصلی ترین بازیکنان این تیم شد. فرزین همچنین علاقه ی زیادی به تیم پرسپولیس داشت و به همین خاطر ترانه‎ای به نام “پرسپولیس” اجرا کرد که سروده‌ی پازوکی میباشد.

وی به دلایل بخصوصی محیط هنری لس آنجلس را ترک و به آلمان مهاجرت کرد. فرزین همیشه برای هنرمندان و همکاران خود احترام قائل بود و معتقد بود که باید به همه ی خواننده ها امکان داده شود تا بتوانند در عالم هنر، هنرنمایی کنند. همچنین وی کمکهای فراوانی به پویا خواننده‌ی ایرانی کرد تا بتواند کار خوانندگی را شروع کند و درآن موفق شود.

از فرزین دو فرزند با نامهای آرش و آتیه بجای مانده که آرش داماد علی پروین (بازیکن اسبق تیم ملی فوتبال) میباشد .
درگذشت

علت اصلی مرگ وی سکته ی قلبی اعلام شد و دلیل آن تجمع چربی در میان قلب و وزن زیاد بوده است، بطوریکه در سالهای آخرعمر نفس کشیدن را برایش مشکل کرده بود تا اینکه بالاخره در نوامبر سال ۱۹۹۹ (میلادی) دار فانی را وداع گفت و برای همیشه از این جهان رفت.
آلبوم ها
نوشتار اصلی: ترانه شناسی فرزین‎

گریه نکن (۱۳۷۲)
معشوق (۱۳۷۱)
عشق (۱۳۶۹)
بی رخ تو
صدای خسته
اگر سوختیم
زینو

اشک (۱۳۷۸)
نام ترانه                              ترانه سرا                                آهنگساز                       تنظیم
گل                                      فرزین                               وحید بصیری                   وحید بصیری
اشک                        حسین جهانگیری                           وحید بصیری                   وحید بصیری
آشنای عشق                       فرزین                               وحید بصیری                    وحید بصیری
غم                          حسین جهانگیری                           وحید بصیری                    وحید بصیری
شکوه                             کاشانی                               وحید بصیری                    وحید بصیری
لیلی و مجنون               وحید بصیری                               وحید بصیری                    وحید بصیری
نفس                       حسین جهانگیری                           وحید بصیری                    وحید بصیری
زمستون                      سعید دبیری                         سیاوش قمیشی                  وحید بصیری
عشق                      موزیک بی کلام                      جهانبخش پازوکی                   وحید بصیری

خداحافظ (۱۳۷۵)
به یاد دیروز
راه ایران (۱۳۶۷)

۰۰

بیوگرافی عباس قادری

دسته بندی : بیوگرافی تاریخ : سه شنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۵

بیوگرافی عباس قادری

 

نام اصلی عباس قادری
تولد ۲۶ شهریور ۱۳۲۶
۱۸ سپتامبر ۱۹۴۷
ملیت ایرانی
سبک‌ها موسیقی مردمی

 

عباس قادری (زادۀ ۲۶ شهریور ۱۳۲۶ در تهران ) یکی از خوانندگان قدیمی به سبک موسیقی مردمی در ایران است. او در سال‌های آغازین دهه‌ی ۱۳۵۰ با اجرای ترانه‌های، «بدنام» و «زیارت» (زوار) به شهرت دست یافت .
شروع فعالیت

در نوجوانی شروع به انجام فعالیت هایی در عرصه موسیقی کرد . به طوری که ابتدا در سنین نوجوانی در جمع همکلاسی ها و بیشتر در اردو های پیش آهنگ مدارس آن دوران می خواند و بعد ها با فعالیت های هنری در تاتر ادامه داد.ولی فعالیت هنری عباس قادری به طور جدی و حرفه ای از سن هجده سالگی آغاز شد ، که باید راهنمایی ها و تشویق های استاد انوشیروان روحانی را یکی از مهمترین عوامل آغاز فعالیت جدی و حرفه ای او دانست.

اولین آهنگ عباس قادری آهنگی بود به اسم ” چیزی که عوض داره گله نداره” که بعد از عرضه ، با استقبال خوبی از طرف مردم رو به رو شد.و بعد از این آهنگ او صدها ترانه خاطره انگیز دیگر هم اجرا کرد . عباس قادری تنها خواننده ای از نسل خوانندگان مردمی ایران است که بعد از انقلاب ۵۷ دست از کار خود نکشید و همچنان کارش را تا به امروز ادامه داده است .

بعد از حدود چهل و پنج سال فعالیت هنری در کارنامه هنری این هنرمند حدود ۸۳۰ ترانه در آلبوم ها و سبک های مختلف به چشم می خورد. و از این هشتصد و سی آهنگ عباس قادری ، حدود هفتاد آهنگ ، برای فیلم های قبل از سال ۵۷، موسوم به فیلم های فارسی اجرا شده است . که از جمله معروفترین این آهنگ ها که برای فیلم اجرا شده است ، می توان آهنگ های ( بدنام ) و ( چیزی که عوض داره گله نداره ) را نام برد .

عباس قادری دارای دو دختر و دو پسر به نام های علیرضا و شهرام است که آهنگ های جدیدش از ساخته های شهرام است و همچنین تعدادی از آهنگ های قدیمی عباس قادری توسط شهرام قادری دوباره تنظیم و بازسازی شده است .
آلبوم‌ها

معجزه
گل بانو
بچه های ایرانی
شیطون بلا
خوش آمدی
سقا خونه
دور هم بودن
ناز گلکم

 

تک آهنگها
ترانه                   ترانه سرا                  آهنگ                 تنظیم
آهو خانم        مسعود فردمنش       مسعود فردمنش     سیروس علی آبادی

 

گفتگو با عباس قادری؛ خواننده قدیمی ایران

 

می‌گوید بچه خیابان سعادت است. جایی  بالاتر از میدان اعدام و پایین‌تر از مولوی؛ یکی از مرکزی‌ترین نقاط  پایتخت. در این کوچه‌ها بزرگ شده و موسیقی را در کوچه‌پس‌کوچه‌های این شهر و تئاترهای لاله‌زار دنبال کرده. حالا بعد از این همه سال هنوز همانی است که بوده

برای او موسیقی پیچ‌و‌تاب‌های فلسفی ندارد  بلکه گریزی برای شادبودن و شادکردن است، حرف دل مردمی که بینشان زندگی  می‌کند؛ حرف‌های ساده، آدم‌های ساده، همه‌چیز در طبیعی‌ترین و  معمولی‌ترین حالت اتفاق می‌افتد کلماتی برگرفته از حرف‌های عامیانه و روزمره، از دل کوچه‌و‌بازار یعنی جایی که زندگی چندنسل در آن معنا پیدا  کرده. این‌روزها کمتر نامش به گوش می‌خورد، تحت عنوان «موسیقی سخیف لاله‌زاری» این جریان حذف شد و حالا بعد از گذشت این همه‌سال موسیقی پاپ به جایش خوش نشسته. این گفت‌وگو اگرچه برای سرگذشت این موسیقی کوتاه است اما غنیمت است تا از زبان کسی بشنویم که در سالیان گذشته چه بر او گذشته است:

بعد از انقلاب و با تغییر سیاست‌های فرهنگی، موسیقی معروف به کوچه‌بازاری از فضای رسمی حذف شد. شما از جمله خوانندگان مطرح این سبک بودید که سال‌هاست فعالیتی رسمی در این زمینه نداشته‌اید. طی این سه‌دهه که این موسیقی مرسوم نبود، مشغول چه کاری بودید؟

من هم مثل خیلی کسان دیگر، در ایران ماندم و دوست داشتم در مملکت خودم زندگی کنم. افتخار می‌کنم که در این مملکت مانده‌ام، هرچه باشد اینجا وطن من است. زادگاه من است. ما اینجا به دنیا آمده‌ایم و همین‌جا باید دفن شویم. اگر هرکاری هم کرده‌ایم، برای شادی مردم بوده است. نه کار خطایی کرده‌ام، نه کلامی از سیاست گفته‌ام و نه بلدم و نه این کار را دوست دارم. ما عمرا در راه سیاست نبودیم و نخواهیم بود.

بارها از دوستان و مسوولان خواستیم که اجازه دهند در وسع و اندازه خودمان کار کنیم؛ البته کارهایی که موردتایید باشد که مساله‌ خاصی هم به وجود نیاید.

 

بعد از انقلاب برای شما دقیقا چه اتفاقی افتاد؟

گفتند کارها را بیاورید تا ما تایید کنیم. من هم به جای یک‌سری، چندسری از کارهایم را بردم ولی موردقبول قرار نگرفت…

 

چه سالی کارهایتان را به وزارت ارشاد بردید؟

تا ۱۰سال پیش هم دایم کارها را به ارشاد می‌بردم. از اول که انقلاب شد ما دوست داشتیم کار کنیم، مثل هنرمندان دیگری که به آنها گفتند چه کاری کنند و چه نکنند، ما هم یکی از آنها بودیم. اما متاسفانه هنوز هم جواب درستی به ما نداده‌اند.

 

یک عده از سبک خودشان فاصله گرفتند حتی عده‌ای آهنگ‌هایی مثل خلبانان و… را تولید کردند و به مشکلی برنخوردند. فکر می‌کنم شما چون معروف‌تر و شناخته‌شده‌تر بودید، مشکلات بیشتری داشتید… ؟

به‌هرحال آنها هم دوستان من بودند و مسیر خودشان را قبل انقلاب داشتند و بعد هم کارشان را به شکل دیگری ادامه دادند.من بعد از انقلاب خیلی زحمت کشیدم تا تعادلی بین خواسته مدیران و کار خودم برقرار کنم. یعنی هم مردم این موسیقی را دوست داشته باشند و هم اینکه کلام موسیقی توهینی به ارزش‌ها تلقی نشود اما متاسفانه اجازه انتشار آلبوم و برگزاری کنسرت به ما ندادند. قبل از انقلاب خواننده‌هایی که در این ژانر فعالیت می‌کردیم، ۱۰،۱۵نفری بودیم. الان دیگر تقریبا کسی نمانده و بیشترشان فوت کرده‌اند. سن ما بالا رفته و چیزی از عمرمان باقی نمانده. این آخرسری، دوست داریم کارهای قابل انتشار و پخش ما را تصویب کنند و اجازه دهند آنها را برای مردم اجرا کنیم .

 

گفتید بعد از انقلاب برای دریافت مجوز خیلی به وزارت ارشاد مراجعه کردید. در شعرها چه تغییراتی اعمال کرده بودید که همسو با سیاست‌های فرهنگی بعد از انقلاب باشد؟ مثلا برخی از خوانندگان برنامه گل‌ها بعد از انقلاب به سمت ترانه‌های حماسی روی آوردند ولی به نظر، موسیقی کوچه‌بازاری این پتانسیل را نداشت و ماهیتش تغییر می‌کرد؛ یعنی این جنس موسیقی نمی‌تواند حماسی شود چون برگرفته از فرهنگ زیستی یک‌دوره از تاریخ معاصر و تهران قدیم بوده… .

اتفاقا می‌شد. مساله اولیه این است که وقتی شما مرا برای مصاحبه دعوت کردید، حالا یا اینجا می‌نشینیم یا یک طبقه پایین‌تر یا بالاتر. ما به دعوت شما آمده‌ایم برای همین سعی می‌کنیم کاری را که شما از من می‌خواهید، انجام دهیم. تغییر می‌تواند در کلام اتفاق بیفتد و به مسایل روزمره نزدیک شود. قرار نبود ماهیت موسیقی و سبک ما تغییر کند. سبک و نوع این موسیقی پایه‌ای دارد که قابل تغییر نیست وگرنه که کلا موسیقی دیگری می‌شود.

 

در این زمینه کاری آماده کرده بودید؟

من دوتا قطعه درباره حضرت‌علی(ع) خواندم البته در سبک موسیقی خودم…

 

به آنها هم مجوز ندادند؟

نه، گفتند شما خوانندگانی هستید که مردم می‌شناسند و رویتان حساسیت دارند. این جوابی بود که دادند. ما همین الان هم دوست داریم برای مردم خودمان و در این مملکت فعالیت کنیم؛ چرا نباید بتوانیم؟

 

هیچ‌وقت رسما ممنوع‌الصدا نشدید؟

نه، هیچ‌کس چنین چیزی به من نگفت. گفتند شما می‌توانید به فعالیت‌تان ادامه دهید.

 

خیلی از کارهای قبلی شما را که گوش می‌کنیم، می‌بینیم مثلا مجری برنامه می‌گوید: حالا دعوت می‌کنیم از «خواننده مردمی…» خودتان از همان زمان روی این کلمه تاکید داشتید؟ آیا با واژه «کوچه‌بازاری» مشکل دارید …

نه، من حساسیتی ندارم. خوشحالم تمام مردمی که در کوچه‌بازار زندگی می‌کنند، از این موسیقی استفاده می‌کنند؛ واقعیت را خدمتتان عرض می‌کنم؛ می‌توانید از پدرتان که از همنسلان من هستند، بپرسید. بگذارید مثالی بزنم که فکر کنم جواب سوال شما هم باشد، تئاتر‌هایی در لاله‌زار بود که الان تک‌وتوک باقیمانده و سبک‌وسیاقشان فرق کرده؛ یعنی فقط نمایشنامه کار می‌کنند. آن زمان بیشتر کنسرت اجرا می‌کردند و گهگاهی هم نمایشنامه..

 

کارگران شهرستانی مثلا از ماهشهر، اهواز، دزفول و خرم‌آباد آنقدر به کار ما علاقه داشتند که به هوای «موسیقی کوچه‌بازاری» یا «مردمی» چهارشنبه‌شب که کارشان تمام می‌شد، بنده‌خداها می‌آمدند و می‌گفتند آقای قادری ترانسپورت شمس‌العماره را بلدی؟ ما از آنجا می‌آییم؛ چهارشنبه بلیت خریدیم و صبح رسیدیم تهران تا کارهای شما را ببینیم.

 

یعنی اینقدر برای مردم این موسیقی ارزشمند بود. منظورم از مردم، همین کارگرها هستند. از بس، کلام و شعر عامیانه بود. احساساتشان ساده و رقیق بود و پیچیدگی افکار روشنفکران را نداشت…

بله، منظورم همین است.

 

موسیقی پاپیولار همین معنی موسیقی مردمی را می‌دهد؛ یعنی موسیقی‌ای که فراگیر است. فکر می‌کنید موسیقی پاپ واقعی ما، این بوده؟

باور کنید این بوده. کارهای پاپ کلاسیک هم اجرا کردیم مثل «تکه‌سنگ»، «حرف نگفته» و… مثلا همان کار‌های قدیمی‌تر را کلاسیک نواختند و حالت سولی‌کرون عربی به آنها ندادیم. ما هم همان‌جایی برنامه اجرا می‌کردیم که اکبر گلپایگانی می‌خواند. هرکسی برای خودش هوادارانی داشت و برنامه‌ها طوری بود که همه با هم بودند.

 

می‌دانیم آن زمان موسیقی گل‌ها خیلی مطرح بود. چرا شما این سبک را انتخاب کردید؟ الان حتی برخی موزیسین‌های سنتی ما هم به‌خاطر شهرت و پول به سمت موسیقی پاپ رفته‌اند…

متاسفانه این بد است. از اول من کار خودم را کردم. هیچ‌وقت سعی نکردم کسی کاری انجام دهد و دنباله‌رو او باشم. دنباله‌رو من بوده‌اند ولی من دنباله‌رو کسی نبوده‌ام. دوست نداشتم اگر کاری از من پخش می‌شود و مردم آن را می‌شنوند، بگویند این کار شبیه کار فلانی است. متاسفانه الان اینطوری نیست و یک‌عده یک اثری تولید می‌کنند و برایش زحمت می‌کشند و عده‌ای هم همان را اجرا می‌کنند. البته اگر بهتر اجرا کنند، عیبی ندارد ولی کار قبلی را هم خراب می‌کنند. نکته مهم این است که تکیه‌کلام‌ها و ضرب‌المثل‌هایی که در این موسیقی هست، در ترانه‌های پاپ امروز جایش خالی است…

ببینید، الان کسانی که ادعایشان می‌شود حتی در آن طرف آب‌ها، یعنی در موسیقی لس‌آنجلسی هم از موسیقی ما استفاده می‌کنند، جاهای قشنگ ترانه را روی ملودی سوار می‌کنند و اورتور آهنگ را روی چیزی می‌گذارند که اصلا صحیح نیست، چون آن اورتور برای این ملودی ساخته نشده.

 

نام اولین ترانه شما، گویای سبک ونگرش‌تان به موسیقی است: «چیزی که عوض داره گله نداره.» این ترانه‌ها برگرفته از بین ضرب‌المثل‌ها و تکیه‌کلام‌های مصطلح تهرانی‌های قدیم بوده است…

ما فقط به گفت‌وشنود مردم در خیابان و محافل توجه داشتیم و سعی می‌کردیم خواسته آنها را برآورده کنیم. من ۸۳۰ترانه خوانده‌ام که همه آنها از دل حرف‌های روزمره و حرف دل مردم بود. همه سوژه‌های روز بود و ضرب‌المثل‌های رایج مثل همین «چیزی که عوض داره گله نداره»، «حرف‌حساب جواب نداره» یا به قول قدیمی‌ها «آب از سر چشمه گله…»، «دورهم‌بودن خودش یک نعمته» یا «بزنم به تخته» همه سوژه‌های روزمره بود. چیزی نبود که به جایی بربخورد.

برای همین می‌گفتند: «موسیقی مردمی» چون از دل گفت‌و‌گوهای روزمره درمی‌آمد…

من از مردم همیشه سپاسگزار بودم چون محبتشان همیشه شامل حالم بوده. الان خیلی خوشحالم که می‌بینم حتی نوجوانان هم مرا دوست دارند و در محافل موردمحبت قرار می‌دهند؛ فکر می‌کنم به این خاطر است که توانستم با موسیقی دلی را خوش کنم و دردی را از روی دلشان به وسیله شعر و آهنگ بردارم. شعر‌ها هم که مشخص است چگونه بوده.

 

طی این سال‌ها فعالیت‌تان ادامه داشته؟

این شغل من است. نمی‌توانم این حرفه را رها کنم چون این کار در دل و خونم است. باید عقده‌ای را که در دلم است به‌صورت شعر و آهنگ پیاده کنم. چیز بدی هم نیست من دوست دارم همه آن را دوست داشته باشند. شما به موسیقی این روزها نگاه کنید. شاید الان پیش خودتان بگویید هرکس می‌گوید کار من خوب است، ولی باور کنید منظورم این نیست. به نظرم کار یک هنرمند را باید بیشتر جامعه دوست داشته باشند، یعنی اگر هفت‌میلیون جمعیت داریم، پنج‌میلیون آن را دوست داشته باشند. این گفته من است. نمی‌خواهم کاری کنم که کسی دوستش نداشته باشد بلکه همیشه اکثریت جامعه و مردم را در نظر می‌گیرم.

 

چرا بعد از انقلاب از ایران نرفتید؟

پسرم در آمریکا درس می‌خواند و من به دیدنش می‌روم ولی دوست ندارم از ایران بروم. من یک‌وجب از خاک ایران را به کل دنیا نمی‌دهم. این را به حقیقت می‌گویم. الان گرین‌کارت هم دارم و می‌توانم بروم ولی دوست ندارم. باور کنید وقتی از ایران خارج می‌شوم، ناراحتم اما در راه بازگشت خیلی خوشحالم و با خود می‌گویم دارم به وطن و خانه خودم برمی‌گردم.

 

اولین باری که به سمت موسیقی رفتید چه چیزی شما را جذب کرد؟ می‌خواهم برسیم به جایی که ببینیم چطور این سبک از موسیقی را برای ادامه روند کاری‌تان انتخاب کردید. اولین آهنگ‌هایی که خواندید در همین سبک کوچه‌بازاری بود؟

من از ۱۰سالگی در هرمدرسه‌ای که درس می‌خواندم، در برنامه‌های موسیقی‌اش فعالیت داشتم. برنامه‌ای به نام «پیشاهنگی» بود که بچه‌ها را به اردو می‌بردند و آنجا برنامه و تمرین‌های موسیقی داشتیم.

 

مدرسه شما کجا بود؟

طرف‌های پایین‌شهر مدرسه‌ای بود به نام «فرخی»، یکی هم در خیابان ولیعصر بود، اسمش یادم نیست… دو، سه تا مدرسه عوض کردم…

 

منزلتان آن زمان کجا بود؟

خانه ما خیابان سعادت بود. از این طرف می‌شد پایین‌تر از میدان مولوی و از آن طرف بالاتر از میدان اعدام سابق. به‌هرحال منطقه جنوب شهر بود و من افتخار می‌کنم که در آن محیط بزرگ و با خوی‌ومنش بچه‌های آن محل بزرگ شده‌ام. از طرف مدرسه یک گروه بودیم که برای پیشاهنگی انتخاب شده بودیم. آقای انوشیروان روحانی با یک اکیپ خیلی درجه‌یک و تمام‌عیار که هیچ کم‌وکسری نداشت، حدود یک‌ماه طرف محمودآباد بابلسر چادر زده بودند و هرهفته یکی از خواننده‌هایی که با ایشان کار می‌کردند، می‌آمد و یکی، دوروز برنامه اجرا می‌کرد. همه دور هم بودند و برنامه‌های مختلف اجرا می‌کردند. اگر سوالی یا راهنمایی لازم داشتیم، می‌توانستیم در یک محیط دوستانه بپرسیم. آقای روحانی امتحان سولفژ از بچه‌ها می‌گرفت و آنها را راهنمایی می‌کرد که به موسیقی ادامه بدهند یا نه.

آن زمان انوشیروان روحانی معروف بود؟

بله، شماره یک بود، الان هم شماره‌یک است.

 

ساززدن را هم از همان سال‌ها شروع کردید؟

من ساز نمی‌زدم ولی خیلی دوست داشتم نوازنده حرفه‌ای باشم تا ملودی‌هایی را که در ذهنم بود، اجرا کنم چون به این شکل نمی‌توانستم به آهنگسازان ذهنیتم را نشان دهم. دوست داشتم همان لحظه‌ای که یک ملودی به ذهنم می‌رسد، با ساز بزنم و ضبط کنم که فراموشش نکنم و گم نشود.

 

عود می‌نواختید؟

نمی‌شود گفت نوازنده هستم ولی می‌توانم گام‌ها را پیدا کنم.آن زمان اوج کاری «منصور صارمی» و «عبدالوهاب شهیدی» بود؛ از طرفی هم کسانی مثل «عبدالحلیم حافظ» هم روی موسیقی ما تاثیر داشتند…بله، واقعیتی است. اتفاقا عود یک ساز ایرانی است. من که ۴۰سال است موسیقی کار می‌کنم ولی عود از صدسال پیش در موسیقی ما بود و از ایران به کشورهای عربی رفت.

 

اولین اثرتان یعنی قطعه «چیزی که عوض داره گله نداره» چگونه شکل گرفت؟

ملودی‌ای در ذهنم بود و دوستی داشتم به نام ناصر تبریزی که متاسفانه فوت کردند. من ترانه را همین‌طوری می‌خواندم و اورتور و پیش درآمد و جواب نداشت. نظراتی در ذهنم بود که به ناصر تبریزی گفتم و او هم ویولنش را برداشت و گوشه‌ای رفت و کمی این قطعه را زد و گفت هماهنگ و قشنگ است و همین را اجرا می‌کنیم.

 

با هم دوست بودید ولی هنوز هیچ فعالیتی نداشتید؟

نه، با هم دوست بودیم. من از مدرسه که می‌آمدم، به تئاترهای لاله‌زار می‌رفتم. پنج‌تئاتر بود که از سه بعدازظهر تا یازده‌ونیم شب برنامه داشتند. آنجا با ناصر تبریزی آشنا شدم و او خیلی به من کمک کرد. چندقطعه با هم منتشر کردیم که خیلی سروصدا کرد. یکی همین آهنگ گله نداره بود و…

 

داوود مقامی قبل از شما فعال بود؟

خدا رحمتش‌کند. من آن زمان، خیلی مشهور نبودم ولی کارهایم در بازار موجود بود که ایشان کارشان را شروع کردند. فقط آهنگ می‌خواند و جایی برای اجرای برنامه و کنسرت نمی‌رفت. فقط صفحه منتشر می‌کرد.

 

قاسم جبلی چطور؟ از او متاثر بودید؟ یعنی کارهایشان را گوش می‌دادید؟

او که خیلی سال قبل از ما فعالیت می‌کرد وپیشکسوت همه ما بود. بله کارهایشان را دوست داشتم ولی دونفر به نام‌های هوشنگ شوکتی و بهرام سیر بودند که کارشان را دوست داشتم چون تم عربی داشت. جبلی هم این سبک را وسیع‌تر ادامه داد.

 

همان‌طور که اشاره کردید کسان دیگری هم در این سبک موسیقی فعالیت داشتند مثل قاسم جبلی که قبل از شما بودند. وجه تمایز کار شما با دیگران به‌نظر خودتان چه بود؟ چه تغییری به موسیقی خودتان دادید، حالا در تنظیم یا نوع خوانش و اشعار…

من بیشتر روی کلام تکیه داشتم. کلام، روی شنونده‌ها خیلی تاثیر دارد. خیلی چیزها را الان می‌شنویم که معنی و مفهومی ندارند. دیده‌اید که چه کارهایی در حال حاضر منتشر می‌شود؟ ولی ما سعی می‌کردیم کلامی که می‌خواهد روی ملودی سوار شود، به دل مردم بنشیند و به زبان روزمره و مردم نزدیک باشد. مثل شعر: «گفتن یک دوست دارم دیدی چه به روز من آورد / تورو که مهربون بودی به عالم دیگه‌ای برد / لال بشه این زبان من راز دلم‌رو گفت به تو.» مثلا این یکی از ترانه‌هاست. همه کارهایم از همین سوژه‌های مرسوم و واقعی گرفته شده بود. الان که بی‌نیازم و شهرام پسرم همه کارهایم را انجام می‌دهد.

 

سبک آوازخواندن خودتان را چگونه پیدا کرده بودید؟

کارم کمی تم عربی داشت یعنی «سولی‌کرون» بود و دستگاه‌ها کمی خرد می‌شد؛ بر فرض یک‌نت را ۱۰تکه می‌کردند و به آن حالت عربی می‌دادند و کار قشنگ‌تر می‌شد. در گوشه‌های دستگاه تغییراتی می‌دادند که آهنگسازان بهتر می‌دانند و من نمی‌توانم به‌طور واضح بازگو  کنم.

 

با فیروز برنجیان یا همان آقای بابک رادمنش غیر از آهنگ تکه‌سنگ چه قطعاتی را کار کردید؟

برنجیان آن زمان آهنگساز بنامی نبود، کارش قشنگ بود، خیلی هم قشنگ بود ولی هنوز خیلی معروف نبود و خودش هم آن زمان می‌خواند. او بعد از انقلاب به لندن رفت. پسر هنرمندی هم به نام «سامی یوسف» دارند که کارش خیلی خوب است و فکر می‌کنم با کمک پدرش توانسته به اینجا برسد. اگر به یک‌سری از آهنگ‌هایشان که خیلی هم با استقبال روبه‌رو شد توجه کنید، تم عربی دارد: «بیا بریم دریاکنار» تمش عربی است ولی کلامش ایرانی است و همین کارهای عربی باعث شد بیشتر شناخته شوند. البته الان به نام بابک رادمنش معروف هستند. من حدودا ۳۶ کار از ۸۳۰کاری که اجرا کردم با همکاری ایشان بوده؛ مثل «تکه‌سنگ»، «قهر طبیعت» و…

 

آهنگسازانی که با آنها کار کردید خودشان را با سبک خوانش شما هماهنگ می‌کردند؟

صددرصد. بعد هم مثلا ممکن بود کاری را دوست نداشته باشم، ولی آهنگساز می‌گفت فقط تو می‌توانی این کار را بخوانی، یعنی بعضی اوقات کارهایی از روی اجبار می‌خواندم.

 

چطور شد که به جامعه باربد رفتید؟

استاد «اسماعیل مهرتاش» از هنرمندان بنام قدیمی بود که آن زمان با خانم «ملوک ضرابی» و خیلی کسان دیگر کار می‌کردند.تمام شاگردانشان هرکدام بعدها در سبکی به استادی رسیدند. کلاس‌هایی داشتند که هفته‌ای دوجلسه بود. تمام خوانندگان معروف می‌آمدند و آموزش می‌دیدند.

 

به سفارش «انوشیروان روحانی» به جامعه باربد رفتید؟

نه، آقای روحانی را در همان دوره‌های پیشاهنگی دیدم و آشنا شدم و مشوق کارم در اصل ایشان بود. از من پرسید کجا می‌خوانی؟ گفتم: جایی نمی‌خوانم ولی یکی، دوجا دعوتم کرده‌اند. جایی بود به نام «تالی هو» در خیابان کریم‌خان، بعد از آشنایی دعوتشان کردم. وقتی من خواندم، نمی‌دانید چقدر مرا تشویق کرد. ایشان آن زمان خیلی بروبیا داشتند و به‌قول ‌معروف روی دستشان کسی نبود. بهترین سوژه‌های شعر و آهنگ را مثل سوژه فیلم‌های سینمایی برای خواننده‌اش می‌ساخت.

 

شاعرانی که با شما کار می‌کردند، به سبک و سیاق کار شما برایتان ترانه می‌سرودند یا خودتان انتخاب می‌کردید؟

خودم سوژه‌ها را به شاعر می‌دادم که مثلا در مورد چه چیزی باشد. در ابتدا که آقای «معینی‌کرمانشاهی» در رادیو بودند،با ایشان کار کردم، مثلا شعر «نامه‌رسان» را که آقای شجاعی خوانده بود، خواندیم. گروهی از خوانندگان و شاعران بودیم که روزهای دوشنبه یا سه‌شنبه در رادیو که آن زمان در میدان ارگ بود، دور هم جمع می‌شدیم و کارها را برای روز جمعه ضبط می‌کردیم. نام برنامه هم «جمعه‌بازار» بود، مثلا آقای  معینی‌کرمانشاهی و شاعران دیگر یک ترانه جدید می‌خواندند و بعد ما بین خودمان انتخاب می‌کردیم که چه شعری را چه کسی بخواند. با هم به توافق می‌رسیدیم چون ممکن بود از یک شعر، چندخواننده خوششان بیاید ولی بر اساس سبک کاری‌مان و کارهای گذشته که شعر به سبک چه کسی بیشتر می‌خورد، بین خودمان به صورت دوستانه تصمیم می‌گرفتیم چه کسی چه شعری را بخواند. آن زمان همه با هم رفتار دوستانه‌تری داشتند ولی الان همه کارهای یکدیگر را کپی می‌کنند. الان خیلی‌ها کارهای ۴۰ یا ۵۰سال پیش مرا در آن طرف آب خواندند.

 

مثل چه آهنگ‌هایی؟

مثلا آهنگ «از اون بالای شمرون / تا این پایین تهرون» را «احمد آزاد» خواند یا آهنگ «عزیز‌ترین» را «حبیب محبیان» خواند با این مضمون: «تو به پاکی مثل آبی…» یا آهنگ «نازی‌نازی». اکثر کارهای مرا دوباره خواندند. من نمی‌گویم نخوانند ولی حداقل از آهنگساز و خواننده تشکر کنند.

 

هیچ‌وقت در زمینه آموزش فعالیت داشتید؟

آن زمان‌ها چرا، ولی الان نه. برای اینکه باید مجوز می‌گرفتم ولی منی که می‌خواهم چهارتا کلام به شما یاد بدهم، اول باید کار خودم مجوز داشته باشد تا به شما یاد بدهم. وقتی خودم مجوز ندارم، چرا این موسیقی را آموزش بدهم؟

 

کسانی بودند که کارشان را دوست داشته باشید؟

غیر از بچه‌های خودمان مثل آقای رادمنش و…کسان دیگر را در حدی نمی‌بینم که وقت بگذارم تا کارشان را بشنوم. شعرها آنقدر پوچ است که چیزی ندارد تا وقت بگذاریم و گوش دهیم .

یعنی کل موسیقی پاپ؟

شجریان و اصفهانی و پسر آقای ایرج کارهایشان خوب است و محتوا دارد ولی خیلی‌های دیگر که روزی هزاربار هم کارشان از کانال‌های مختلف داخلی و خارجی پخش می‌شود، هیچ محتوایی ندارد.

 

این‌روزها برخورد مردم با شما در خیابان چطور است؟

خیلی خوب است. قسم می‌خورم که من پنج‌دقیقه نمی‌توانم بیرون باشم؛ از محبت مردم که من شرمنده می‌شوم. جوان‌های ۲۰ساله علاقه عجیبی نشان می‌دهند و من از خدا متشکرم و با خودم می‌گویم اینقدر به من لطف داشته که حتی جوان‌هایی به این سن‌وسال از من حمایت می‌کنند. به این شکل از خدای خودم ممنونم چون کاری که کردم را اکثریت مردم دوست دارند.

 

الان به موسیقی شما چندنگاه وجود دارد. یک عده برخورد نوستالوژیک دارند چون نسلی را یاد طهران قدیم می‌اندازد. عده‌ای هم می‌گویند جامعه تغییر کرده و این موسیقی کوچه‌بازاری که در حافظه شنیداری ماست، الان دیگر مخاطبی ندارد. نظر شما چیست؟

الان نسل عوض شده و همه فرق کرده‌اند. ۴۰سال گذشته و دیگر آن زمان تکرار نمی‌شود. آدم‌ها و جاها و شرایط تغییر کرده. الان شخص من نمی‌توانم و نخواهم توانست مثل قبل باشم چون در این محیط و زمان زندگی می‌کنم و نمی‌توانم آثاری شبیه گذشته خلق کنم. بالطبع همه‌چیز تغییر کرده. مساله این است آن زمانی که باید از این موسیقی حمایت نشد و الان هم هیچ اقدامی برای حفظ و نگهداری‌اش انجام نمی‌دهند.

این موسیقی بخشی از فرهنگ ایران است نه اینکه چون خودم خواننده این موسیقی بودم این را بگویم، ولی این موسیقی اصالت داشت و حرف دل مردم بود و برگرفته از موسیقی غربی نبود. چه موسیقی‌ای را با این المان‌های ایرانی که بازگوکننده وضعیت زندگی مردم و نوع حرف‌زدنشان در تهران قدیم و در دوره‌ای از تاریخ باشد، سراغ دارید؟

 

بعد از انقلاب درآمدتان از کجا تامین شد؟

الحمد‌الله یک لقمه نان و پنیری از قبل داشتیم. در عین حال کار کردیم و دوستان خوبی هم داشتیم که شرکت‌های مختلفی در زمینه تولید آلات موسیقی داشتند. سفارش کارهایی را به ما می‌دادند که درحیطه موسیقی بود، مثلا ساخت خرک سنتور و… فعالیتم در زمینه موسیقی بود ولی نه به صورت انتشار آلبوم و برگزاری کنسرت. وقتی آدم نمی‌تواند چلوومرغ بخورد، باید سعی کند از یک لقمه نان و پنیر لذت ببرد.

 

شغل ثابتی نداشتید؟

چرا، زمانی در شرکت «روغن‌نباتی قو» کار می‌کردم و سرپرست یک قسمتی بودم. بعد دوباره وقتی به آنجا برای کار رفتم، دیدم همه‌چیز تغییر کرده و همه‌دستگاه‌ها اتوماتیک شده و نتوانستم کارم را ادامه دهم. خلاصه سال‌های سال را به همین منوال گذراندیم.

 

الان دوست دارید چه اتفاقی در موسیقی بیفتد؟ مخصوصا در زمینه موسیقی پاپ که به‌نوعی جایگزین موسیقی کوچه‌بازاری شده است؟

در حال حاضر، هر مملکتی برای هنرمندانش ارزش قایل است و خواننده‌ای که تازه بالا آمده و گل کرده جایگاهی دارد. هنرمندی که ۴۰سال پیش کارش را شروع کرده هم جایگاه خودش را دارد. ما از وزارت ارشاد این درخواست را داشتیم. شغل ما این است، کارمان این است و به جز این، کار دیگری نمی‌توانیم انجام دهیم، باید بتوانیم در چارچوب مشخص‌شده به کارمان ادامه دهیم. کاری را که شما بگویید، سعی می‌کنیم به نحواحسن انجام دهیم؛ نه کلامی بالاتر و نه پایین‌تر. من دوست دارم در مملکت خودم باشم و برای مردم خودم بخوانم.

 

آخرین کارتان آلبوم «نازگلکم» بود. آیا مشغول کار جدیدی هستید؟

فعلا نه چون بازگشت مادی برایم ندارد.

 

هزینه آلبوم‌هایتان از کجا تامین شد؟

چند آلبومی که بعد از انقلاب منتشر شده، هزینه‌هایش از جیب بوده و برگشتی نداشته. هموطنانم می‌توانند آنها را از اینترنت دانلود کنند.

 

یعنی همه به صورت رایگان در اختیار مخاطبان قرار گرفته است؟

بله، ولی از الان به بعد، دیگر این کار را نمی‌کنم.

 

اگر قرار باشد منتخبی از کارهای گذشته را انتخاب کنید که مشکل مجوز ندارند کدام‌ها را انتخاب می‌کنید؟

تا آنجایی که می‌دانم، به غیر از یک ترانه، من کار بدی نخوانده‌ام. بازهم شما به شعرهای من گوش کنید ، یک کلام ندارد که به کسی بربخورد یا سیاسی و مبتذل باشد. ما اصلا در این خط‌ها نبودیم؛ سبکی داشتیم، ادامه دادیم تا به حال و الان دیگر از این کار سیر شده‌ایم. الان هم به‌نظرم کار از درخواست گذشته؛ چون وقتی سن آدم بالا می‌رود، باید جایگاهی داشته باشد که متاسفانه ما نداریم. تنها جایی که دارم، دل مردم است.

۱۰